بسیج دانشجویی دانشگاه علم وصنعت واحد بهشهر
(وبلاگ رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه علم وصنعت واحد بهشهر)
آیا حضرت فاطمه سلام الله علیها شهید شد؟
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳٩٠/۱/٢۸

|
از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آنبزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان میگویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟
برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نمودهاند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود میگوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقلکرده است.[1]
البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانهخالی کردهاند؛ چنان که سید مرتضی رحمة الله علیه در این زمینه میگوید:
«در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمیکردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفهبا فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقلآنها خودداری نمودند.»[2]
مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»[3]
اما منابع اهل سنت:
1- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمهعلیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»[4]
همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ ،عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیتعلیهم السلام جلوگیری کرد.»[5]
2- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت میگوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود.»[6]
3- مقاتل بن عطیه میگوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردمبیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتشکشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[7]
4- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرمصلیاللهعلیهوآله وسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد.
ابو العاص به پیامبر صلیاللهعلیهوآله وسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلیاللهعلیهوآله وسلم بهزید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقعکجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد وبه مکه بازگشت. پپامبر صلیاللهعلیهوآله وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباحشمرد.»
ابن ابی الحدید میگوید:
«من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبرصلیاللهعلیهوآله وسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباحشمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند کهباعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح میشمرد.»
ابن ابی الحدید میگوید، به استادم گفتم:
«آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم میگویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟
پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقلنکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[8]
این قصه، به خوبی نشانمیدهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خودابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف میکند؛ آن جا که میگوید: «عَلی اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهلحدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان میگویند نقل کردهاند.[9]
5- سکونی یکی از راویان اهل سنت است[10]او میگوید: «نزد امام صادقعلیهالسلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیهالسلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسرنبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمینبر میدارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی میکند و از رزق شمانمیخورد (پس چرا ناراحتی؟).»
سکونی میگوید: (با کلمات امام صادق علیهالسلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:
«ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیْتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَاللهِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِالصدیقة» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَةَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[11]چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانیاش گذاشت و گویا گریه میکرد و فرمود: حال که اورا فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نامدر نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبهخود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی میگوید:) همیشه امام صادق علیهالسلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را میشنید به یاد جدهاش (فاطمه) ومصیبت های او میافتاد و همیشه تذکر میداد و میگفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمهعلیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.
توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنیگری خویش را نشانداده و ذیل کلام امام صادق علیهالسلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلبروشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ وعمر بر آن حضرت وارد شد.
چنان که ابابصیر از امام صادق علیهالسلام متن کامل کلام حضرت را به این صورتنقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمهعلیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدتبیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگانخویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[12]
ب. منابع شیعه:
نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است:
هنگامی که خواستند علی علیهالسلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمهعلیهاالسلام روبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسر گرامیاشصدمههای روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است؛فقط به گوشهای از آن در یک نقل تاریخی اشاره میکنیم؛ وگرنه در این موضوع، نقل هایتاریخی فراوان است.
خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آنچنین مینویسد:
«... وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشتههای بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروختهتر شد و چنان لگدیبر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ اللهِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند." سپسفریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال میخواست مانع (بردن علی) شود، مناز روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد...»[13]
آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد،تنها گوشههایی از ستم هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است.[14]
[14]کتاب "الهجوم علی بیت فاطمه"، حسین غیب غلامی، در این باره روایات مربوطه را خوب بررسی کرده است.
|
| منبع: پایگاه حوزه6910-16910-1 |
کلیپ اخراجی ها
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳٩٠/۱/۱۸

آهنگ پایانی را از اینجا دانلود کنید.
مراسم دعا برای نجات شیعیان بحرین
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳٩٠/۱/۱٧
|
از سوی مرکز رسیدگی به امور مساجد؛ مراسم دعا برای نجات شیعیان بحرین امروز در مساجد ایران برگزار میشود |
 |
مرکز رسیدگی به امور مساجد از مردم خداجوی ایران دعوت کرد تا در مراسم دعای توسل که امروز چهارشنبه بعد از نماز مغرب و عشاء برای نجات شیعیان مظلوم بحرین در مساجد کشور برپا میشود حضور یابند.
|
به گزارش گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»، مرکز رسیدگی به امور مساجد با انتشار اطلاعیهای در این زمینه تاکید کرد: در پی قیام ملتهای مسلمان منطقه خاورمیانه و حرکتهای آزادی خواهانه مسلمانان بحرین، جهانیان شاهد برخورد سبعانه نظامیان بحرینی و هم پیمانان آن با قیام اسلامی و آزادی خواهانه شیعیان بحرین هستند.
این مرکز از مردم خداجوی ایران دعوت کرد تا در مراسم دعای توسل که امروز چهارشنبه بعد از نماز مغرب و عشاء برای نجات شیعیان مظلوم بحرین در مساجد کشور برپا میشود حضور یابند.
در این اطلاعیه همچنین آمده است: مرکز رسیدگی به امور مساجد رفتار ددمنشانه با مردم بیپناه بحرین را شدیدا محکوم میکند./انتهای پیام/
منبع:snn.ir
|
اوج انحطاط اخلاقی غرب ازدواج مردی باسگش
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/٩/۱۸
آیا غرب در اخلاق و انسانیت پیشرفت کرده است!؟قابل توجه سینه چاکان تئوری غرب پایان این تئوری تربیت مردمی این چنین است:
«جوگیو»، یک جوان 20 ساله اهل منطقه «تو وومبا» در ایالت «کوئینزلند» استرالیا است.
این مرد جوان روزگذشته در حضور دوستان و آشنایانش با سگ محبوبش ازدواج کرد.
بر اساس گزارش رسانههای دولتی این کشور، این مرد جوان در مصاحبهای با خبرگزاری فرانسه، خاطر نشان کرد: من به مدت پنج سال از این سگ نگهداری کردم و دیروز با به تن کردن لباس دامادی و تهیه یک لباس مخصوص عروس برای سگم با این حیوان ازدواج کردم.


برده فروشی مدرن!
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/٧/٢٩
واقعیت اخلاق جنسی غرب و رعایت حقوق زنان توسط آنها این است که می بیند.زنان و دختران را از خانواده ها جدا می کنند و مجبورشان می کنند امیال بیماران جنسی را، مانند بردگان برآورده کنند.براستی نام این عمل را چه می توان گذاشت؟؟دنیای غرب امروز همه معاصی کبیره اقوام قبلی را یک جا انجام می دهد از همجنس گرایی قوم لوط گرفته تا برده داری و... قابل توجه سینه چاکان لیبرال سرمایه داری
عکس:خود فروشی زنان در اسرائیل
در اقدامی آشکار از ترویج بی بند و باری و فساد اخلاقی در جامعه صهیونیستی، زنان برای فروش در ویترین فروشگاه های زنجیره ای اسراییل به معرض نمایش گذاشته می شوند.
به گزارش مشرق روزنامه صهیونیستی هاآرتض نوشت؛درحالی که فروشگاهها لباس های تن مانکن را برای فروش در ویترین با برچسب قیمت به معرض نمایش می گذارند در اسراییل اخیرا زنانی که از کشورهای مختلف قاچاق شده اند با برچسب قیمت برای تن فروشی در ویترین به نمایش گذاشته شده اند.
به نوشته این روزنامه، در ویترین فروشگاهی در " مرکز خرید دیزین گوف" در تل اویو پایتخت اسراییل تابلویی نصب شده که بر روی آن نوشته شده است "زنان برای فروش بر حسب سلیقه شخصی".
در این فروشگاه، هفت زن جوان با حالتی زننده درحالیکه بر روی آنها اتیکت قیمت زده شده است، در ویترین به نمایش گذاشته شده اند که نظر هر عابر پیاده ای را به خود جلب می کنند.
به نوشته قدسنا عابران در گفتگو با رسانه های اسراییلی گفته اند که ما ابتدا فکر می کردیم این زنان مانکنهای چوبی هستند که برای نمایش لباسها در ویترین قرار گرفته اند اما با جابجا شدن و پلک زدن آنها فهمیدیم که اینها انسان هستند. گفتیم شاید بجای مانکن های چوبی از این دخترخانم ها استفاده شده است پیگیرشدیم دیدیم خیر این ها برای فروش در ویترین مغازه قرارگرفته اند.
هاآرتض نوشت: بر روی اتیکت هر یک از زنان، سن، وزن، اندازه و کشور محل تولد آنها درج شده است.
تصاویر زیر گوشه هایی از برده فروشی مدرن در اسراییل مدعی دمکراسی را نشان می دهد که توسط پایگاه خبری گتی ایمیج منتشر شده است:

بقیه عکس ها را در این لینک ببینید.
خاطره نوباوه با خبرنگار خانم bbc درباره ازدواج موقت
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/٦/۱٦
خاطره نوباوه با خبرنگار خانم bbc درباره ازدواج موقت
نماینده مردم تهران در مجلس گفت: خبرنگار خانم بیبیسی از من پرسید: چگونه با یک صیغه و گفتن قَبِلتُ کار تمام میشود که به او گفتم همانگونه که در جامعه شما بدون گفتن قبلت کار تمام میشود.
به گزارش فارس، بیژن نوباوه نماینده مردم تهران که شب گذشته در جلسههفتگی انصار حزب الله سخن میگفت، طی سخنانی اظهار داشت: موضوع حجاب و عفاف را در جامعه اسلامی اصلاً نمیتوان با جامعه غربی قیاس کرد چرا که آن چیزی که برای ما ارزش است، برای آنها بیاهمیت است. آنچه که غرب خودش خواسته است و هدایت کرده بیبند و باری حساب شده است.
* در آمریکا حدود 30 درصد جامعه به روابط سالم اجتماعی بین مرد و زن معتقدند
وی افزود: در آمریکا شاید حدود 30-20 درصد جامعه کاملاً مذهبی هستند و به روابط سالم اجتماعی بین زن و مرد معتقدند ولی با حجاب سنتی و آنچه که در شرق است تفاوت دارند. ولی اینکه در پرتو شعار لیبرال دمکراسی به کجا رسیدهاند، محل تأمل است. آنها به جایی رسیدهاند که امروز همین جامعه آمریکا که ادعا میکند، خانواده به عنوان یک رکن به حساب میآید، آمارها نشان میدهد که 60 درصد از مردان متأهل آمریکایی دارای دوست دختر هستند و 40 درصد از زنان متأهل آنها دارای دوست پسر هستند؛ یعنی به طور کلی در این جامعه خانواده خودبهخود متلاشی شده است.
نوباوه تصریح کرد: بحثی که امروز در مجلس مطرح بود، راجع به صیغه و متعه و همسر دوم بود. امام صادق(ع) میفرماید که اگر گذاشته بودند مسأله متعه به شکل واقعی آن در جامعه اعمال شود، فحشا و فساد از جامعه ما رخت برمیبست.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی خاطر نشان کرد: یک روز خبرنگار بیبیسی از من پرسید چگونه با یک صیغه و گفتن قَبِلتُ کار تمام میشود؟ به او گفتم همانگونه که در جامعه شما بدون گفتن قبلت کار تمام میشود.مونتسکیو در کتاب روحالقوانین اشاره خوبی به قوانین و ضدقانون دارد و میگوید هر قانونی بهتر از بیقانونی است حتی اگر ضعیف باشد. در قاعده نکاح اتفاقی که میافتد این است که انسان احساس میکند براساس یک نظم و مقررات یک عملی را انجام میدهد. مونتسکیو میگوید: اگر انسان متابعت و تبعیت قانونی نداشته باشد، روح بیقانونی او را فاسد خواهد کرد، پس برای انسانها در هر شرایطی قانون بهتر از بیقانونی است.
وی اضافه کرد: به آن خانم خبرنگار گفتم، این که شما به راحتی با هر کسی ارتباط برقرار میکنید، بهتر است یا اینکه تحت عنوان ازدواج موقت یک عهد و پیمان ببندید؟ بعد از مدتی گفت که بهتر این است که عهد و پیمانی بسته شود. حالا اینکه شرایط متعه چیست و اینکه اگر بنده که زن دارم و نیاز ندارم به سراغ متعه بروم، معلوم میشود که یک فسادی در من هست، این بحث جداگانهای است. منتها متعه در سفر و شرایط خاص است. اما آن چیزی که از وضعیت اجتماع ما پیداست اینکه جمعیت زنان ما به دلایل مختلف از جمله جنگ، حوادث اجتماعی، پایین بودن عمر متوسط مردان نسبت به زنان، همیشه درصدی بالاتر از مردان بوده است. حالا زنی که امکان ازدواج ندارد، آیا اشکالی دارد که به صورت مشروع همسر یک فرد شود یا اینکه رها باشد و تمام مردان سالم هم در معرض خطر باشند؟
این نماینده مجلس گفت: ما بعضی اوقات صحبت از دارو و درمان میکنیم، متعه میتواند برای جامعه ما به نوعی دارو باشد، نه اینکه بگوییم که هر کسی بیاید بگوید من میخواهم زنی را صیغه کنم در حالی که او زن دارد و نیازی هم ندارد. جالب این جاست که در بند اول قانون حمایت از خانواده که در مجلس مطرح است، ثبت ازدواج موقت آمده بود که با مخالفت نمایندگان مواجه شد.
* طبق آمارها تمایل خانمها برای ثبت ازدواج موقت بیشتر از آقایان است
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد: آمار و ارقامی که موجود است، نشان میدهد خانمها بیش از آقایان تمایل دارند که اسم آنها به عنوان ازدواج موقت ثبت نشود، چرا که نمیخواهند کسی متوجه شود که متعه شدهاند و این در حالی است که نیاز جنسی آنها متعه را تایید میکند. لذا اگر در جامعه ناگهان با یک آماری مواجه میشوید که میگوید زنای با محارم بیشتر شده، نباید تعجب کرد. تفاوت ما با غربیها در این است که آنها برای مشکلات آیندهشان برنامهریزی میکنند چرا که مشکل را میپذیرند؛ ولی ما هیچ اقدامی انجام نمیدهیم و بعد این مشکل مثل موریانه ارکان نظام را میخورد.
وی تصریح کرد: اگر 20 سال پیش میدانستیم که به این جا میرسیم با آن مقابله منطقی میکردیم، به عنوان مثال یک اینترنت به زبان فارسی درست میکردیم و امروز یک گوگل فارسی داشتیم. اینترنت برای کشور ما که از لحاظ مطالعه و کتابخوانی به نسبت عقب افتاده هستیم، یک نعمت بسیار بزرگی است. من وقتی در آمریکا بودم، محرّمها دلم میگرفت چون روضهای نبود و فقط یک مسجد داشتیم که حاجآقا تهرانی در آنجا برای ما سخنرانی میکرد. ولی به کمک اینترنت، مراسم مداحی حاج محمود کریمی که در حسینیه چیذر برنامه اجرا میکرد را کمتر از نیم ساعت بعد آن را دریافت میکردم.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ما الان شیعه را از طریق ماهواره معرفی میکنیم، اظهار داشت: آیا اگر توان و قدرت داشتیم علیه آمریکا ماهواره راهاندازی نمیکردیم؟ البته الان این کار را داریم انجام میدهیم. چند شب پیش اگر برنامه راز را از تلویزیون تماشا کرده باشید، متوجه شدید که سرّ زدن رفیق حریری که توسط اسراییلیها صورت گرفته بود را بچههای حزبالله لبنان کشف کرده بودند. هواپیماهای جاسوسی اسراییل قضایا را میگرفته و به ماهوارههای آمریکایی میدادهاند و حزبالله هم سر راه، آنها را جذب و ضبط کرده بود، بدون اینکه اسراییلیها و آمریکاییها بفهمند! امروز آنها نشان دادهاند که اسرائیلیها یک هفته به دنبال ماشین رفیق حریری بودند!
* حزبالله با تکنولوژی میجنگند نه با چوب و چماق
نوباوه بیان داشت: مگر این حزبالله بنا بوده است که فقط با چوب و چماق بجنگد؟! حزبالله با قدرت تکنولوژی میجنگد. تانکهای مرکاوای اسراییلی به گونهای ساخته شد که حتی گلوله در آن نفوذ نمیکند ولی حزبالله از طریق تکنولوژی گلولهای ساخت که در آن نفوذ کرد. برو قوی شو اگر راحت جهانطلبی که در نظام آفرینش ضعیف پایمال است. در سوره حدید آمده است که خداوند میفرماید من آهن را به شما دادم تا با آن رشد کنید. پس اگر ما به تکنولوژی دست پیدا کردیم، به لطف خداوند این مایه قدرت ما خواهد بود.
وی در ادامه سخنان خود گفت: امروزه باید از اینترنت به نفع خویش استفاده کنیم چرا که با اینترنت میتوانیم امام حسین(ع) را به دنیا معرفی کنیم، همینطور شیعه را، که این کار را انجام میدهیم. در آیندهای نزدیک دیگر پدیدهای به نام تلویزیون فیزیکی وجود نخواهد داشت؛ به گونهای که شما با ساعت خود میتوانید برنامههای تلویزیون را دریافت کنید!
این نماینده مجلس خاطر نشان کرد: بعد از قضایای فتنه سال قبل، فقط با فیسبوک توانستند پانزده میلیون رای جمع کنند و با آن به افکار عمومی خط دهی کنند. اگر ما فیسبوک فارسی داشته باشیم، خواهیم توانست که 150 میلیون رأی جمع کنیم. امروز کاری که سپاه پاسداران در فضای سایبری کشور انجام میدهد ما را جزء پنج کشوری کرده که ارتش سایبری دارند و خود آمریکاییها بریدهاند و گفتهاند که سپاه تمامی سایتهای اسراییلی و آمریکایی را هک کرده است!
نوباوه با بیان اینکه امروز باید نگاه ما به پدیدههای تکنولوژیک و مدرن دنیا نگاهی منفعتطلبانه و سودجویانه باشد، ادامه داد: در عرصه سینما دنیا سالهاست که فیلم تولید میکند و چه بسا 90 درصد آنان القای مفاهیم غلط است. مثلاً فیلم بنهور یک دروغ تاریخی است. این فیلم در پاسخ به جنایت بزرگی است که مسیحیان اعتقاد داشتند، در مورد حضرت مسیح یهودیان علیه آنان مرتکب شدهاند.
* بعضی از فیلمسازهای ما اعتقادی به حجاب ندارند و لذا انگلیسی عمل میکنند
وی با تاکید بر اینکه نباید فکر کنیم که دشمن در خواب است و تصور کنیم که چنین چیزهایی اتفاقی است، گفت: بعضی از فیلمسازهای ما در کشور اعتقادی به حجاب ندارند و لذا انگلیسی عمل میکنند. به قول یکی از دوستان تغییر نقشههای جغرافیایی در دنیا توسط انگلیسیها انجام میشود. خاطرات همفر جاسوس انگلیسی را اگر بخوانید میبینید که شیخ محمد بن عبدالوهاب یک شیخ بوده که انگلیسیها او را فاسد میکنند که تبدیل به یک وهابی میشود. همینطور باب شیرازی را در ایران علَم میکنند و بابیت را راه میاندازند. اصلا اینها یک مذهب جدید را تعریف میکنند. یعنی به بلندمدت فکر میکنند. ملکه الیزابت همیشه از هندیها تعریف میکند؛ چرا که هزار فرقه در آنجا وجود دارد! از گاوپرست و میمونپرست تا الی آخر.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی یادآورشد: مدتی پیش در انگلستان بودم این موضوع را از تلویزیون مشاهده کردم؛ در هند یک معبدی مربوط به میمونهاست که خود هندیها که میخواهند وارد آن معبد شوند از یک الی دو متری کفشهایشان را بیرون میآورند و بعد وارد معبد که میشوند، میمونها بر سر و شانه آنها بالا میروند و روی آنها ادرار میکنند و بعد آنها ادرار میمونها را به سر و صورت خود میمالند! 10 هزار تا از این معبدها هم در دنیا باشد، دیگر هیچ خطری غرب را تهدید نخواهد کرد.
* جنگ نرم اصلا سیاسی نیست بلکه انسان غربی میخواهد بگوید ما برتریم
وی تصریح کرد: اساس جنگ نرم که صحبت زیادی درباره آن مطرح میشود، اصلا سیاسی نیست؛ بلکه تلاشش این است که انسان غربی بگوید ما از شما برتریم و این را به شما القا میکند. لذا وقتی که القا کرد، خود به خود تبعیت هم در پی خواهد داشت.
نوباوه افزود: اینکه میلیاردها دلار هزینه میکنند، بهترین هنرپیشه، ورزشکار، موسیقیدان مال آنها باشد برای این است که چنین القا کنند که به هر جا نگاه کنید، بگویید غربیها از ما برتر هستند و وقتی چنین شد، دیگر مرغ همسایه غاز خواهد بود. هیچ ملتی در دنیا به اندازه ما، بخور، بخواب و کار نکن نیست. این را آمارها بیان میکنند؛ همین طور هیچ کشوری مثل ما اسراف نمیکند، به طوری که 30 درصد از زباله شهر تهران مواد عالی یعنی گوشت مرغ و برنج و... است. در حالی که این آمار در انگلستان 3 درصد هم نیست. همچنین الگوی مسکن در آمریکا، 55 متر مربع است و لیکن در ایران 100 متر هم جوابگو نیست و همیشه هم میگوییم غربیها خوب هستند و بعد که 5-6 سال به آنجا میرویم و ماندگار میشویم، فرار میکنیم و به ایران میآییم وخاک دروازه غار را ماچ میکنیم! چرا که القا قبلا صورت گرفته است و جنگ نرم به ما ثابت کرده که غربی از تو برتر است و میخواهد بگوید با من فکر جنگ هم نداشته باش؛ من پشت دیوار را هم میبینم!
این نماینده مجلس اظهار داشت: زمانی من داشتم گزارشی در نیویورک تهیه میکردم، یک آمریکایی پیش من آمد با 120 کیلو وزن و هیکل درشت؛ گفت: کجایی هستی؟ گفتم: ایرانی، گفت: عراق؟ گفتم: جمهوری اسلامی ایران. به یک دفعه از ترس دو متر عقبتر ایستاد! این والله واقعیتی است که تجربه کردهام. همین چند شب پیش خانم کلینتون وزیر خارجه آمریکا در مورد فلسطین که صحبت میکرد، هشدار داد که در یک طرف ایرانی قرار گرفته که قدرتش بسیار زیاد است.
وی اضافه کرد: من به عنوان یک مسئول نظام جمهوری اسلامی، برای این دختر چه کاری انجام دادهام تا از کوچه و خیابان سر در نیاورد و تفریحش گردش با دوستش و تماشای یک ویترین مغازه نباشد؟ امروز زمان با گذشته خیلی متفاوت شده است. ما سابق با یک عدد بلبرینگ 300 ساعت بازی میکردیم، اما امروز بچه از ما بازی رایانهای مطالبه میکند. آیا اینکه فقط بگوییم این برنامهریزی میخواهد، مشکل حل خواهد شد؟
این فعال فرهنگی ابراز عقیده کرد: اگر شرایط ازدواج برای دختر یا پسری در خانواده فراهم شود، پدر و مادر اقدامی نکنند، خودش اقدام خواهد کرد. آمارها نشان میدهد نزدیک به 80 درصد ازدواجهایی که توسط خود دختر و پسرها انجام شده است، منجر به طلاق شده است. در مقابل ازدواجهایی که سنتی بوده و پدر و مادرها دخالت داشتهاند و با هوشمندی عمل کردهاند، بیش از 80 درصد آن زندگیها متعادل بوده است. آن چیزی که ضرورت احیای ارزشهای ماست، هدایت است. چرا نباید در جامعه ما دختر حزباللهی حس کند که میتواند موفقترین فرد جامعه باشد؟ این ناشی از اندیشههای ناتوان ماست که کار را به اینجا میرساند.
* زنی که خودش زیباست، آرایش نیاز ندارد؛ لکن آنها که آرایش میکنند احساس زیبایی نمیکنند
وی ادامه داد: جالب است که امروز 29 درصد لوازم آرایش کل خاورمیانه در ایران استفاده میشود. این موضوع را باید روانشناسی کرد که چرا لوازم آرایشی که در اروپا و آمریکا مورد استفاده بچه برای بازی و پیرزن جهت بازیافت خودش است، امروز این قدر در ایران مورد استفاده زنان قرار میگیرد؟ زنی که خودش زیباست، آرایش نیاز ندارد، الا اینکه فکر کند نازیباست و خودش را میخواهد چیزی بیش از اینکه هست، نشان دهد. مشکل استفاده زیاد از لوازم آرایشی در ایران، مشکل روانی است.
نوباوه اضافه کرد: بنده چندین سال در آمریکا زندگی کردهام، اصلا ندیدهام دختری آرایش کند! یا این قدر کم است که اصلا به چشم نمیآید. چونکه از نظر اعتماد به نفس عمومی، جامعه با او کاری کرده است که خودش را برتر دنیا میداند. ما باید کاری کنیم که جوان ما یک چنین حسی داشته باشد. من ایران را بهترین کشور دنیا و خودمان را قدرتمندترین انسانهای دنیا میدانم؛ چرا که ما هستیم که در آینده حرف جدیدی برای دنیا خواهیم زد و همه نشانههای آن را میتوانید در آثار غربیها جستجو کنید، از جمله هانتینگتون و فوکویاما که در کتابهای پایان تاریخ و جنگ تمدنها میگویند جنگ آینده، جنگ تمدنها خواهد بود. در تئوری جدید جنگ تمدنها قرار بود بنلادن، به عنوان سمبل مطرح شود تا حداقل 500 سال دیگر سیطره غرب بر کشورهای دنیا ادامه داشته باشد که در این اثنا به یک ایدئولوژی پیشرفته انقلابی مثل ایران برخورد میکنند. و هانتینگتون اینجاست که حرفش را عوض میکند و میگوید راس آن قدرتی که ما با آن باید مبارزه کنیم، ایران است. ما به این دلیل مورد تهاجم هستیم.
وی افزود: آنها میگویند فقط دشمن ما ایران است. پس آن چیزی که اینها را میترساند، موشک و بمب نیست؛ بلکه ایدئولوژی برتر است. امروز مراسم روز قدس در آمریکا برگزار میشود آن هم در جایی که تا فیهاخالدون ارکان آن صهیونیست هستند.
* تاسوعا و عاشورای امام حسین (ع) عامل وحدت ماست
نوباوه با بیان اینکه اگر امام حسین(ع) برای این مملکت کاری نکرده باشد، فقط تاسوعا و عاشورای او عامل وحدت ماست، گفت: آمریکاییها خودشان را میکشند تا یک روز ملی 4 جولای را برگزار کنند تا این روز را روز وحدت آمریکا معرفی کنند، همین که این مراسم برگزار میشود، فردای آن روز یک مکزیکی، پس فردا اکوادریها روز ملی برگزار میکنند!
وی ابراز داشت: عامل انسجام اجتماعی در جامعه ما سیدالشهدا(ع) است و جامعه شناسان غربی به این موضوع غبطه میخورند. واقعیتی که امروز وجود دارد این است که غرب از ایدئولوژی ما هراس دارد و خسته شده است. تنها کشوری که در دنیا در مقابل آمریکا حتی با اسمش جسارت میکند که تو هیچ غلطی نمیتوانی بکنی، جمهوری اسلامی ایران است.
منبع:تابناک
او خواهد آمد
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/٥/٤
ای یوسف زهرا(س) سفرت کی به سر آید...

حملات وحشیانه اسرائیل به آزادی
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/۳/۱۱

آزادی آمریکایی یعنی هر کاری در خلاف جهت امیال قدرتها،باید به شدت سرکوب شود هر چند کمک رسانی بشر دوستانه به مردم غزه باشد که ماههاست تحت محاصره،حمله و تجاوزند.یعنی به دور ملتی که حق حیات می خواهند،حق زندگی،حق نفس کشیدن آزاد در سرزمین مادریشان،حق... دیوار فولادی کشیدن.یعنی به تروریستها جایزه صلح نوبل دادن و مظلومین را در زندان کردن.یعنی چپاولگران را آزاد گذاشتن و مردم بی دفاع و مظلوم را در بند کردن......
شعر زیبایی در حمایت از غزه :
دانلود
همایش طریق عشق
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/٢/٦
بسیج دانشجویی برگزار می کند همایش

سخنران:حجت الاسلام دهنوی
زمان:13/2/89 8صبح الی 13
مکان:دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر-سالن سیمرغ
دانلود کتاب اخلاق جنسی (استاد شهید مطهری)
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱۱/٢٦

کتاب اخلاق جنسی شهید مطهری توسط واحد فرهنگی بسیج دانشجویی جمع آوری شده و برای مسابقه کتاب خوانی داخل دانشگاه و همچنین مطالعه آزاد بازدید کنندگان محترم در وبلاگ قرار داده شد.خواندن این کتاب به تمامی اقشار به خصوص جوانان دانشجو توصیه می شود.
دانلود
دانلود مستند شاخص
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱۱/٢٦

دانلود
بهایت تابلویی برعکس(2)
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱۱/۱٧
ناگفتههایى از بهائیت
محمود قوچانی- شاید هیچ تحلیلی گویاتر از اسناد موجود در بررسی ماهیت فرقه بهائیت و اقدامات مخرب و انحرافی پیروان آن وجود نداشته باشد.
نوشتار حاضر، به بیان ناگفتههایی از بهائیت براساس بعضی اسناد اختصاص یافته است.
تاریخ معاصر ایران، ناگفتههاى بسیارى دارد که از جمله آنها، نقش مخرّب فرقه بهائیت در تحولات سیاسى، اقتصادى و اجتماعى ایران است و شرح آن فرصتى بسیار گسترده مىطلبد. آنچه در این مجال در پى آنیم، اشاره به ناگفتههایى از فعالیت این فرقه است.
خوشبختانه، بر اساس اسناد بهجامانده از دوران رژیم پهلوى، اطلاعات بسیار ارزشمندى از فعالیتهاى خیانتآمیز سران این فرقه در دسترس محققان و پژوهشگران قرار گرفته است، [1] ضمن اینکه، خاطرات روشنگرانه عدهای از مطلعان، نظیر مرحومان فضلالله مهتدى معروف به صبحى، عبدالحسین آیتى (آواره سابق)، حسن نیکو و دیگران، که سالها از نویسندگان و مبلغان زبده بهائیت بوده و سپس تائب شده و به دامان اسلام برگشتهاند، مىتواند خلأهاى پژوهشى اسناد را جبران نماید.
نفوذ و فعالیت گسترده بهائیان در سطوح بالاى دستگاه ادارى کشورمان در زمان سلطنت محمدرضا پهلوى بر کسى پوشیده نیست. [2] ضمن اینکه در عصر پهلوى، پیوندهاى مستحکم و آشکارى بین سران این فرقه و رژیم اشغالگر قدس وجود داشت. همزمان با دوران نهضت ملى نفت به بعد، بهویژه سال 1332، فعالیت گسترده و سازماندهىشدهاى از طرف بهائیان در کشورمان آغاز شد. متقابلاً در همان سالها واعظ شهیر، مرحوم حجتالاسلام فلسفى، در سال 1334 به اشاره و دستور آیتاللهالعظمى بروجردى سخنرانیهای روشنگر و پرشوری علیه بهائیت انجام داد که (بهرغم مخالفت شدید دستهای از مسئولان عالىرتبه رژیم، نظیر اسدالله علم) از رادیو پخش شد و درواقع یکى از عکسالعملهای مهم نیروهاى مذهبى در مقابل گسترش فعالیت فرقه ضاله بود. [3]
اسناد موجود، نکات مهمى از برنامههاى بلندمدت بهائیان در این مقطع را فاش میسازد. اولین برنامه بلندمدت فرقه از سال 1332 شروع شد و در 1342 به پایان رسید. با رحلت مرحوم آیتالله بروجردى، همزمان با اجراى سیاستهاى مورد نظر امریکایىها توسط محمدرضا پهلوى در ایران، بهائیان هم فعالیتهاى خود را شدت بخشیدند.
در قسمتى از گزارشى که سال 1344 درباره برنامه دهساله فرقه تهیه (و به نظر شاه هم رسانده) شده چنین آمده است: "... به طورى که فوقاً به عرض رسید، از مفاد نامهها و بخشنامههاى صادره محفل مرکزى چنین استنباط مىگردد که هدف نهایى، ازدیاد وابستگان به فرقه بهائى و تا حداکثر امکان نفوذ در تمام قسمتها و نقاط کشور به خصوص در میان مردم دهات و ایلات و عشایر است.... " در دستوراتى که محفل بهائیان صادر کرده بود راهکارهاى رسیدن به اهداف مورد اشاره، ارائه شده بود که از جمله آنها، راهاندازى محافل بهائى در نواحى فاقد محفل، و دایر کردن کلاسهاى رفع اشکال و نیز گردآورى "هرگونه کتب خطى یا مطبوع که داراى مطالبى درباره افکار و عقاید، روحیات و خصوصیات مرسوم و عادات یا هرنوع اطلاعات دیگرى راجع به عشایر و ایلات" و ارسال آن به مرکز میباشد. [4]
از موضوعات جالب توجه، همزمانى پایان برنامه دهساله اول بهائیان با اوجگیرى نهضت اسلامى ملت ایران به رهبرى مراجع معظم تقلید و در رأس آنها امام خمینى(ره) است. امام و سایر علما و مراجع، معتقد بودند که سران بهائیت در ایران، عمال اسرائیلاند و لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى (مصوّبه دولت عَلَم) بیشتر براى هموار ساختن راه نفوذ این فرقه در کشور طراحى شده است: "حساسیت موضوع، زمانى روشن مىشود که دانسته شود بهائیان، ایران را بعد از اسرائیل دومین سرزمین بهائیان، و آن را مرکز قیام و تسخیر جهان مىدانستند. آنها با چاپ نقشه ده ساله خود اهمیت ایران را براى بهائیان نشان دادند. "[5]
در بهار سال 1342 دوهزار نفر زن و مرد بهائى با مساعدت دولت ایران (یعنى همان کابینه اسدالله علم، که به دستور امریکا، قیام ملت در 15 خرداد همین سال را به خاک و خون کشید) از طریق فرودگاه مهرآباد به لندن رفتند تا در هشتم اردیبهشت در یک اجتماع پانزدههزار نفرى براى معارفه گروه نُه نفرى رهبرى این فرقه شرکت جویند. [6]
اقدام نادرست و خلاف شرع و عرفى که خروش اعتراضآمیز امام خمینى را به دنبال داشت: "از چیزهایى که سوء نیت دولت حاضر را اثبات مىکند، تسهیلاتى است که براى مسافرت دوهزار نفر یا بیشتر از فرق ضاله قائل شده است و به هر یک پانصد دلار ارز دادهاند و قریب 1200 تومان تخفیف در بلیط هواپیما دادهاند، به مقصد آنکه این عده در محفلى که در لندن از آنها تشکیل مىشود و صد درصد ضدّ اسلامى است شرکت کنند. در مقابل براى زیارت حجاج بیتالله الحرام چه مشکلات که ایجاد نمىکنند و چه اجحافات و خرجتراشیها که نمىشود"؟![7]
پنج روز پس از سرکوب خونین قیام پانزده خرداد نیز محفل ملى بهائیان تهران نامه تشویقآمیزى به تیمسار سرتیپ پرویز خسروانى (فرمانده ژاندارمرى ناحیه مرکز در زمان کشتار پانزده خرداد، و بعدها آجودان فرح، معاون نخستوزیر و رئیس سازمان تربیت بدنى، و نیز مدیرعامل باشگاه تاج بعد از بازنشستگى) نوشت و طىّ آن، قیام حقطلبانه ملت مسلمان به رهبرى مراجع معظم تقلید و در رأس آنان امام خمینى را "تجاوز اراذل و اوباش و رجاله" و "سوء عمل جهلاى معروف به علم"! نامید و ضمن "تقدیر" از "زحمات و خدمات و سرعت عمل تیمسار" نوشت: "تاریخ امر بهائى آن جناب را در ردیف همان چهرههاى درخشان و نگهبان مدنیت عالم انسانى ثبت و ضبط خواهد نمود"![8]
در چنین شرایطى بود که امام خمینى، در پیامها و اعلامیههاى کوبنده خویش بهائیان را عمال اسرائیل یاد کرد و با روشنگریهای خود، خواب خوش آنها، و قدرتهاى مستبد و جهانخوار حامىشان در داخل و خارج کشور را، برآشفت: "این جانب حسب وظیفه شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر مىکنم. قرآن کریم و اسلام در خطر است. استقلال مملکت و اقتصاد در معرض قبضه صهیونیستهاست که در ایران به شکل حزب بهائى ظاهر شدند و مدتى نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود قبضه مىکنند و ملت مسلمان را از هستى در تمام شئون ساقط مىکنند. تلویزیون ایران پایگاه جاسوسى یهود است. [9] و دولتها ناظر آن هستند و از آن تأیید مىکنند. ملت مسلمان تا رفع این خطرها نشود سکوت نمىکنند و اگر کسى سکوت کند، در پیشگاه خداوند قاهر، مسئول... است. "[10]
به گواه اسناد موجود، محفل بهائیت، براى رسیدن به اهداف مهمتر خویش، برنامه دیگرى تهیه کرد که اجراى آن از اواخر سال 1343، یعنى پس از تبعید امام (به جرم مخالفت با کاپیتولاسیون) آغاز گردید. برنامه دوم بهائیت، که نُه ساله بود، تا سال 1354 ادامه یافت و مىتوان گفت که در طول این برنامه، با حمایت شاه، امریکا و اسرائیل، تمامى ارکان رسمى کشور در اختیار بهائیان قرار گرفت. در 1351 طبق اسناد ساواک، 112 تن از امراى ارتش، شهربانى و ژاندارمرى از بهائیان بودند. "بهائیان در مدت کوتاهى چنان رشد کردند و مشاغل حساس را به اشغال خود درآوردند که در کابینه هویدا نُه وزیر بهائى" حضور داشتند. [11]
از اسناد و گزارشهاى موجود در مرکز اسناد انقلاب اسلامى چنین روشن مىشود که هر چه دوران شروع انقلاب اسلامى نزدیکتر مىشد نفوذ روزافزون و همهجانبه این فرقه استعمارى در تمامى ارکان حکومت افزونتر میگشت.
به علاوه جسارت و جرئت بهائیان در سطح جامعه و مجامع دانشگاهى افزایش مىیافت، تا جایى که به وابستگى خود به بیگانگان افتخار میکردند و از بیان علنى این امر ابایى نداشتند. در گزارش زیر از سال 1356 آمده است: "طبق اطلاع، اخیراً شخصى به نام شهرام عیسىخانى، دانشجوى سال اول ریاضى دانشکده علوم دانشگاه آذرآبادگان، در کلاس درس، سایر دانشجویان را به قبول مسلک بهائیت تشویق و چنین اظهار مىدارد که دولت شوروى و انگلیس مخفیانه به بهائیان پول مىدهند که تا کمیته بهائیان را تقویت کنند. ما نیز افراد بهائى، بهویژه اشخاصى را که به این مسلک بپیوندند از نظر تأمین مسکن و کمکهزینه زندگى حمایت و کمک مىکنیم. "[12]
در همین زمینه، گزارش بسیار جالبى از جلسه بهائیان شیراز وجود دارد که مراحل پیشرفت و اهداف واقعى فعالیتبهائیان در ایران و خواسته اصلى ایشان را بهخوبى نشان مىدهد. قسمتى از گزارش ساواک از سخنان فردى بهائى به نام ولىالله لقمانى چنین است: "اکنون از امریکا و لندن صریحاً دستور داریم در این مملکت مد لباس و یا ساختمانها و بىحجابى را رونق دهیم که مسلما[نا]ن نقاب از صورت خود بردارند. به طورى که من مطالبى در منزل آقاى معتمد قرائت کردم و تمام دختران و پسران بهائى خوشحال شدند. "
راهکارهایى که فرد بهائى فوق ارائه داده جالب است: "در ایران و کشورهاى مسلمان دیگر هرچه بتوانید با پیروى از مد و تبلیغات، ملت اسلام را رنج دهید تا آنها نگویند امام حسین[ع] فاتح دنیا بوده و على[ع] غالب دنیا. البته بهائیان هم تصدیق دارند، ولى نه براى قرن اتم؛ اتمى که به دست بهائیان درست مىشود، اسلحه و مهمات به دست نوجوانان ما در اسرائیل ساخته مىشود. این مسلمانان آخر به دست بهائیان از بین مىروند و دنیاى حضرت بهاءالله رونق مىگیرد"![13]
در ادامه، چند سند تاریخى در خصوص برنامه اول و دوم بهائیت در کشورمان در دهههاى 1340 و 1350 شمسى آورده شده است:
سند شماره 1:
نسخه شماره چهار و چهار یک
به 20 هـ 4[14]
از 321
شماره: 1242/321
تاریخ: 5/4/48
گیرندگان: 302ــ310
موضوع: فعالیت بهائیان
به قرار اطلاع، در جلسه هفتگى مورخ 25/4/48 بهائیان که در خیابان سبلان کوچه کرمى پلاک 27 تشکیل گردیده بود، شخصى به نام واحدیان ضمن صحبت درباره امور مذهبى اظهار داشته است: "کارهایى که اکنون به دست اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر صورت مىگیرد هیچ کدامش روى اصول دین اسلام نیست، زیرا خود شاه به تمام دستورات بهائى آشنایى دارد و حتى ایشان با اشرف پهلوى در دوران کودکى در مدرسه بهائیان در خیابان امیریه که در آن زمان از مدارس عالى تهران بود درس خواندهاند و دلیلش آن است که عکس آن زمان شاه و اشرف هماکنون موجود است که ایشان ایستادهاند و قبل از اینکه به کلاس درس بروند دعا مىخوانند. حالا مردم احمق مىگویند شاه بهائى است؛ چکار مىتوانند بکنند. فلسفى بالاى منبر مىگوید شاها مواظب باش ببین دکتر شما چه شخصى است، کارها را به دست بهائیان ندهید. ولى این گفتار اثرى ندارد ــ هماکنون تیمسار صنیعى، وزیر جنگ، و تیمسار شیرینسخن بهائى هستند و هرچه نزدیکتر شوید مىبینید که چه کارهاى مهمى به دست بهائیان است. چرا؟ براى اینکه آنها بیشتر مىفهمند."
تحقیق پیرامون موارد زیر مورد نیاز است:
1ــ تعیین صحت و سقم موضوع؛ 2ــ واحدیان شناسایى و مشخصات بیشترى از وى اعلام دارند؛ 3ــ گردانندگان جلسات مزبور چه کسانى هستند و هدف از تشکیل این جلسات آیا جنبه مذهبى دارد یا فعالیتهاى دیگرى در پوشش مذهب [است؟]؛ 4ــ در جریان جلسات مورد بحث قرار گرفته و نتیجه را به موقع اعلام دارند. [15]
سند شماره 2:
طبقهبندی حفاظتی: خیلی محرمانه
گزارش خبر
صفحه یک از یک
صفحه شماره یک از چهار
1ــ به: 321
2ــ از: 7 هـ[16]
3ــ شماره گزارش: 7596/ هـ
4ــ تاریخ گزارش: 18/2/50
منبع: 1699
تاریخ وقوع: 11/2/50
تاریخ رسیدن خبر به منبع: 11/2/50
تاریخ رسیدن خبر به رهبر عملیات محل: 12/2/50
موضوع: بهائیان
جلسهاى با شرکت نُه نفر از بهائیان ناحیه 15 شیراز در منزل آقاى فرهنگ آزادگان و زیر نظر آقاى لقمانى تشکیل گردید. بعد از قرائتنامه، آقاى ولىالله لقمانى در مورد ادیان جهان و آمار آنها و شهداى بهائیت سخن گفت. وى اضافه کرد آقایان بهائیان بهتر است بیشتر مطالعه نمایند و از روى حقیقت قضاوت کنند تا بفهمند معنى بهائیت که امروز آزادى بیشترى دارند یعنى چه؟
در زمان قدیم، احبّاء نمىتوانستند بگویند ما بهائى هستیم و نمىتوانستند تبلیغ کنند. اگر هم مبارزهاى مىنمودند، فوراً آنها را مىکشتند، لیکن اکنون آن تعصبها کنار گذاشته شده است. اکنون از امریکا و لندن صریحاً دستور داریم در این مملکت مد لباس و یا ساختمانها و بىحجابى را رونق دهیم که مسلما[نا]ن نقاب از صورت خود بردارند. به طورى که من مطالبى در منزل آقاى معتمد قرائت کردم و تمام دختران و پسران بهائى خوشحال شدند. در ایران و کشورهاى مسلمان دیگر هر چه بتوانید با پیروى از مد و تبلیغات، ملت اسلام را رنج دهید تا آنها نگویند امام حسین[ع] فاتح دنیا بوده و على[ع] غالب دنیا. البته بهائیان هم تصدیق دارند ولى نه براى قرن اتم؛ اتمى که به دست بهائیان درست مىشود، اسلحه و مهمات به دست نوجوانان ما در اسرائیل ساخته مىشود. این مسلمانان آخر به دست بهائیان از بین مىروند و دنیاى حضرت بهاءالله رونق مىگیرد.
نظریه یکشنبه: [17] اظهارات شنبه مورد تأیید است. دریانی.
نظریه چهارشنبه: صحت اظهارات شنبه مورد تأیید است.
نظریه 7/ هـ ــ نظریه چهارشنبه مورد تأیید است. م
بایگانی شود.... [18]
پینوشتها
[1]ــ رک: آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده بهائیت.
[2]ــ محمدحسن رجبی، زندگینامه سیاسی امامخمینی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص231
[3]ــ برای شرح ماجرا رک: خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، ویرایش علی دوانی، محمد رجبی و محمدحسن رجبی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1376، ص190 به بعد.
[4]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده بهائیت در آذربایجان.
[5]ــ روحالله حسینیان، سه سال مرجعیت شیعه در ایران (1343ــ1341)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم، 1384، ص179؛ عنوان نقشه دهساله چنین نوشته شده است: "وقت قیام و خروج و هجوم و جوش و خروش و کفاح و تسخیر مدن و فتح اقطار و غلبه بر جهان و جهانیان است (شوقی افندی)، وظایف 19گانه محفل روحانی ملی ایران در اجرای نقشه دهساله. " (رک: سند شماره 3)
[6]ــ محمدحسن رجبی، همان، صص278ــ277
[7]ــ امامخمینی، صحیفه نور، مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ج1، ص44
[8]ــ رک: سیدحمید روحانی، نهضت امامخمینی، ج1، تهران، عروج، چاپ 15، 1381، ص 1516، سند شماره 266
[9]ــ میدانیم که تلویزیون ایران، در عصر پهلوی، پیش از آنکه در اختیار دولت قرار گیرد، در تملک حبیب ثابت، بهائی سرمایهدار و صهیونیستمآب مشهور، قرار داشت.
[10]ــ امامخمینی، همان، ج1، ص34
[11]ــ روحالله حسینیان، همان، صص186ــ185
[12]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده بهائیت آذربایجان، سند شماره 1030 ــ 21 ــ 55 به تاریخ 7/3/1356
[13]ــ روحالله حسینیان، همان، ص183، سند شماره 13
[14]ــ "20 هـ"، اداره ساواک تهران؛ 310، دفتر اداره یکم عملیات و بررسی (وابسته به اداره کل سوم: "امنیت داخلی" سازمان ساواک؛ و 321 نیز اداره دوم عملیات و بررسی آن سازمان، بخش دانشگاه تهران است.
[15]ــ آرشیو اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
[16]ــ مقصود از 7 هـ ساواک استان فارس است.
[17]ــ شنبه، منبع نفوذی ساواک؛ و چهارشنبه، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت منطقه و رئیس اداره کل ساواک است. مقصود از 7 هـ نیز ساواک استان فارس است.
[18]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده بهائیت تهران.
دهه فجر مبارک باد!
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱۱/۱٤

شاید امروز باید گفت :آهن آب دیده را زنگ عوض نمی کند ،چهره انقلاب را فتنه عوض نمی کند ،بگو با منافقان به کوری دو چشمتان، پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی کند
دهه فجر به همه شما مبارک.
بهایت تابلویی برعکس
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱٠/٢٦
فرقه ها/شاخص های فرقه ای بهائیت
مریم عرفانیان
در فرقه بهائیت نهاد خانواده در صورتی ارزشمند است که در جهت منافع فرقه ای باشد.
1 - فرقه بهائیت توسط رهبرانی که قدرت استیلای خود را دارند تاسیس و هدایت می شود
2- ساختار تشکیلاتی در بهائیت به صورت برعکس انگلیس است ، فرقه در ساختار تشکیلاتی بسیار خودکامه و تمامیت خواه است .رهبران فرقه فقط به تبعیت محض افراد از ابعاد مختلف می اندیشند لم و بم یا چون و چرا در بهائیت وجود ندارد .
3 - رهبران فرقه بهائیت بی صبرانه در پی جذب فریبکارانه شما هستند .
4 - در فرقه به دلیل بهره گیری سران از تکنیک ترس و ارعاب اعضاء مرتب از رهبری می ترسند .
5 - فرقه برای عضو گیری و شکار انسانها از تکنیک فریب استفاده می کند . فرقه به مردم حقه می زند تا آنها را جذب کند و فریب می دهد تا آنها را نگه دارد اگر مردم عملکرد و اعتقادات واقعی فرقه را از قبل بدانند به آنها نخواهند پیوست پس یک فرقه نیاز دارد واقعیت را تا زمانی که فکر میکند شما آماده قبول آن هستید مخفی نگه دارد .
6 - فرقه دارای روابط عمومی آراسته و ظاهر الصلاحی است که ماهیت واقعی گروه را مخفی می کند.تمامی آحاد بهائی دارای دو چهره هستند و قطعاً چهره آنها در مواجهه با غیر بهائیان واقعی نیست بلکه صوری و ساختگی می باشد. چرا که در پشت این چهره ، چهره دیگری در مقابل تشکیلات مربوطه دارند که در آن کلیه برداشت خود از شخصیت شما را دقیقاً گزارش می کنند که شما از آن بی خبرید .
7 - در فرقه بهائیت جلسات پر جلوه نمایش داده می شود و به جای پاسخ به پرسش افراد آنها تشویق می شوند تا در جلسات حاضر شوند.
8 - در فرقه بهائیت با استفاده از تکنیک ویژه سازی به وابستگان تلقین می شود که تنها در فرقه خوشبخت می شوند و هیچ سازمان دیگری قدرت این را ندارد که شما را خوشبخت کند فرقه خود را نوآور و منحصر به فرد می داند رهبران آن ادعا می کنند سنت شکنی کرده و چیز بدیع و نوئی را رائه داده اند که تنها راه رسیدن به سعادت است .
9 - در در فرقه بهائیت برای جذب نیرو از تکنیک بازسازی فکری استفاده میشود ابتدا در ذهن فرد مقابل نسبت به اعتقادات قبلی اش نقطه تنفر ایجاد میکنند و با استفاده از روش مجاب سازی تفکرات و اعتقادات فرقه ای را جایگزین می کنند
10 - فرقه بهائیت خواهان گسترش مانور روی زندگی شما است طوری که ارتباط شما با فرقه به حداکثر و ارتباط با افراد خارج از فرقه را قطع و یا به حداقل برساند .
11 - در فرقه بهائیت زمان و وقت وابستگان به منظور ایجاد سرگرمیها و مشغولیتهای ذهنی از طریق ابلاغ ماموریتهای بی پایان کنترل می شود در فرقه اعضاء با برنامه های تشکیلاتی مشغول می شوند تا به دلیل این همه مشغولیت و خستگی فرصت پرداختن به مسائل دیگر را نداشته باشند . در بهائیت برای افراد از زمانی که شروع به تکلم می کنند تا زمانی که بمیرند برنامه تعریف می شود و این ماموریتها انتها ندارد به عبارت عامیانه تر فرد وابسته به بهائیت همیشه دنبال نخود سیاه است .
12 - در فرقه بهائیت از تکنیک بمباران عشق استفاده میکنند چرا که به این موضوع مهم واقفند که اگر بتوانند روابط عمومی شما را کنترل کنند میتوانند خود شما را هم کنترل کنند . زمانی که شما برای اولین بار وارد فرقه می شوید آنها بمباران عشق را روی شما پیاده میکنند . دوستان مورد نظر خود را برایتان انتخاب میکنند. در فرقه کوشش می شود تمام روابط موازی شما با دیگران قطع و یا به حداقل برسد زیرا فرقه از اینکه دیگران روی شما نفوذ داشته باشند واهمه دارد.
13 - در فرقه بهائیت زمان و وقت وابستگان به منظور ایجاد سرگرمیها ، مشغولیتهای ذهنی از طریق ابلاغ مأموریتهای بی پایان کنترل می شود در فرقه اعضاء به حدی با برنامه های تشکیلاتی مشغول میشوند تا به دلیل این همه مشغولیت و خستگی فرصت پرداختن به مسائل دیگر را نداشته باشند . در بهائیت برای افراد از زمانی که شروع به تکلم میکنند تا زمانی که بمیرند برنامه تعریف می شود و این مأموریتها انتها ندارد به عبارت عامیانه تر فرد وابسته در بهائیت همیشه دنبال نخود سیاه است.
14 - در فرقه بهائیت از تکنیک فشار بی وقفه استفاده می شود . در فرقه به افراد دستور داده می شود چه بپوشند ، چه بخورند ، چگونه رفتار کنند و چگونه به پرسشها پاسخ دهند . در فرقه بهائیت برای درخواست اعضاء برای پذیرش دگرگونی اساسی یا تغییر روش زندگی میل فزاینده ای وجود دارد .
15 - در فرقه بهائیت از تنکیک ایزوله کردن برای ترک خانواده ، دوستان ، شغل و ... برای رسیدن به هدف فرقه ای استفاده می شود . در فرقه بهائیت از هر کس سعی می کند عقاید و احساسات واقعی خود را کتمان کند بنا بر این اعضای فرقه طوری تعلیم می بینند که نه تنها اعضای بیرونی را فریب دهند بلکه دیگر اعضای درونی را هم اغفال می کنند .
16 - در فرقه بهائیت افرادی که تحت تاثیر تبلیغ به تازگی بهجمع آنها پیوسته اند نسبت به آنچه که در جریان است ناآگاه نگه داشته می شوند ، فرد اغفال شده کاملاً نسبت به استحاله گام به گام و فعالیتهای هماهنگ روانی ، اجتماعی و... به منظور تغییر ، کاملا نا آگاه می ماند ( ایجاد فضای لازم برای بازسازی فکری (
17 - کنترل اطلاعات وابستگان فرقه : در فرقه بهائیت هر گونه اطلاعات خارج از فرقه به ویژه اگر در جهت در جهت مخالف باشد شیطانی تلقی می شود به اعضاء گفته می شود مطالب مخالف فرقه را نخوانند اگر این اطلاعات در نزد کسی یافته شود او از فرقه رانده می شود . فرقه به اعضاء آموزش می دهد تا هر نوع اطلاعات انتقادی را فوراً نابود کنند حتی تصور اینکه این اطلاعات درست باشد را به مخیله اش راه ندهند
18 - کنترل محیط اجتماعی و فیزیکی : در فرقه بهائیت محیط اجتماعی و هرگونه رفتار فیزیکی وابستگان از سوی تشکیلات مربوطه به شدت کنترل می شود وابستگان تعلیم دیده اند چگونه محیط اجتماعی و رفتار فیزیکی دیگر اعضاء را تحت نظر گرفته و گزارشات کاملاً محرمانه به سران تشکیلات ارائه نمایند.
19 - بنا نهادن سیستم بسته و ساختار خود کامه که هیچ واکنشی را بر نمی تابد.
20 - بکار گیری سیستم پاداش و تنبیه : در فرقه بهائیت بر اساس این تکنیک وابستگان سعی میکنند بنده خوبی برای سران فرقه باشند تا مسیر رشد تشکیلاتی و فرقه ای را برای خود فراهم نمایند.در بهائیت هیچ کس جرأت اعلام نظر را ندارد حتی نسبت به کسب و تأمین معاش در ایام خاص فرقه ای که در صورت سر پیچی با برخورد سرسختانه سران و تشکیلات مخوف مواجه می شود.
21 - ایجاد حس ناتوانی ( سلب اراده و شعور آگاهانه ) در اعضاء و تبدیل وی به انسانی رباتیک و قابل کنترل از راه دور : هر وابسته به فرقه سیاسی بهائیت بر اساس تعالیم فرقه ای که از دوران شروع سخنگویی تا زمان فوتش شروع و ادامه می یابد نمی تواند تصمیم شخصی و خارج از چارچوب تعالیم فرقه ای اتخاذ کند چون اراده آن را از دست داده است همچنین بر اساس همین تعالیم فرقه وی تنها در مسیری قادر به حرکت است که آموزش آنرا دیده است درست مثل آدمهای ماشینی که نرم افزار حرکت وی را تعریف کرده باشند . چرا که هر چه حس ناتوانی در وابستگان افزایش یابد قدرت قضاوت و درک و تلقی درست آنها ازجهان و محیط پیرامونی تخریب می شود . در فرقه سوالات وابستگان به شدت سرکوب می گردد تا اعتماد بنفس درونی آنها فرسوده شود.
22 - در فرقه بهائیت مرزهای غیر قابل عبور ترسیم می شود تا وابستگان به طرق مختلف کنترل گردند به افرادی که قصد گذر از این مرز را دارند با عناوین مختلف حمله میکنند . بر همین اساس است که خانم رئوفی بهائی مسلمان شده و فعال در عرصه افشاگری بر علیه فرقه ناجوانمردانه و بدون مراعات حدود اخلاقی از سوی فرقه مورد حمله قرار گرفته است .
23
- ترویج تفکر عدم اعتماد به خارج از فرقه در بین وابستگان : در فرقه بهائیت تمامی وابستگان در کارگاههای آموزشی در خصوص این بند آموزش لازم را دیده اند بر این اساس یک وابسته فرقه بهائیت در ارتباط با افراد غیر فرقه ای می داند چه بگوید چگونه رفتار کند و چگونه گزارش نماید.
24 - در بهائیت افرادی که تازه جذب می شوند در ابتدا نمی دانند به کجا می روند یعنی از طرح و هدف غائی و نهائی شکارچیان خود کاملا غافل هستند قبل از اینکه بدانند چه اتفاقی افتاده است خود را در تور فرقه گرفتار یافته و به آرامی از گذشته و خانواده جدا شده و تماما به فرقه وابسته شده اند .
25 - در فرقه بهائیت از مکانیسم کنترل ذهنی برای مهخار افراد استفاده می شود در این فرقه به وابستگان تعلیم داده می شود که ترک فرقه مساوی ترک خدا است .
26 - در فرقه سیستم ارزش گذاری ارتباط مستقیم با فعالیت فرد به تشکیلات و سران را دارد . اگر فرد و خانواده در جهت منافع فرقه گام بردارد ارزشمند است در غیر اینصورت دستگاه ارزشگذاری او را به ضد ارزش تبدیل می کند .
27 - در فرقه بهائیت نهاد خانواده در صورتی ارزشمند است که در جهت منافع فرقه ای باشد در غیر اینصورت به راحتی منهدم می شود
28 - ساختار گزارش دهی در فرقه بهائیت : در فرقه بهائیت هر کس ترغیب می شود تا مراقب محیط خود باشد تا هر آنچه را که می بیند به راس فرقه گزارش نماید . بر همین اساس است که هر بهائی یک جاسوس است . همین ساختار گزارش دهی و گزارش گیری در بهائیت است که این فرقه را دربست در اختیار کشورهای معاند نظام جمهوری اسلامی قرار داده و از وجود آن استفاده های ترکیبی و چند وجهی می کنند .
29 - در فرقه سیاسی بهائیت هر عضو وابسته دارای شماره ثبت است درست مثل شماره گذاری اتومبیل تا هرگونه خلافی در پرونده کلاسه مربوطه جمع آوری شود . این پرونده در سرنوشت فرقه ای عنصر وابسته بسیار مهم است .
30 - در فرقه بهائیت هیچکس به دلیل بی اعتنائی و یا کاهلی در انجام فرائض دینی نکوهش نمی شود بلکه بخاطر کاهلی در فعالیت فرقه ای مخصوصاً تشکیلات اداری به شدت سرزنش می شود .
31 - در فرقه بهائیت افتخار به کار و خدمات ( اعم از پرداخت وجه و .... ) تشکیلاتی است هر کسی اگر زیر چتر تشکیلات فعالیت نماید در ظل امر ا.. تلقی می شود ولی اگر فرد غیر تشکیلاتی باشد علی رغم اعتقاد به بهائیت کاملاً مطرود و مغضوب است.
33 - در فرقه بهائیت افراد دارای حداقل دو چهره هستند چهره ظاهری ( مظلوم ، عاطفی ، خوش برخورد ، منصف ، خادم ) در پشت این چهره ، چهره باطنی (کینه توز ، مغرض ، گزارشگر در راستای اهداف فرقه ای ، حساس نسبت به آنچه که باید در ارتباطات جمع آوری کند و ...
منبع:rajanews.com
شعر نابی از علیرضا قزوه
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۸/۸
جوحی به حج واجب ماه رجب رسید
همراه شیخنا که به درک رطب رسید
می خواست تا شراب طهوری دهد به ما
جوشید آنقدر که به آب عنب رسید
صبحی به منبر آمد و فرمود باک نیست
گر واجبات رفت به ما مستحب رسید
از نو صلا زدند که ما را وجب کنند
از رأیها به شیخ همان یک وجب رسید
مشت و وجب برای همین آفریده شد
بی آنکه انتخاب شود منتخب رسید!
جمعی وضو نکرده دویدند در صفوف
آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسید
صفین و نهروان و جمل نوش جانشان
این کوفیان که مِهر علی شان به سب رسید
هر کس که دم زد از ادب مرد، حرف بود
هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید
بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ
آیینه شکسته شان از حلب رسید
شکر خدا که عابد و زاهد به هم شدند
این از جلو در آمد و آن از عقب رسید
دنبال کرسی اند بر این سنگ آسیا
دندان کرم خورده شان تا عصب رسید
با غرب و شرق مسخره بازان یکی شدند
نوبت به ریشخند سران عرب رسید
گوساله های سامری از طور آمدند
با سبز اشتری که بر آن بولهب رسید
چیزی نبود حاصل شان از هجوم وهم
جز مشت ریسمان که به کام حطب رسید
خاموشی ام مبین که در این آتش نفاق
روحم به چشم آمد و جانم به لب رسید
گفتاری از استاد حسن رحیمپور ازغدی پیرامون فتنه
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۸/۸
دشمنان علی(ع) از خوشسابقهترین صحابه بودند/ فتنهگران از همسر پیامبر برای رهبری شورش استفاده کردند
* وقتی راه را از چاه نشناسید بازی میخورید
به نظرم آمد قبل از امامزادگان عشق از امام عشق امیرالمومنین سخن بگوییم. برای حفظ عشق باید حتما به معرفت شناسی عشق توجه کرد، به ریشههای معرفتی عشق که اگر آگاهی نباشد عشق هم نخواهد بود و بنابراین اگر بخواهیم پرچم عشق را سر دست نگه داریم باید آگاهی را نیز سر دست نگه داریم که یک راه مهم آن مطالعات اسلامی حساب شده و متراکم است. بدون کتاب خواندن و بدون زحمت کشیدن هیچ کس حافظ هیچ فرهنگی نمیتواند باشد و با صرف احساسات، هم خطر افراط و تفریط است و هم اندیشههای صحیح نهادینه و ریشه دار نمیشود.
با وزش یک طوفان، یک بحران و آمدن یک فتنه فرهنگی، یک شبه همه چیز زیر و رو میشود؛ شما خالصید، صادقید اما وقتی راه را از چاه نشناسید بازی میخورید.
در اینجا بنده به یک نمونه از بازی خوردگان در تاریخ اشاره میکنم که شما اگر ایمان و عشق بازی و عشق ورزی و شهادت طلبی را که بالاترین درجه خلوص یک انسان است داشته باشید ولی اگر از پشتوانه معرفتی درستی برخوردار نباشید هر آینه ممکن است بلغزید یا اگر هم نلغزید چون ثبات ندارید بعد از مدتی دچار تردید یا پشیمانی خواهید شد.
به نظرم آمد اگر به دوره چند ساله ولایت و حاکمیت امیرالمومنین نظری بیندازیم متوجه خواهیم شد که از جهاتی به شرایط ما کمک خواهد کرد؛ دورانی که حکومت به امیرالمومنین رسید، به لحاظ زمانی شبیه دوران ما است. سال 35 هجری یعنی 25 سال از رحلت پیامبر(ص) گذشته است.
* تاریخ را میخوانیم تا تکلیفمان معلوم شود و عبرت بگیریم
قبل از این بعنوان مقدمه عرض کنم که تاریخ را به 2 شیوه میتوان مطالعه کرد؛ هم قصه وار و به قصد آفرین یا نفرین گفتن به افرادی که این شیوه خوبی است ولی اصلاً کافی نیست. روش دومی هم برای بازخوانی تاریخ و سیره پیامبر(ص) وجود دارد که ما را به این نحوه باز خوانی تاریخ توصیه کردهاند که فقط قصه خوانی نیست و به قصد اعتبار و عبرت گرفتن است.
عبرتگیری یعنی جوهر تاریخ را بشناسید و موارد مشابه را در دوران خود پیدا کنید و از سوراخی که افرادی در این دوره گزیده میشوند شما دیگر گزیده نشوید؛ عبرت گرفتن از تاریخ یعنی مواجهه صحیح تجربه اندوزانه با تاریخ؛ برخی ممکن است بگویند که این یک نوع شبیه سازی است اما شبیه سازی غیر از عبرت است و در واقع شبیهسازی تحریف تاریخ است.
شبیه سازی یعنی اینکه شما فقط ظواهر و شباهتهای سوری این دوره و آن دوره را پیدا کنید؛ مانند شباهت اسمی یا شباهت راجع یک زمان یا مکان خاصی که یک شباهت ظاهری است که بعد از آن میخواهند نتیجهای از آن بگیرند و راجع به امروز یا آن روز داوری کنند. این را میگویند شبیه سازی که کار درستی نیست و البته خیلیها هم این کار را کردهاند اما عبرت گرفتن نوعی شبیه یابی است نه شبیه سازی؛ یعنی شما تاریخ را فقط به قصد آفرین یا نفرین گفتن مطالعه نمیکنید بلکه میخوانید تا تکلیف خودتان معلوم شود. اینکه امروز من چه باید کنم. آن وقت باید خط و ربطهای آن زمان و امروز را بشناسید و به این شکل است که میتوانید در فتنه و شبهه درست موضع بگیرید و بازی نخورید.
* خوارج صادق بودند ولی بازی خوردند
ممکن است کسی صادق باشد ولی بازی بخورد، ممکن است کسی پرشور و عاشق باشد ولی بازی بخورد، چنانکه بخشی از خوارج این گونه بودند. میدانید که خوارج انسانهای منافق و کافر و فاسق نبودند بلکه آدمهای بسیار پاک باز و مومنی بودند و در اهداف خود خالص بودند، اهل نماز شب و تهجد بودند. اصلاً میدانید که خوارج وقتی برای ترور حضرت امیر(ع) و دو نفر دیگر در مسجدالحرام پیمان بستند و گفتند که تمام مشکلات جهان اسلام زیر سر این سه نفر است: علی(ع)، معاویه و عمر و عاص؛ ما باید این سه نفر را در یک شب ترور کنیم و اگر خودمان هم کشته شدیم شهید در راه خدا هستیم و اگر این سه نفر را ترور کنیم جهان اسلام از این جنگ های داخلی و اختلافات رها میشود.
البته از سه ترور فقط یک ترور موفق بود و آن ترور علی (ع) بود.
آگاهی از تاریخ و معرفت اسلامی، آشنایی با قرآن، سنت و عقل لازم است. بعد از رحلت پیامبر(ص) مسائلی راه افتاد که بهترین تعبیر از آن تعبیر به فتنه و شبهه است.
* هیچ یک از درگیریهای زمان علی(ع) دعوای اسلام و کفر نبود
دهه سوم بعد از رحلت پیامبر(ص) بعنوان رهبر اصلی نهضت و بنیانگذار اسلام، درگیریهایی که در زمان علی(ع) پیش میآید هیچ کدام دعوای بین اسلام و کفر نیست. تقریبا لشکر کشیها و نبردهای جهاد، اسلام و کفر بود که در زمان سه خلفای قبل در جهان اسلام مدام گسترش مییافت البته در این زمان، ایران و بخش مهمی از رم فتح شده بود. در زمان علی(ع) فتوحات خارجی و جنگ اسلام و کفر تقریباً وجود ندارد و خیلی کم رنگ شده است؛ در زمان علی(ع) 3 درگیری وجود دارد آن هم بین مسلمانان؛ در هر 3 درگیری (جمل، صفین و نهروان) هر دو طرف جنگ مسلمان هستند. یعنی خویشان، اصحاب و بستگان پیامبرند و افرادی هستند که سابقه سربازی برای اسلام داشتند، سابقه داران جهاد و مبارزه انقلابی بودند، افرادی که برای اسلام شمشیر زده بودند و بارها تا مرز شهادت پیش رفته بودند. لذا درگیریها سیاسی بود که بعد نظامی شد و به این شکل 3 جنگ در یک دوره حدود 5 ساله بر علی(ع) تحمیل شد.
* جنگهای زمان حضرت علی(ع) همگی مصداق فتنه بود
هر 3 دعواهای جناحی بود و اصلاً دعوای حق و باطل نبود لذا از آن تعبیر به فتنه میشود؛ فتنه یعنی مسئلهای که نه فقط عوام بلکه گاهی خواص نیز در آن اشتباه میافتند.
امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه چند بار خطاب به مسلمانان فرمود که حق را با آدمها نسنجید، ملاکتان انسانها نباشد چرا که انسانها تغییر میکنند. همه در معرض فسادیم، هیچ کس خائن و فاسد به دنیا نیامده است، همه ما کم کم فاسد یا خائن میشویم. فردی که علی(ع) را ترور کرد کافر نبود جزء سربازان علی بود، مجاهدی رزمنده بود که سابقه فعالیت در جبهه داشت. شمر که سر حسین(ع) را برید مجاهد بود، رزمندهای بود که 35 سال قبل جزو افسران حضرت امیر(ع) بود اما دو دهه بعد در کربلا سر امام حسین (ع) را میبرد و شد جزو افسران یزید. همه ما در خطریم، هیچ کس نباید به سابقه خود تکیه و اعتماد کند؛ باید بدانیم که تا مرجع تقلید شویم در خطریم، ما مرجع تقلیدی داشتیم که میخواست علیه امام خمینی (ره) کودتا کند، مرجع تقلیدی که هم مقلد داشت و هم رساله.
* فتنه بروز عملی شبهه است
حضرت امیر (ع) میفرماید: شیطان با هیچ کس شوخی ندارد و سراغ همه میرود و از هیچ کس نمیگذرد، سراغ قویترین رزمندگان، مجاهدان و شهادتطلبان تاریخ رفته و آنها را فاسد کرده است. سر کینه، رقابت، جاه طلبی، ریاست طلبی و قدرت طلبی، ثروت طلبی و شهوت طلبی و به همین خاطر همه ما تا لحظه آخر در خطریم و باید دانست که فتنه بروز عملی شبهه است.
در آیات 2 و 3 سوره عنکبوت آمده است که آیا مردم فکر کردند که رها میشوند و هیچ آزمونی در کار نیست، باید گفت که یکی یکی شما را به صلابه آزمایش میکشیم و نمیگذاریم کسی بگوید که ما مؤمنیم.
خداوند صریح میفرماید: آیا مردم گمان کردهاند که همینطور رها میشوند و همین که بگویند ما ایمان آوردیم مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟ باید امتحان پس دهید و باید معلوم شود که به چه دل بستید؟ آیا منافع، جاه طلبی، قدرت و ثروت را زیر پا میگذارید یا خیر؟ باید مشخص شود که خدای تو کیست، خدای تو چیست، باید معلوم شود که حقیقتاً خدا پرست هستی یا نه. نام هر کسی را که در تاریخ میخوانید در آزمون قرار دادهایم، بر سر انتخاب قرار دادیم که بین دین و دنیا انتخاب کند، خداوند میفرماید نمیگذاریم هیچ کدامتان از دنیا بروید مگر اینکه بین دین و دنیا انتخاب کنید.
باید معلوم شود که چه کسانی صادق و چه کسانی کاذب هستند. به ظاهر شما ما بازی نمیخوریم بلکه همه شما باید آزمون پس دهید تا معلوم شود چه کسانی صادقاند و چه کسانی کاذب.
* بعد از پیامبر، جنگ بین اسلام درست و اسلام قلابی بود
امیرالمؤمنین (ع) میفرماید زمانی که این آیات بر پیامبر(ص) نازل شد من خدمت ایشان بودم و از ایشان پرسیدم و ایشان آیه را خواند و فهمیدیم عمده فتنههایی که در این آیات نام برده شده، فتنههایی است که بعد از پیامبر(ص) اتفاق خواهد افتاد که حق و باطل مخلوط شده است چرا که زمان پیامبر(ص) جنگ اسلام صریح و کفر صریح بود اما بعد از پیامبر، جنگ بین اسلام درست و اسلام قلابی بود ولی هر دو اسلام بودند و هر دو طرف میگفتند ما حامی پیامبریم، اصحاب پیامبریم، مجاهد راه قرآنیم. بنابراین دعوا خیلی پیچیده شد و تشخیص حق از باطل سخت شد. البته برای برخی افراد سخت شد و الا اگر کسی دقت میکرد و مبانی را میشناخت باز هم آسان بود.
حضرت امیر(ع) میفرماید از پیامبر (ص) پرسیدم این چه فتنهای است، رسول خدا فرمود: علی پس از من این امت به فتنه خواهند افتاد و دچار انواع امواج آزمون خواهند شد.
پیامبر(ص) به علی(ع) بشارت داد که تو شهید خواهی شد اما نه در این جنگ بلکه در زمانی که مردم دچار فتنه شدهاند و با ایمان خود بر خداوند منت میگذارند و بر اساس شبهات عمل میکند و موضع میگیرند و وارد عمل میشوند.
امیرالمؤمنین(ع) در ادامه میفرماید: از پیامبر(ص) پرسیدم یعنی از دین برگشتگی؟ یعنی همه کافر میشوند؟ پیامبر(ص) فرمود: نه؛ بلکه فریفتگی؛ این افراد بازی میخوردند البته خود آنها نیز دلشان میخواهد که بازی بخورند.
* مخلوط شدن دوست و دشمن از عوارض چهارگانه فتنه است
طی این 30 سال انقلاب در موارد متعددی برای کشورمان فتنههایی پیش آمد که خود مردم و نیروهای انقلاب گاهی با یکدیگر درگیر شدند و نفهمیدند که حق و باطل چیست.
حضر امیرالمؤمنین(ع) در حکمت 3 میفرماید: نگویید خدایا پناه بر تو از فتنه چون همه شما بیاستثنا دچار فتنه خواهید شد چراکه باید امتحان پس دهید و باید مشخص شود که شما صادقید یا کاذب.
حضرت امیرالمؤمنین(ع) در خطبه دوم نهج البلاغه در خصوص فتنه بحث میکنند و میفرمایند: فتنه چون شتری مست مردم را پی در پی پایمان میکرد و ناخن در ایمان آنها میزد. فتنه مسئلهای است که به ایمان افراد ناخنک میزند و بعد امیرالمؤمنین(ع) فرمود: فتنه که میآید چند چیز نیز به دنبال آن میآید:
اول: تردید یعنی اینکه همه به شک میافتند.
دوم: اختلاف
سوم: بیثباتی و تزلزل در ایمان
چهارم: گم کردن دوست و دشمن و مخلوط شدن دوست و دشمن؛
حضرت امیر(ع) فرمودند که اینها از عوامل فتنه است.
* شروع فتنه از هوای نفس و بدعت نظری در مفاهیم است
امام علی(ع) در خطبه 50 نهجالبلاغه در خصوص اینکه فتنه چگونه شروع میشود صحبت میکنند و میفرمایند که شروع فتنه از دو جاست:
یک بعد نفسانی دارد یعنی خودخواهی؛ افرادی پیدا میشوند که خود محورند، دیکتاتورند، منفعت طلبند و فقط دنبال قدرت و پیروزی خودشان هستند.
دوم اینکه شروع فتنه از بدعت نظری در مفاهیم است؛ یعنی تغییر دادن اصول یا تحریف آن.
حضرت امیرالمؤمنین(ع) در خطبه 50 این دو عامل را نقطه شروع فتنه میداند.
سپس گروهی از گروه دیگری کمک میخواهند؛ یعنی یک عده انحرافات فکری را تئوریزه میکنند و عدهای هم برای نفسانیت آنها هیزم میریزند و آنها هم با نفسانیت خود روی مفاهیم تئوریک آنها نفت میریزند.
* خداوند در زمان فتنه اهل حق را رها نمیکند
امام علی(ع) در خطبه 50 نهجالبلاغه در خصوص اینکه فتنه چگونه شروع میشود صحبت میکند و میفرماید که شروع فتنه از دو جاست:
یک بعد نفسانی دارد یعنی خودخواهی و دوم اینکه شروع فتنه از بدعت نظری در مفاهیم است.
یک عده در اصول و مفاهیم بدعت میگذارند، آن را تحریف میکنند و عدهای هم برای قدرت طلبی و دنیاخواهی پیش میآیند؛ امام علی(ع) فرمود فردی او را یاری میکند، فردی در مفاهیم بدعت میگذارد. ایشان می فرماید که اگر باطل با حق در نیامیزد و مخلوط نشود حقطلبان به راحتی آن را تشخیص میدهند و کار باطل پیش نمیرود ولی در فتنه، فتنهگران اندکی از حق و باطل را میگیرند و آن را مخلوط میکنند؛ یعنی زمانی که سخنرانی یا منبر آنها را گوش میکنید و یا مقاله و کتاب آنها را میخوانید متوجه میشوید که مباحث درستی در آن وجود دارد ولی در واقع مقداری از حق و مقداری از باطل با هم مخلوط و ارائه شده است؛ یعنی این مطالب باطل صریح نیست.
حضرت امیر(ع) میفرمایند: اینجاست که بازار شیطان گرم میشود و در جامعه یارگیری میکند. با این حال اینجا هم اگر کسی اهل حق باشد و تقوا حق داشته باشد، حضرت امیر میفرمایند که خداوند رهایش نمیکند.
* در زمان فراگیری شبهه اگر حق و باطل را تشخیص نمیدهید بر جای خویش بمانید تا حجت پیدا کنید
امام علی (ع) در خطبه 151 نهجالبلاغه میفرمایند: مردم شما هدفگیری شدید و مورد آماج بلا و امتحان هستید، بیدار شوید و از مستی وفور نعمت و از سختی عقوبت بترسید؛ آنگاه که غبار شبهه برانگیزد برجای خویش بمانید، حرفی نزنید و اقدامی نکنید و اگر نمیتوانید حق و باطل را تشخیص دهید بر اساس تعصب و احساسات موضع نگیرید. فرمودند وقتی نمیدانید حق و باطل چیست اگر تقوای حقطلبی دارید، آرام باشید. زمانی که متوجه نمیشوید و حجت عقلی و شرعی ندارید و بخواهید بر اساس احتمال، حدس، گمان، تبلیغات و تلقینات موضع بگیرید بیدار باشید و آنگاه که غبار شبهه برمیخیزد، بر جای خویش بمانید تا حجت پیدا کنید. فرمودند وقتی فتنهها پیدا شود و راه کج پیش پای هر یک از شما بگذارد و آسیابش بچرخد، فتنه آغازش چون ابتدای جوانی، دلربا، فریبنده و جذاب است اما وقتی پایان یابد آثارش شوم و زشت است؛ چون نشانههای ضربت سنگ.
حضرت امیر(ع) فرمودند: فتنه وقتی میآید در ابتدای آن نمیفهمید که فتنه است چرا که همه چیز مرتب، قشنگ، درست و تئوریزه شده است. فرمودند که اینجا جای صبر و دقت است. آغاز فتنه از افرادی است که بر سر قدرت، ثروت و ریاست مسابقه میگذارند و چون سگان این مردار را از دندان یکدیگر میربایند و یکدیگر را میجوند و پس از مدتی پیروان از رهبران اعلام بیزاری و برائت میکنند و رهبرانشان از پیروانشان گلایه میکنند. هر یک تقصیر را برعهده دیگری میگذارد و چون دشمنان از یکدیگر جدا میشوند، هیچ یک مسئولیت آنچه کردند و مسئولیت فتنه را برعهده نمیگیرند و یکدیگر را با لعنت دیدار میکنند.
* حضرت امیر به مردم سفارش میکند مبادا امام حاکم خود را در این فتنهها تنها بگذارید
حضرت امیر(ع) میفرمایند: وقتی شبهه برمیخیزد بر جای خویش بمانید، آنگاه که شبهه گرد و غبار میکند، فتنه از رهگذرهای پنهان و غیر آشکار در میآید، پس آنگاه به رسوایی و زشتی میگراید.
امام علی(ع) در خطبه 93 نهجالبلاغه میفرماید: فتنه زمانی که میآید از روبرو شناخته نمیشود، وقتی که تمام میشود از پشت سر شناخته میشود یا در جای دیگری میفرماید ای مردم امام حاکم خود را در این فتنههای تنها مگذارید تا بعدها خود را سرزنش کنید. خود را در آتش فتنهای که پیشاپیش آن رفتهاید بیاندیشه در میآورید همانا من برای شما چراغم در تاریکی، هر کس در تاریکی است و حق را از باطل نمیشناسد به این چراغ بنگرد، به من بنگرد و راه را بیابد.
* دشمنان علی(ع) در جمل از خوشسابقهترین اصحاب پیامبر(ص) بودند
حضرت امیر(ع) فرمود: در فتنه دلهای سابقاً مؤمن دو دل و سست میشوند، مردان سالم گمراه میشوند، رأی درست و نادرست در هم میآمیزد، فرزند با پدر کینه میتوزد، پدر و فرزند علیه یکدیگر کینه میورزند.
در زمان امام علی(ع) یکی از مواردی که خود حضرت آن را فتنه نامیدند، شورش جمل بود که منتهی به جنگ جمل شد و این جنگ، اولین جنگی بود که بر علی(ع) تحمیل شد یا خود حضرت در نهجالبلاغه، شورش طلحه و زبیر را فتنه نامیدند و از مردم خواستند که آن را سرکوب کنند و طی نامهای به مردم کوفه نوشتند که دیگ آشوب به جوش آمده و فتنه آغاز شده است؛ همه به سوی رهبر خود بشتابید و در جهاد علیه فتنه شتاب کنید که تأخیر خطرناک است.
دشمنان حضرت علی(ع) در جنگ جمل جزو خوشنامترین خوشسابقهترین افراد و اصحاب پیامبر(ص) بودند؛ کسانی که حضرت امیر(ع) میفرماید ما از کودکی و خردسالی با هم بزرگ شدیم و در جبههها همیشه همه در کنار هم بودیم.
طلحه و زبیر بارها در جهاد در خط مقدم بودند. شخص دیگر کیست؟ عایشه؛ امالمؤمنین و همسر پیامبر(ص). عایشه جزو نزدیکترین افراد به پیامبر(ص) بود.
عثمان خلیفه سوم کشته و پس از آن شورش شروع میشود. این شورش به حدی است که سه روز جنازه خلیفه روی زمین میماند و هیچ کس حاضر نمیشود که او را دفن کند؛ یعنی فضای مدینه اینگونه بود. میدانید که جنازه عثمان، خلیفه سوم را در نیمه شب و بعد از سه روز آنهم با وساطت امیرالمؤمنین(ع) برای دفن بردند. ابتدا مردم مدینه نگذاشتند که او در قبرستان مسلمانان دفن شود و به همین خاطر عثمان را در مقبره و باغ یک کسی دفن و بعد روی آن دیوار خراب کردند تا کسی نبش قبر نکند که بعدها همانجا جزو قبرستان بقیع شد.
در واقع خود قضیه قتل خلیفه نیز یک فتنه بود و از مواردی بود که حق و باطل با یکدیگر مخلوط شده بودند. حضرت امیر(ع) هم منتقد روش حکومتی عثمان بودند و هم در عین حال مخالف قتل خلیفه.
* آنچه که برای اجرای عدالت پیش رو داریم انواع و اقسام رنگها و چهرهها و صداها است
خلیفه کشته میشود و مردم به سمت حضرت علی(ع) هجوم میآورند. اصحاب، مهاجرین و انصار و همه به سمت علی(ع) هجوم میآورند که باید رهبری را برعهده بگیرید. در ابتدا حضرت میفرمایند که من را رها کنید و سراغ افراد دیگری بروید. هستند افرادی که دلشان میخواهد و برای تحویل حکومت آمادگی دارند. از من بگذرید. من اگر در حاشیه باشم و کمک کنم و نظارت داشته باشم بهتر از این است که مسئولیت حکومت را برعهده بگیرم. آنچه که برای اجرای عدالت پیش رو داریم انواع و اقسام رنگها و چهرهها و صداها است. بعد از این خود شما درست تشخیص نخواهید داد و برخی از شما مقابل من خواهید ایستاد. عدهای از شما کنترل احساسات خود را از دست خواهید داد و ایمان قبلیتان خواهد لرزید و عقلهایتان ثبات نخواهد داشت.
همه شما قدرت تشخیص نخواهید داشت؛ یعنی این کار به لحاظ نظری هم ثبات عقلی یعنی تشخیص درست حق از باطل میخواهد و هم ایمان و قلب محکم؛ ولی اکثر شما این شرایط را ندارید؛ نه قلبهای شما برای این کار محکم خواهد بود و نه عقلهایتان ثبات خواهد داشت تا حق را از باطل به درستی تشخیص دهید. من از همین حالا میبینم که آفاق تیره و نیمه تاریک و نیمه روشن خواهد بود و این را بدانید اگر من مسئولیت حکومت را قبول کنم دیگر گوشم بدهکار وراجیها و سرزنشهای دیگران نخواهد بود و به آنچه که خودم درست میدانم عمل خواهم کرد. بنابراین با چشم باز با من بیعت کرده و به من رأی دهید.
* بیعتکنندگان با علی(ع) سه جنگ را به ایشان تحمیل کردند
حضرت امیر(ع) میفرمایند: من نمیخواستم مسئولیت حکومت را قبول کنم ولی چونان جمعیت به سمت من هجوم آورد که لباسم از دو طرف پاره شد، دختران از فرط اشتیاق حجاب خود را کنار گذاشتند و به سمت من میآمدند و پیرمردهایی که با عصا راه میرفتند چنان به سویم میآمدند که عصای خود را پرت کردند.
من وقتی دیدم مردم این چنین به سمت من آمدند و بیعت عمومی است و همه میگویند که ما پای تو ایستادهایم، دیگر بهانهای نداشتم که این مسئولیت را قبول نکنم و حجت بر من تمام شد. با این حال میدانستم که برخی از همین افراد با من چگونه رفتار خواهند کرد و زمانی که خلافت و رهبری را پذیرفتم، گروهی از همین افراد پیمان شکستند(ناکثین)، گروه دیگری از دین خارج شدند(مارقین) و دسته سوم ستم کردند (قاسطین) و همینها سه جنگ را به من تحمیل کردند. گویا نشنیده بودند که خداوند در قرآن فرموده بود که آخرت از آن افرادی است که در دنیا دنبال فساد و برتری طلبی نباشند و این خانه و دار آخرت را مخصوص افرادی قرار دادیم که اراده*********** علو یعنی برتری طلبی، ریاست و قدرت طلبی و اراده فساد نداشته باشند.
حضرت امیر(ع) میفرمایند: چطور شما در قرآن این آیه را میبینید ولی باز با من درگیر شدید. چرا این آیه در ذهن همه شما وجود دارد اما دنیا چشم شما را پر کرده است و به وقتش آیههای این چنینی را فراموش میکنید. علتش این است که منافع شما به خطر میافتد. سوگند به خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید اگر آن گروه بسیار برای بیعت با من هجوم نمیآوردند و حجت بر من تمام نشده بود و اگر نبود که خداوند از عالمان و آگاهان پیمان گرفته است که بر گرسنگی ستم دیدگان و شکمبارگی ستمگران آرام نگیرند به خدا سوگند مسئولیت حکومت را قبول نمیکردم و مهار شتر حکومت را روی کوهان آن میانداختم تا هرجا دلش میخواهد برود و آب پایان آن را به جام آغاز آن میدادم، و میدانید و میدانستید که دنیای شما در نزد من بیارزشتر است از عطسه بز.
ابن عباس روایت میکند: در دومین روزی که مردم مدینه با علی بیعت کردند امام علی همان اول آمد و سخنرانی کرد که از همین سخنرانی جنگها بیرون آمد و فهمیدند که با علی نمیشود ساخت و باید با او جنگید و حکومت وی باید براندازی و ساقط شود.
ابن عباس روایت میکند حضرت امیر(ع) در بخشی از سخنرانی خود گفت: مردم در روز اول حکومت به شما بگویم، ای مردم بدانید که هر زمین و امکاناتی که از بیتالمال در دوره قبل گرفتید و به شما داده شده، از اموال خدا و اموال مردم و بیتالمال به هر کس دادند همه آنها بدون استثنا به بیتالمال باز خواهد گشت، همه را مصادره میکنم و از شما پس میگیرم، هر کس هر آنچه را که از بیتالمال بیش از سهم خود برداشته است به بیتالمال باز میگردانم اولین قدم اول حکومت بنده است، بعد هم نگویید که بر گذشتهها صلوات.
حضرت امیر(ع) فرمود: حقی که زمان بر آن گذشته است باطل نمیشود، حق و حقوق و عدالت مشمول عبور زمان نمیشود، اگر این اموالی را که از بیتالمال برداشتید و رفتید و با آن ازدواج کردید و یا مهریه همسرتان کردید همان را از شما پس میگیرم، و اگر هم در نقاط مختلف سرمایهگذاری کردید همه را از شما پس خواهم گرفت چرا که اینها مال شما نیست، اینها مال خداست و متعلق به فقرا و محرومان است، هرکدامتان هم بگویید که عدالت سخت است، حضرت فرمودند اتفاقاً آسان است، در اجرای عدالت گشایش، سعه و راحتی است برای همه، اتفاقاً اگر عدالت اجرا شود همه راحت زندگی میکنند، اگر کسانی فشار عدالت را سخت میدانند بدانند که فشار بیعدالتی سختی بیشتری دارد.
حرفهایی را هم که بیان میکنم شعار نیست یعنی گردن من به آنچه میگویم گرو است، گردن من در گروه صحبتهای من است و جانم را در راه صحبتهایم میدهم.
فرمودند: افرادی که تقوا داشته باشند در شبهات وارد نمیشوند، چرا که از این به بعد عدهای در افکار عمومی شبهه ایجاد میکنند آن هم با عنوانهای قشنگ تا مقابل مرا بگیرند، ولی در این میان افرادی که تقوا داشته باشند وارد شبهات نمیشوند و بازی نمیخورند ولی افرادی که دلشان میخواهد بازی بخورند بازی میخورند، آگاه باشید که بلا و آزمایش شما و آزمون بزرگ شروع شد عین روز اولی که پیامبر (ص) آمد.
مانند 30 سال پیش، آن موقع بین اسلام و کفر انتخاب کردید دوباره کاری میکنم که مجبور شوید بین اسلام و کفر انتخاب کنید، دوباره سر دوراهی قرارتان میدهم، بازی تمام شد، نمیشود روش کفار را پیش بگیرید ولی با ظاهر مذهبی، نمیگذارم، باید بین عدل و ظلم انتخاب کنید، دوباره باید معلوم شود که چه کسی مؤمن است چه کسی کافر و فاسق، غربال میشوید، یا بر من با با من یعنی یا با حق یا بر حق، تصمیم خود را باید بگیرید، انقلاب یا ضد انقلاب، حق یا باطل، عدل یا فساد.
* بزرگان اسلام در زمان پیامبر بر سر قدرت با امیرالمومنین درگیر شدند
حضرت امیر(ع) فرمود: چنان در دوران حکومت من بر هم زده خواهید شد و کاری میکنم با کفگیر آزمون مجدد انقلاب، آنهایی که پائین هستند بالا و افرادی که بالا هستند پائین بیایند و به این شکل زیر و رویتان میکنم. می فرماید که این گونه نیست یک بار امتحان دهید و تا آخر عمرتان گارانتی شوید.
اینکه ما 20 سال پیش زمان پیامبر(ص) امتحان داده ایم، کافی نیست بلکه دوباره باید امتحان دهید چراکه هیچ کسی گارانتی نیست. فرمود که در این امتحان مجدد، گاهی کسانی که سابقههای درخشان و طولانی از زمان پیامبر(ص) در اسلام داشتند در این مسابقه و آزمون دوباره عقب میافتند و افرادی که در آن دوره کسی نبودند و کسی آنها را نمیشناخت جلو میافتند.
فرمود این یک آزمون دوباره است و یک بار برای همیشه نیست، دوباره باید آزمون پس دهید و به خدا سوگند من فریبتان ندادم و نخواهم داد و چیزی را از شما مخفی نکردم. به خدا سوگند هیچ حقیقتی را از شما پنهان نکردم. من حکومتی را تشکیل دادم که در آن با شما مردم چیزی را مخفی ندارم و هیچگاه به شما دروغ نگفتم و مرا به این مقام و به این روز خبر دادهاند.
جالب این است اول کسی که با علی(ع) دست بیعت داد طلحه بود. بعد زبیر بیعت میکند و همینها چند ماه بعد با امیرالمؤمنین آن هم بر سر قدرت درگیر میشوند. حضرت امیر میفرمایند: کسانی از شما که برادران خود من هستید، کسانی از شما در این سالها در این دنیا غرق شدند و اموالی را تصاحب کردند. من وقتی مقابل این افراد را بگیرم و خواهم گرفت و فقط حقوق خود آنها را به آنها خواهم داد از دست من عصبانی خواهند شد. فریاد خواهند زد که پسر ابوطالب ما را از حقوقمان محروم کرد و به ما ظلم کرد. آگاه باشید هر کس از مهاجرین و انصار و از اصحاب پیامبر و خویشان پیامبر و از بستگان پیامبر و همه کس خیال و گمان کند که به خاطر سابقهاش، به خاطر همنشینی با پیامبر بر دیگران نسبت به بیتالمال برتری دارد بداند که خطاست.
* طلحه و زبیر سهم بیشتری از بیتالمال از امام میخواستند
فرمود هر کاری انجام دادید برای خدا انجام دادهاید پس پاداش آن را در آخرت از خدا بخواهید. در دنیا همه مساوی اند. شما قدیمیترین و باسابقهترین مسلمان، با مسلمانی که همین امروز مسلمان میشود نزد ما به لحاظ سهمش از بیتالمال مساوی است. هر کس که رو به قبله ما آورد شایسته برخورداری از حقوق اسلامی و حدود اسلام است. شما همه بندگان خدا هستید و بیتالمال، مال خداست و آن را میان همه شما به طور مساوی تقسیم خواهم کرد و هیچ کس بر دیگری برتری و مزیت ندارد. پرهیزکاران و سابقهداران در فردای قیامت پاداش خود را از خداوند بخواهند و خداوند دنیا را پاداش پرهیزکاران و مجاهدان قرار نداده است. آنچه نزد خداست برای نیکوکاران بهتر است، فردا بیائید تا اموال را به روش جدید تقسیم کنیم.
روز بعد طلحه و زبیر به مسجد آمدند. در گوشهای دور از مسجد تجمع دیگری انجام شده و مردم را به دو بخش تقسیم میکنند. مردمی که پشت علی(ع) نماز را اقامه می کردند به طلحه و زبیر عبداللهابن زبیر، مروان و جمعی دیگر از مردان قریش پیوستند و ساعتی آهسته با یکدیگر پچ پچ میکردند. بعد مخالفت آنها آشکار شد. عمار آمد پیش علی(ع) و گفت: این سخنرانی چه بود که شما انجام دادید. کمی آرامتر؛ همین روز اول این افراد دارند پرچم برمیدارند و فتنه و خلف وعده میکنند. کمی ملاحظه کنید که دوباره حضرت امیر رفت بالای منبر و سخنرانی کرد.
حضرت علی(ع) روز سوم حکومت، همچنان که شمشیر بر کمر بسته بود سخنرانی کرد و گفت: ای مردم برترین مردم نزد خداوند از نظر مقام فردی است که تابع کتاب و سنت باشد و به تکلیفش عمل کند. سپس به عمار گفت برو به طلحه و زبیر که گوشه مسجد نشستهاند بگو بیایند اینجا من با آنها کار دارم. وقتی آمدند حضرت به آنها گفت: شما را به خدا سوگند آیا چنین نبود که شما با میل خودتان و با آزادی کامل سراغ من آمدید و با من بیعت کردید؟ آیا من شما را مجبور به بیعت کردم؟ من قدرت طلب بودم یا شما از من خواستید؟ گفتند چرا ما گفتیم. حضرت امیر گفت: شما مجبور بودید و زور بالای سرتان بود که با من بیعت کنید یا خودتان خواستید؟ گفتند: ما با شما بیعت کردیم و فکر میکردیم که شما روش دیگری دارید، نمیدانستیم که اینگونه است. ما بیعت کردیم به شرطی که شما در کارها با ما مشورت کنید و بدون نظر ما کاری نکنید و فکر کردیم اگر ما رهبری شما را تایید میکنیم، شما هم هوای ما را دارید و بالاخره سهم و حق ما محفوظ است و فضیلت ما را بر دیگران در نظر میگیرید.
حضرت امیر(ع) فرمود: آیا من حقی از شما سلب کردم و یا به شما ستمی نموده ام؟ گفتند: نه، فرمود: آیا حقی از مسلمانی ضایع و پایمال کردم، یا حکمی از احکام خدا را زیر پا گذاشتم؟ گفتند: نه، حضرت فرمود: پس چرا از من دلگیرید؛ اگر من نه حق کسی را پایمال کردم و نه حکمی را زیر پا گذاشتم پس چرا شما با من مشکل دارید؟ گفتند: به خاطر روش حکومت تو و حرفهایی که مطرح میکنی و اینکه چرا در حکومت نظر ما را نمیپرسی. حضرت امیر(ع) گفت: من اگر در جایی نیاز به مشورت داشته باشم نظر شما را میخواهم آنچه که تا الآن گفتم نیاز به مشورت نبود چرا که نظر صریح خداوند و سنت پیامبر بود.
بعد طلحه و زبیر آمدند پیش حضرت امیر و گفتند که ما میخواهیم به عمره برویم. حضرت فرمود: شما قصد عمره ندارید و من میدانم شما کجا میخواهید بروید. این اجازه برای عمره نیست. دعوا و درگیری را شروع کردید و حالا میروید تدارک پیمانشکنی و درگیری را ببینید.
آنها قسم خوردند که اینگونه نیست. حضرت امیر لبخندی زد و گفت: پس دوباره تجدید بیعت کنید. آنها دوباره پیمان بسته و سوگند خوردند و و زمانی که رفتند، حضرت امیر(ع) فرمود: به خدا سوگند دیگر اینها را نخواهید دید الا اینکه به روی ما شمشیر میکشند و جنگ را بر ما تحمیل میکنند و هر دو آنها کشته خواهند شد.
* فتنهگران از همسر پیامبر برای رهبری شورش استفاده کردند
همه همسران پیامبر(ص) برای ما محترماند. حتی عایشه؛ ما عایشه را امالمؤمنین میدانیم و نباید به او اهانتی شود ولو اینکه او با علیابن ابیطالب(ع) درگیر شده است. خود حضرت امیر(ع) هم احترام عایشه را نگه داشت حتی بعد از جنگ که جناب عایشه اسیر شد و امیرالمؤمنین(ع) اجازه نداد کوچکترین اهانتی به وی شود.
طلحه و زبیر نامهای به عایشه مینویسند و در آن میگویند که به ما ملحق شو تا مقابل علی(ع) بایستیم چرا که علی اوضاع را به هم میریزد. ام سلمه مکه بود. آنجا از جریان مطلع میشود و میفهمد که طلحه و زبیر در حال برنامهریزی توطئهای علیه علی(ع) و حکومت ایشان هستند.
ام سلمه شروع به افشاگری و سخنرانی به نفع امام علی(ع)میکند که ای مردم! خود شما با علی بیعت کردید و نباید با او درگیر شوید چرا که حکومت علی(ع) حق است. خبر به عایشه میرسد که جناب امسلمه دارد افکار مردم را به نفع علی(ع) آگاه میکند. عایشه به ملاقات ام سلمه میآید و میگوید ای اختر ابا امیه! تو نخستین زن از زنان مهاجر رسول خدا و از بزرگان اهل بیت پیامبر(ص) هستی. بیشترین آیات الهی در خانه تو بر پیامبر نازل شد و جبریل بیش از همه در خانه شما بر رسول خدا نازل میشد.
امسلمه خطاب به عایشه میگوید شما که جزء مخالفان خلیفه سوم(عثمان) بودید چطور حالا به عنوان انتقام او میخواهید در برابر علی(ع) بایستید؟ و بعد ام سلمه شروع میکند به یادآوری برخی مسائل برای عایشه؛ اینکه آیا یادت میآید یه روزی علی آمد و پیامبر در مورد علی چه گفت و ... .
هر چه میگوید عایشه تأیید میکند و میگوید بله یادم هست. بعد ام سلمه میگوید: پس با این وضع دیگر این چه قیام و شورشی است که علیه حکومت مشروع به راه انداختهاید.
عایشه میگوید: مسائلی وجود دارد که باید حل و اصلاح شود و بعد ام سلمه میگوید که خودت می دانی.
ام سلمه نامهای خطاب به علی(ع) مینویسد و خبر میدهد که اینها دارند شورش را به پا میکنند. حضرت امیر(ع) در جایی سخنرانی میکند و میفرماید: کسانی که در حال حاضر به اسم خون عثمان حرف میزنند همه آنها میدانند که برخی از خود اینها در خون عثمان دست داشتند و کسی که برای مهار و کنترل شورش تلاش میکرد که خلیفه کشته نشود من بودم. عایشه گفته بود بله من به عثمان منتقد و معترض بودم ولی شنیدم خلیفه قبل از اینکه کشته شود توبه کرده بود بنابراین زمانی که توبه کرده نباید کشته میشد و الا قبول دارم که من هم جزو منتقدان و معترضان عثمان بودم ولی او توبه کرده بود پس چرا او را کشتند؟
حضرت امیر (ع) میفرمایند: جواب دادند که ما با هم دنبال قاتلان عثمان باشیم تا قاتل او را پیدا کنیم. حضرت آنجا توضیح میدهند که من هم منتقد و معترض به عثمان بودم و هم در عین حال مخالف قتل عثمان بودم و با افراطیونی که عثمان را به قتل رساندند مخالف بودم و در برابر آنها ایستادم.
* مقدسمآبانی مثل اشعری برای مقابله با فتنه حجت شرعی میخواستند
حضرت امیر(ع) که به خلافت رسید قصد داشت ابوموسی اشعری را که از زمان خلیفه قبل حاکم کوفه بود عزل کند اما مالک اشتر و عدهای به علی(ع) گفتند که ابوموسی اشعری هم عدهای مرید در شهر دارد که او را قبول دارند حالا بگذارید باشد تا ببینیم چه میشود. بعداً حضرت امیر(ع) میگوید من از اول میخواستم ابوموسی اشعری را بردارم چرا که او را انسان صالحی نمیدانستم ولی چون گفتند عدهای او را قبول دارند و برای اینکه مردم نگویند تا علی آمد همه را برداشت گذاشتم بماند.
ابوموسی اشعری در آن زمان امتحان خود را پس میدهد. حضرت امیر(ع) به ابوموسی اشعری که حاکم کوفه بود نامهای نوشت و گفت که طلحه و زبیر و عایشه قصد شورش دارند و حق هم با ماست. بنابراین برای ما نیرو بفرست و مردم کوفه را بسیج و کمک کن تا برویم بصره چرا که آنها آمدند و بصره را اشغال کردهاند.
بعد از آن ابوموسی اشعری شروع کرد با ادبیات مقدس مآب صحبت کردن؛ اینکه جنگ مسلمان با مسلمان و با کدام حجت شرعی اصحاب در برابر اصحاب بایستند؟ بله، شما علی هستید، اولین مسلمان هستید ولی آن طرف هم امالمؤمنین است، طلحه و زبیر هستند، زبیر سیفالاسلام است، یعنی چه جنگ مسلمان با مسلمان، این جنگ شبهه شرعی دارد. مردم! آرامش داشته باشید و به هیچ کدام از دو طرف ملحق نشوید چرا که ما بیطرف هستیم، این جنگ خلاف شرع است.
حضرت امیر(ع) گفت: این جنگ را بر ما تحمیل کردهاند، ما شروع نکردیم که به من میگویید خلاف شرع است. اینها علیه حکومت شورش کردند و میخواهند حکومت را براندازی کنند. باید به آنها بگویید و شما باید طرف حق را بگیرید و نباید بگویید که در هر صورت کاری نمیکنیم.
حضرت امیر دو بار نامه فرستاد ولی ابوموسی اشعری اعتنایی نکرد. بعد از این حضرت امیر(ع) محمدبن ابوبکر را به کوفه فرستاد و ابوموسی اشعری را عزل کرد.
امام علی(ع) شهر را به ابن عباس و محمد بن ابوبکر سپردند و با نیروها برای جنگ رفتند اما باز هم ابوموسی اشعری با حضرت مخالفت کرد و سخنرانی کرد مبنی بر اینکه ای مردم به جنگ نروید چرا که آن طرف جنگ نیز اصحاب پیامبر اند، کسانی هستند که نزد پیامبر سوابق دارند و خویشان پیامبر اند و بزرگان اسلامند، با چه کسانی میخواهید بجنگید؟
ابوموسی اشعری شروع به سخنرانی و ایجاد تردید و شبهه در دل مردم کرد تا اینکه حضرت امیر (ع) مالک اشتر را به کوفه فرستادند و او نیز ابوموسی اشعری را با حالت ذلت بازداشت و از سمتش عزل کرد.
مناظره یک عالم مسیحی با امام صادق(ع)
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٧/٢۱
پنجاه سال در جستجوى رهبر آگاه
بُرَیْهْ یا بُرَیْهه از علماى بزرگ هفتاد ساله مسیحى در عصر امام صادق (ع ) بود که مسیحیان به وجود او افتخار مى کردند؛ او مدتى بود که عقیده اش نسبت به آئین مسیحیت سست شده بود؛ و به دنبال دین حق مى گشت و با بسیارى از مسلمانان بحث و مناظره نموده بود؛ او همسر خدمتگزارى داشت که مطالب دینى را با او در میان مى گذاشت ؛ ولى با آن همه بحث و بررسى هنوز به نتیجه نرسیده بود؛ تا اینکه شیعیان او را به هشام بن حکم یکى از شاگردان زبردست و دانشمند امام صادق (ع ) معرفى کردند.
بُرِیْهَه روزى با جمعى از مسیحیان به مغازه هشام در کوفه رفتند؛ دیدند هشام به عده اى قرآن یاد مى دهد؛ بریهه به هشام گفت : با همه عالمان و متکلمان اسلام بحث و مناظره کرده ام ؛ ولى به نتیجه نرسیده ام ؛ اینک آمده ام با تو مناظره کنم .
هشام در حالى که خنده بر لب داشت ؛ به او گفت : اگر معجزات حضرت مسیح (ع ) را مى خواهید ندارم.
سپس او سؤالاتى درباره اسلام ازهشام کرد و پاسخ کافى شنید؛ آنگاه هشام از او سؤالاتى درباره مسیحیت کرد؛ ولى او در پاسخ درمانده شد.
سرانجام بریهه شرمسار شد؛ و همراهانش اظهار پشیمانى مى کردند؛ و با این وضع متفرق شدند.
بریهه به خانه خود بازشگت و جریان ملاقات خود با هشام را براى همسرش تعریف کرد؛ و همسرش گفت : اگر در جستجوى دین حق هستى ؛ غمگین نباش ؛ هر کجا حق را دیدى بپذیر و در این مسیر لجاجت نکن .
بریهه سخن او را پذیرفت ؛ و روز دیگر نزد هشام رفت و به او گفت : آیا تو معلم و رهبرى نیز دارى ؟
- آرى .
او کیست و در کجاست و در چه حال است ؟
اندکى از نژاد و عصمت و علم و سخاوت و شجاعت امام صادق (ع ) را بیان کرد؛ و سپس گفت : اى بریهه ! خداوند هر حجتى را که بر مردم دورانهاى گذشته منصوب نموده ؛ براى مردم دوران وسط و اخیر نیز اقامه کرد؛ و هیچگاه حجت خدا و دین از میان نرود.
سخن بسیار درستى گفتى آنگاه بریهه همراه همسر خود با هشام به سوى مدینه رهسپار شدند؛ تا به حضور امام صادق (ع ) برسند.
هشام همراه بریهه و همسر او (مسافرت طولانى بین کوفه ومدینه را به پایان رسانده ) به مدینه رسیدند. براى دیدار امام صادق (ع ) به خانه آن حضرت رفتند؛ در آنجا با امام کاظم (ع ) فرزند امام صادق (ع ) (که در آن وقت کمتر از بیست سال داشت ) ملاقات نمودند.
هشام داستان خود با بریهه را براى امام کاظم (ع ) نقل کرد؛ در این هنگام امام کاظم (ع ) به بریهه فرمود: تا چه اندازه به کتاب دینت (انجیل ) آگاهى دارى ؟
آن را مى دانم .
- تا چه اندازه اطمینان دارى که معنیش را بدانى ؟
به آن به خوبى آگاه هستم ؛ و در این جهت ؛ اطمینان بسیار دارم .
آنگاه امام کاظم (ع ) مقدارى از فرازهاى کتاب انجیل را خواند؛ بریهه (آنچنان تحت تأثیر جاذبه قرائت امام قرار گرفت که هماندم نور ایمان بر سراسر قلبش تابید و) عرض کرد:
ایاک کنت اطلب منذ خمسین سنة او مثلک
پنجاه سال است که من در جستجوى تو یا مانند تو بودم
ملاقات عالم بزرگ مسیحى با امام صادق (ع )
بریهه ؛ عالم بزرگ میسحیان از آن پس به خدا (و اسلام ) ایمان آورد؛ و در راه ایمان ؛ به خوبى استوار ماند؛ بانوئى که همراهش بود نیز مسلمان شد؛ آنگاه هشام همراه بریهه و آن بانو به حضور امام صادق (ع ) رسیدند؛ و هشام جریان ملاقات حضرت کاظم (ع ) را با بریهه ؛ براى امام صادق بازگو گرد.
امام صادق (ع ) این آیه (34آل عمران ) را خواند: ذریة بعضها من بعض و الله سمیع علیم : آنها فرزندان و دودمانى بودند که (از نظر علم و کمال ) بعضى از بعض دیگر گرفته شده بودند؛ و خداوند شنوا و دانا است .
(یعنى حضرت کاظم (ع ) گلى از نژاد رسالت و نبوت است که آن گونه بریهه را تحت تأثیر قرار داده است ).
در این هنگام بریهه به امام صادق (ع ) عرض کرد: تورات و انجیل و کتابهاى آسمانى که بر پیامبران نازل شد؛ از کجا به دست شما رسیده است ؟!
ـ این کتابها از ناحیه خود آن پیامبران ؛ به ارث به ما رسیده است (منظور ارث معنوى و علمى است ) همانگونه که آنها کتابهاى آسمانى را مى خواندند؛ ما هم مى خوانیم ؛ و همانگونه که آنها بیان مى کردند؛ ما نیز بیان مى کنیم .
و این را بدان که :
ان اللّه لا یجعل حجةً فى ارضه یسأل عن شیى قبقول : لا أَدرى : همانا خداوند حجتى در زمین خود نمى گذارد که چیز از او بپرسند و او بگوید: نمى دانم بلکه او قدرت پاسخگویى به همه سؤالات را دارد
شهادت امام جعفر صادق(ع) تسلیت باد
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٧/٢۱

نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٧/۱٦
رهبر معظم انقلاب اسلامی:
بصیرت اجازه نمی دهد غبار آلودگی فتنه، کسی را گمراه کند

حضرت آیت الله خامنه ای با تبیین نکاتی درباره برخی مسائل کلی کشور و انقلاب، بصیرت را نیاز اصلی جامعه خواندند و خاطرنشان کردند: بصیرت، اجازه نمی دهد «غبار آلودگی فتنه»، کسی را گمراه کند.
به گزارش گروه سیاسی «شبکه خبر دانشجو» به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، مردم پرشور و پرمحبت این منطقه که در زیر بارش بی دریغ رحمت الهی در ورزشگاه شهدای هفتم تیر چالوس و خیابانهای اطراف، چشم انتظار دیدار حضرت آیت الله خامنه ای بودند، به محض دیدن ایشان، با ابراز احساسات عمیق قلبی، صحنه هایی براستی پرشکوه و بیاد ماندنی آفریدند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، در این دیدار، مردم مازندران و گیلان را، مدافعان سرسخت جبهه حق خواندند و خاطرنشان کردند: با وجود تلاش و سرمایه گذاری فوق العاده رژیم طاغوت برای دین زدایی و اخلاق زدایی در این دو استان، مردم این مناطق زیبا و سرسبز، در دوران انقلاب، جنگ تحمیلی و همه حوادث 30 سال اخیر با تقدیم بیش از 21 هزار شهید پیشتاز دفاع از اسلام و انقلاب و نظام اسلامی بوده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تبیین نکاتی درباره برخی مسائل کلی کشور و انقلاب، بصیرت را نیاز اصلی جامعه خواندند و خاطرنشان کردند: بصیرت، اجازه نمی دهد «غبار آلودگی فتنه»، کسی را گمراه کند.
ایشان توصیه پروردگار به پیامبر اعظم و پیروان محمدی را درباره حرکت توأم با بصیرت یادآوری کردند و افزودند: بصیرت، قطب نمای حرکت صحیح در اوضاع اجتماعی پیچیده امروز است بگونه ای که اگر کسی این قطب نما را نداشت و نقشه خوانی را بلد نبود ممکن است ناگهان خود را در محاصره دشمن ببیند.
رهبر انقلاب اسلامی، بصیرت ملت و آگاهی جوانان را کُند کننده تیغهای دشمن دانستند و افزودند: اگر بصیرت نباشد، انسان حتی با نیت خوب، ممکن است گمراه شود و در راه بد قدم بگذارد.
حضرت آیت الله خامنه ای، بصیرت را برای «شناخت هدف، تشخیص راه صحیح رسیدن به هدف، تشخیص دشمن و موانع راه، و شناخت راههای برطرف کردن موانع»، کاملاً ضروری برشمردند و آحاد مردم، جوانان، روحانیان، دانشگاهیان، حوزویان و اصحاب فرهنگ و ادب را به درک اهمیت حیاتی این مسئله و مجهز شدن هرچه بیشتر به «سلاح بصیرت و آگاهی»، توصیه مؤکد کردند.
علاقه و احترام ملتها به نظام اسلامی و حساسیت آنها به مسائل داخلی ایران، نکته دیگری بود که حضرت آیت الله خامنه ای برای تبیین اهمیت حرکت بصیرانه در داخل کشور، به آن پرداختند.
ایشان با یادآوری نگرانی ملتهای علاقمند به اسلام و جمهوری اسلامی از برخی حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری افزودند: حضور 85 درصدی ملت در این انتخابات، ملتهای مسلمان را شادمان کرد اما وقتی دشمن برای تخریب این «حضور عظیم و پیروزی بزرگ سیاسی»، به «شایعه افکنی، تهمت زنی و ایجاد اغتشاش در گوشه ای از کشور» دست زد، دوستداران جمهوری اسلامی، نگران شدند و این واقعیت، نشان دهنده استمرار علاقمندی به تفکر جمهوری اسلامی در جهان اسلام، حتی پس از 30 سال است.
رهبر انقلاب اسلامی آمیختن حق با باطل و دشوار کردن تشخیص حقیقت را حتی برای پیروان حق، شیوه دیرینه مخالفان اسلام دانستند و با یادآوری هشدار امیرمومنان در این باره افزودند: بصیرت مهمترین راه مقابله با این فتنه آفرینی هاست.
حضرت آیت الله خامنه ای، در بیان یکی از معیارهای مهم تشخیص «راه و اقدام صحیح از مسیر غلط» افزودند: هر حرکتی که دشمنان خونی ملت و نظام اسلامی یعنی استکبار و صهیونیزم را خشمگین کند حرکتی صحیح و در مسیر حق است و هر اقدام و مسیری که آنها را خوشحال و ذوق زده کند و در تبلیغات و سیاستهایشان بر آن تأکید کنند، مسیری کج، غلط و زاویه دار است.
ایشان تأکید کردند: با این معیار یعنی عکس العمل خشمگینانه یا شادمانه بیگانگان در مقابل حوادث و رویدادها، در بسیاری از موارد می توان اشتباهات را دریافت و جبران کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین «جمهوری و اسلامی» را دو رکن نظام برشمردند و در تبیین مفهوم حقیقی جمهوریت افزودند: مشارکت و احساس مسئولیت مردم در تشکیل نظام و روی کار آوردن مسئولان از جلوه های جمهوریت است.
ایشان افزودند: معنای دیگر جمهوریت این است که مسئولان نظام باید از مردم و با مردم باشند، رفتارشان شبیه مردم باشد و اثری از دیکتاتوری، خوی اشرافیگری و بی اعتنایی به مردم در آنها دیده نشود.
احترام به عقاید، و ارزشهای مردم و اهتمام به «حیثیت، شخصیت و هویت» ملت، بُعد دیگری از جمهوریت نظام بود که رهبر انقلاب، به آن اشاره کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای در تبیین اسلامیت نیز به استواری و اتکای پایه های نظام به «دین و شریعت و معنویت»، اشاره و خاطرنشان کردند: در جمهوری اسلامی، ابعاد مختلف جمهوریت نیز، پشتوانه اسلامی و معنوی پیدا می کند و هر کاری برای آباد کردن دنیای مردم و استحکام و اعتلای نظام، پاداشی الهی دارد.
رهبر انقلاب اسلامی، با توجه به مفهوم حقیقی جمهوریت و اسلامیت نظام، جمهوری اسلامی را نسخه ای بی نظیر پس از صدر اسلام دانستند و افزودند: دشمنی دیکتاتورها و سلطه گران جهانی با این نظام، مسئله ای طبیعی است اما نتیجه 30 سال چالش آنها با جمهوری اسلامی، پیشرفت شگفت انگیز ملت بزرگ ایران است که به فضل الهی، از این پس نیز ادامه خواهد یافت.
ایشان در بخش دیگری از سخنانشان، دریا و جنگل را دو ثروت عظیم ملت و دو فرصت بزرگ برشمردند و افزودند: مسئولان دولتی باید ضمن جلوگیری از سوءاستفاده های طمع کاران و طالبان منافع شخصی، برای بهره برداری بهینه و اقتصادی از این دو نعمت خدادادی، برنامه ریزی و تلاش کنند بگونه ای که در این مناطق فقر، معنا نداشته باشد.
حضرت آیت الله خامنه ای، رعایت حریم های الهی و احترام به دین و اخلاق مردم را در هر گونه استفاده از «جنگل و دریا و زیباییهای منطقه شمال»، ضروری دانستند و افزودند: تحقق این مهم نیازمند همکاری مستحکم و متقابل دولت و مردم است.
در ابتدای این دیدار آیت الله طبرسی نماینده ولی فقیه در استان مازندران ضمن خیر مقدم به حضرت آیت الله خامنه ای گفت: حضور پرشکوه مردم چالوس و نوشهر در این دیدار آنهم در زیر باران شدید، شوق ایمان و پیوند ناگسستنی ملت با رهبری انقلاب اسلامی را نشان می دهد.
منبع:snn.ir
عید فطر مبارک
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٦/٢۸

با چشم هایش می جنگد...
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٦/٢٥



این دستهای خالی و خسته دخیلتان،مارا به رسم رفاقت دعا کنید...
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٦/۱٩
ای کاش علی شویم وعالی باشیم
هم سفره کاسه سفالی باشیم
چون سکه به دست کودکی برق زنیم
نان آور سفره های خالی باشیم
((التماس دعا))

گزارش واحد فرهنگی
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٦/۱٦
بسم الله الرحمن الرحیم
فعالیت های فرهنگی انجام شده در بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت – پردیس بهشهر در سال تحصیلی 87-88
1- برگزاری مسابقه کتاب خوانی :
این مسابقه بین تعدادی از دانشجویان در نمازخانه دانشگاه برگزار شد. و به نفرات برتر هدایایی اهدا شد.(البته به علت زمان امتحانات بعضی از جوایز تهیه شده به دست برندگان نرسیده است.که از این بابت بسیج دانشجویی از این عزیزان معذرت خواهی می کند.)

٢- برگزاری اردوی قم –جمکران و نمایشگاه کتاب :
این اردو به مناسبت برپایی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در اردیبهشت ماه برگزار شد.
این اردو در دو گروه مجزا خواهران و برادران بر گزار شد و چهار روز طول کشید.



٣- برگزاری مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) :
به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) مراسم عزاداری تحت عنوان فاطمیون در نمازخانه دانشگاه بر گزار شد.
این مراسم با حظور تعدادی از مسئولین دانشگاه و جمعی از دانشجویان با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین علیجانزاده و مداحی برگزار شد .

در این برنامه دکور کار شده به همت تعدادی از دانشجویان، در نوع خود منحصر بفرد بود.
(جا دارد از برادران عزیز آقای الله قلی و هاشمی و همچنین خانم خدادادی ،به خاطر زحماتشان کمال تشکر را داشته باشیم.)
4- تأسیس واحد سمعی بصری:
این واحد شامل محصولات فرهنگی اسلامی اعم از سخنرانی،لوحهای فشرده تفاسیر ،آموزش مسائل اعتقادی و دینی،نوحه ،مولودی و..وهمچنین محصولات فرهنگی دیگر انند فیلم،موسیقی،بازی و... می باشد

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما
رستگار...
واحد فرهنگی پایگاه ولایت
رمضان ماه خدا
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٦/۱٥
ماه رمضان ماه ضیافت و مهمانی خداوند
ماهی که خداوند در آن درهای بهشت را به روی بنده های شایسته اش باز می کند و درهای جهنم را بسته تا در این ماه همه چیز برای استغفار و عبادت مومنین آماده باشند، در این ماه به مومنان درگاه خداوند برای برداشتن ره توشه چه برای دنیا و چه برای آخرت خود سفارش شده است.
ماه رمضان را ضیافت و مهمانی خداوند نامیده اند، زیرا در این ماه تمام بندگان و روزه داران مهمان درگاه حق تعالی هستند و چه زیباست بندگی را به جا آوردن در مهمانی و ضیافت حضرت حق ماه رمضان نهمین ماه از ماه های قمری و بهترین ماه سال است و واژه رمضان از ریشه رمض به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
در باب فضیلت ماه مبارک رمضان باید گفت فضیلت این ماه زیاد و نامحدود است، در این ماه شب های قدر قرار دارند که به عبادت در شب قدر بسیار سفارش شده است.
حضرت علی (ع) در جایی در باب دعا و استغفار در ماه رمضان فرموده اند" بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعای زیاد، دعاهای شما دافع بلا از شماست و اما استغفار شما از بین برنده گناهان است".
در این ماه انسان ها باید دل های زنگار گرفته از گناه و آلودگی را با عبادت و دعا صیقل دهند و از سرچشمه رحمت لایتناهی خداوند بهره مند شود و از وظایف روزه داران در این ماه دعا و درخواست حوایج از حضرت حق است.
روزه دار دراین ماه باید علاوه بر نخوردن و نیاشامیدن چشم هایش، گوش هایش و دهانش نیز روزه باشد و از غیبت و دروغ و تهمت و از نگاه کردن به نامحرم نیز بپرهیزد، روزه داری در این ماه از درگاه خداوند فیض کامل را می برد که تمامل اعمال خود را به خوبی انجام دهد نه اینکه صرفاً از سحر تا افطار خود را گرسنه و تشنه نگهدار و آنگاه هر حرفی و هر رفتار ناشایستی انجام دهد و بعد ادعای روزه داری و بنده خالص بودن نیز کند از جمله اموری که در ماه مبارک رمضان به آن سفارش شده است، افطاری دادن روزه دار و دستگیری از فقیران است.
هنگامی که روزه الهی برای عبادت ما گسترانده شده است، ما نیز باید از این سفره توشه ی برای آخرت خود برداریم، پیامبر می فرمایند" در ماه خدا رمضان با برکت و رحمت و بخشش به شمار روی آورده است".
منبع:tebyan.net
میلاد امام حسن مبارک باد!
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٦/۱۳

ناتوانی فرهنگی غرب
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٦/٤
در برابر ناتوانی فرهنگی غرب چه کنیم ؟
در برابر ناتوانی فرهنگی غرب چه کنیم ؟
بیانات گهر بار مقام معظم رهبری پیرامون ناتوانی فرهنگی غرب یا تشکیل جبهه فرهنگی امپریالیسم و ایادی او در برابر کشورهای مسلمان بیانگر آن است که دشمنان برای بایکوت سیاسی کشورهای اسلامی به تهاجم خاموش یا جنگ فرهنگی بیش از گذشته روی آورده اند نگاهی به برنامه ها و طرح های ضد فرهنگی و ترویج بی بندو باری در رسانه های دیداری و شنیداری مطبوعات ، نشریات ، تهیه فیلمهای هدفمند و حتی توزیع رایگان سی دی های مستهجن و غیر اخلاقی با هدف نابودی بنیان های اعتقا دی و فضائل اخلاقی در جوامع مستقل و اسلامی ، سیاستهای استکباری غرب را بیش از پیش روشن می نماید .توطئه دشمنان در بعد اعتقادی نیز شتاب بیشتری به خود گرفته است اهانت به ساحت مقدس نبی اکرم(ص) و دین مبین اسلام از طریق نشریات و یا از سوی افراد فریب خورده و کج اندیش نظیر پاپو برخی محافل به اصطلاح روشنفکری نشانگر اوج خباثت دشمنان دین خداست ، امروزکه جنبش فراگیر اسلامی مرزهای فرهنگی و اجتماعی را درنوردیده است ورگه های بیداری آن را در لبنان، بحرین و عراق و فلسطین مشاهده می نماییم و حتی عدالتخواهی جنبش های غیر دینی در آمریکای لاتین نیز در این هم داستانی تاریخی به منصه ظهور رسیده است نامگذاری سالی که در آن قرار داریم توسط ولی امر مسلمین به نام مقدس رسول رحمت و شفقت (ص) می تواند به عنوان الگوی روشنی از انوار قدسی ولایت ، تبیین گر این حقیقت باشد که اگر جبهه فرهنگی غرب ابزار و امکانات فراوانی داردما درمقابل آن ادله و ایمان مستحکمی داریم .

بهترین پدافند فرهنگی بر اساس اشارت روش رهبری عظیم الشأن ، سیرة فرهنگی دینی رسول اکرم (ص) است . سیره پاک رسول خدا (ص) در تبیین رسالت وحی و درس های اخلاقی آن حضرت در بعد پرورش و تربیت نسل جوان راهکارهای اصولی در برابر هجمه اعتقادی و فرهنگی غرب است .
الگوی برجسته سیمای روحانی رسول اکرم (ص) در فتح مکه آنجا که دراوج عزت و پیروزی سپاه اسلام علی رغم همه رنج ها و ستم هایی که از دشمنان دین خدا دیده بود با زیباترین حرکت فرهنگی منشور تمام نمای حقوق اجتماعی و سیاسی را در 1400 سال گذشته پایه گذاری نمود .
ناتوانی فرهنگی بنی امیه در برابررشد روز افزون دین اسلام در یک شرایط نابرابر باعث نا امیدی و یأس رسول اکرم (ص) و یاران اندک آن حضرت نشده است بلکه آن پیامبر رحمت با سعه صدر و سیره پاک خود با جذب دل های مؤمن و خداجو به رسالت تاریخی خود جامعه عمل پوشاند . نگاهی به سیره و روش تربیتی و فرهنگی رسول خدا (ص) به استناد روایات و احادیث و نسخ تاریخی می توان به دفاع همه جانبه فرهنگی امیدوار بود .نکته مهم دیگر این که قرآن به عنوان کلام حق و حجت خداوندمتعال یکی از اساسی ترین و مؤثرترین عطیه فرهنگی در نزد است . تمسک به کلام وحیانی و تبیین دیدگاه های هدایتگر آن در مقابل توطئه های شیاطین و کینه توزی استکبار شیوه اصولی و بنیادین درمقابله فرهنگی است که متأسفانه کمتر به آن پرداخته شده است قرآن را با ابزار روز آمد و با شیوه های نوین در زندگی مردم وارد کنیم . اگرلذت های نوین دنیوی و مفاسد و شرارت ها به سادگی درمیان مخاطبین خود ترویج می گردد . انوار قدسی و روحبخش قرآن و سیره پاک ائمه معصومین نیز مخاطبین خود را می یابد . در این میان باطل ها رفتنی هستند و آنچه می ماند روشنی ایمان است و سخنی با کارشناسان و دست اند کاران فرهنگی کشور : مهم این نیست که امکانات و ابزادلخواه برای کار فرهنگی نداریم مهمتر از همه آن است که به کار خود ایمان داشته باشیم و با روش و سیره نبوی که آیینه تمام نمای توسعه فرهنگی است برای تربیت و هدایت نسل جوان و خداجوی ایران اسلامی تلاش کنیم به امید آن روز .