بسیج دانشجویی دانشگاه علم وصنعت واحد بهشهر
(وبلاگ رسمی بسیج دانشجویی دانشگاه علم وصنعت واحد بهشهر)
از ژاله صانع به زمان زلزله برخاست
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/۱۱/۳٠
از خون بسیجی به جهان ولوله برخاست / از ژاله صانع به زمان زلزله برخاست
اینگونه که ما بذل دل و جان بنمودیم / امید ظهور آید و بس بارقه برخاست
ما حافظ قرآن چو به میدان بفرستیم / از سوی خدا جانبمان فاتحه برخاست
صد لشکری از خیل جوانان وطن هست / قربانی رهبر به خدا هلهله برخاست
من شیعهتر از صانع سنی نشناسم / اکنون به جهان متحد کامله برخاست
از ژاله صانع چو بسی لاله رمیدست / صد صانع عاشق به وطن آنیه برخاست
از برکت خون همه یاران خمینی / فریاد انا القائم ما قائمه برخاست
ما مست می ماه خراسانی خویشیم / در یاری رهبر به وطن سلسله برخاست
گر اذن به میدان بدهد رهبر عشاق / آن دم به جهان یک سپه قادره برخاست
از مرگ و شهادت نهراسیم و بخندیم / زینروست به آن کرببلا آینه برخاست
از ژاله صانع که گل باغ ولا بود / صد لاله عاشق زده سر، شایعه برخاست
کرمانشه غیرت شده پیشانی ایمان / از پاوه کنون زمزمه فاخره برخاست
من بوسه زنم دست همان قادر والد / از نان حلال پدرش صانعه برخاست
بس لعن خدا بر دل تاریک یزیدی / کز قلب مریضش به جهان مفسده برخاست
گر قوه عدلیه بماند چو گذشته / از ملت ما غیرت یک صاعقه برخاست
منبع:Aviny.ir
فردا تجلی شور و شعور
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/۱۱/٢۱

برده فروشی مدرن!
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/٧/٢٩
واقعیت اخلاق جنسی غرب و رعایت حقوق زنان توسط آنها این است که می بیند.زنان و دختران را از خانواده ها جدا می کنند و مجبورشان می کنند امیال بیماران جنسی را، مانند بردگان برآورده کنند.براستی نام این عمل را چه می توان گذاشت؟؟دنیای غرب امروز همه معاصی کبیره اقوام قبلی را یک جا انجام می دهد از همجنس گرایی قوم لوط گرفته تا برده داری و... قابل توجه سینه چاکان لیبرال سرمایه داری
عکس:خود فروشی زنان در اسرائیل
در اقدامی آشکار از ترویج بی بند و باری و فساد اخلاقی در جامعه صهیونیستی، زنان برای فروش در ویترین فروشگاه های زنجیره ای اسراییل به معرض نمایش گذاشته می شوند.
به گزارش مشرق روزنامه صهیونیستی هاآرتض نوشت؛درحالی که فروشگاهها لباس های تن مانکن را برای فروش در ویترین با برچسب قیمت به معرض نمایش می گذارند در اسراییل اخیرا زنانی که از کشورهای مختلف قاچاق شده اند با برچسب قیمت برای تن فروشی در ویترین به نمایش گذاشته شده اند.
به نوشته این روزنامه، در ویترین فروشگاهی در " مرکز خرید دیزین گوف" در تل اویو پایتخت اسراییل تابلویی نصب شده که بر روی آن نوشته شده است "زنان برای فروش بر حسب سلیقه شخصی".
در این فروشگاه، هفت زن جوان با حالتی زننده درحالیکه بر روی آنها اتیکت قیمت زده شده است، در ویترین به نمایش گذاشته شده اند که نظر هر عابر پیاده ای را به خود جلب می کنند.
به نوشته قدسنا عابران در گفتگو با رسانه های اسراییلی گفته اند که ما ابتدا فکر می کردیم این زنان مانکنهای چوبی هستند که برای نمایش لباسها در ویترین قرار گرفته اند اما با جابجا شدن و پلک زدن آنها فهمیدیم که اینها انسان هستند. گفتیم شاید بجای مانکن های چوبی از این دخترخانم ها استفاده شده است پیگیرشدیم دیدیم خیر این ها برای فروش در ویترین مغازه قرارگرفته اند.
هاآرتض نوشت: بر روی اتیکت هر یک از زنان، سن، وزن، اندازه و کشور محل تولد آنها درج شده است.
تصاویر زیر گوشه هایی از برده فروشی مدرن در اسراییل مدعی دمکراسی را نشان می دهد که توسط پایگاه خبری گتی ایمیج منتشر شده است:

بقیه عکس ها را در این لینک ببینید.
بیانیه بسیج دانشجویی در محکومیت اهانت به قرآن کریم
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/٦/٢۳
بسم الله الرحمن الرحیم
((قال الله العزیز الحکیم: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ))
هتک حرمت اخیر به کتاب آسمانی قرآن،توسط عده ای ایادی صهیونیستی قلب همه خدا پرستان و آزادگان جهان از هر قوم و نژاد و از هر دین و مذهبی را به درد آورد و احساسات بیش از یک میلیارد مسلمان را جریهه دار نمود.این اتفاق بیش از پیش چهره نفرت انگیز صهیونیست و صحنه گردانان آمریکایی را بر همه جهانیان مشخص نمود. این نشانه هایی است از نابودی قریب الوقوع نظام سلطه و صهیونیست جهانی، که هر روز برای بیرون کشیدن خود از منجلاب خود ساخته، خود را بیشتر در آن غرق می کنند. بی احترامی به کتب مقدس و پیامبران الهی ،ائمه اطهار و مردان خدایی سالهاست در دستور کار سیاست گذاری فرهنگی (بی فرهنگی)وسیاسی دولت آمریکا و همراهان آن است.سالهاست در هالیوود به قرآن،اسلام و مسلمانان توهین می شود. پیام ما دانشجویان دانشگاه علم و صنعت – واحد بهشهر به دسته های مختلف این است:
به مزدوران و (به ظاهر)کشیش آمریکایی :سخن زیادی با شما نداریم چون اهمیت چندانی ندارید و تنها انسانهای مفلوکی هستید که صرفا آلت دست صهیونیست جهانی و نظام سلطه می باشید و به دستورشان دست به هر کاری می زنید. آری شما پیاده نظام همان جریانی هستید که در طول تاریخ در مقابل حق،باطل را انتخاب کرد،همانهایی که گوساله های سامری را به پا کردند،همانهایی که مسیح(ع) را می خواستند به صلیب بکشند،همانهایی که پیامبرانشان را در بین دو دیوار به فجیع ترین حالت می کشتند و...
به دولت مردان آمریکایی:امروز دولت آمریکا بزرگترین خالق تناقضات در دنیاست.تناقضاتی که هر روز بیشتر و بیشتر می شود. اگر تنها یک روز وحتی ساعتی دولت آمریکا مخدر های فرهنگی،اجتمایی و اقتصادی خود را که هر روز و هر ساعت به بدنه اجتماعات انسانی تزریق می کند تا در حالت گیجی، متوجه نشوند چه بر سر انسانیت و انسانها می آورند،قطع کند.دیگر کسی حتی شک هم نمی کند که دشمنان انسانیت چه کسانی هستند.امروز شما می گویید چون ممکن است ایران روزی دست به ساخت بمب هسته ای بزند(بدون هیچ مدرکی) از امروز باید مجازات شود و همه اقدامات هسته ای خود را که در راستای پیشرفت خود است کنار گذارد و در لشگر کشی هاتان در دنیا بهانه حملات پیش دستانه به ترروریست را مطرح می کنید.پس چگونه است که پلیس شما اعلام می کند تا قرآنی آتش زده نشود کاری نمی کند(و گرچه بعد آن نیز کاری نکرد) این چه آزادی بیانیست که در کشور شما شیطان پرستان،همجنس گرایان،قاتلان،توهین کنندگان به ادیان،دیکتاتورانی که خون مردمانشان را ریخته اند و... بدون هیچ مشکلی هر چه می خواهند انجام می دهند اما اگر یک نفر در سرزمین شما بخواهد درباره هولوکاست بپرسد و یا به دستورات دینی خود درباره حجاب و... عمل کند با سخت ترین مجازات ها مواجه می شود. آقایان و خانم های گرداننده دولت و نظام آمریکا به خاطر این اقدامتان منتظر عذاب نباشید! زیرا عذاب شما سالهاست که نازل شده است.عذاب شما اسرائیل است که آن را در منطقه خاور میانه تشکیل دادید تا محافظ منافعتان باشد اما امروز مجبورید هر روز کشورو منافع خود را برای او فدا کنید.با همه این مسائل شاید راهی هنوز برای شما باشد اگر چه بسیار از آن دور شده اید.اگر به آغوش ملتها برگردید توهین کنندگان به قرآن کریم و ادیان آسمانی را مجازات کنید و به حقوق همه احترام بگذارید و برای مردم خود تلاش کنید.
به مسلمانان جهان:برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان امروز دشمنان اسلام،قرآن و همه خوبی ها همانطور که گفته شد در منجلابی هر لحظه بیشتر فرو می روند و اینگونه اعمال تنها نشانه بیچارگی آنهاست.آنها به این امید هستند تا شاید با انجام اینگونه اعمال بتوانند تاحدودی خود را بازسازی کنند.اما نمی دانند ویا نمی خواهند بدانند که امروز مسلمانان بیدار شده اند و بسیار هوشیارانه مسائل دنیا را دنبال می کنند. مسلمانان به همه ادیان الهی و توحیدی احترام می گذارند و هرگز اینگونه اعمال را از طرف جامعه مصیحیت نمی دانند. ما مسلمانان هرگز به هیچ کس در کشور هایمان اجازه نمی دهیم تا به مقدسات الهی مصیحیان و یهودیان و در کل ادیان الهی توهین کند. برادران و خواهران عزیز امروز وظیفه اسلامی و انسانی ما وحدت است تا هم در برابر مستکبران جهان بایستیم و هم اجازه بروز و ظهور ستون پنجم های دشمن در میان خود را بگیریم که گاها با انجام برخی اقدامات، خواسته های دشمنان اسلام را در جهت بدنام کردن و وارونه نشان دادن احکام الهی انجام می دهند.
به امید روزی که به برکت مردی الهی دنیا پر از عدل و داد گردد...
بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت –واحد بهشهر
محتاج دعایت هستیم به قدر عظمت شب قدر
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/٦/۸
ما را به دعا کاش فراموش نسازند رندان سحرخیز که صاحب نفسانند....

اگر آه تو از جنس نیاز است در باغ شهادت باز، باز است
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/٤/٢٩
بیاد بسیجی شهید محمد گلدوی

شهید فهمیده ها هنوز هستند.

خانه شهید گلدوی
آری بسیجی مرگ را شرمنده کرده است.
ماجرای عکس راهپیمایی 25خرداد و گفتگو با عکاس آن
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/٤/٢
|
با توجه به برخی نظرات در مورد عکس مطالب اخیر وبلاگ مصاحبه عکاس این عکس را عینا از سایت الف نقل قول می کنیم:
ماجرای عکس راهپیمایی 25خرداد و گفتگو با عکاس آن
|
|
|
| ۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ |
|

طلبهبلاگ: چند روز است تصویری در اینترنت دست به دست میچرخد با عنوان «ساندیسخوری سبز». تصویر، یکی از تجمعهای قبل از انتخابات هواداران میرحسین موسوی را نشان میدهد که در آن کارتنهایی بین مردم پخش میشود. به همین منظور با «جمال صالحی» عکاسی که این تصویر را ثبت کرده تماس گرفته و خواستیم تا اطلاعات بیشتری را در مورد این تصویر ارائه کند. صالحی در مورد زمان و مکان این عکس گفت: «این افراد هواداران آقای میرحسین موسوی یکی از کاندیداهای انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران هستند که چند روز قبل از انتخابات و یکی دو روز بعد از تجمع هواداران آقای احمدی نژاد دیگر کاندیدای انتخابات، در میدان آزادی تهران جمع شدند تا حمایت خود را از نامزدشان اعلام کنند.» وی در ادامه افزود: «تعداد این افراد نسبتا زیاد بود و تا پایان تجمع نیز به راحتی مشغول شعار دادن به نفع کاندیدای خود بودند و هیچ مشکلی هم ایجاد نشد.» عکاس خبرگزاری ایرنا در توضیح کارتنهایی که بین هواداران میرحسین موسوی پخش شد گفت: «در حین مراسم، چند تن از مسئولین برگزاری همایش تعداد زیادی کارتن که داخل آنها کیک و تیتاپ بود را آوردند و هجوم طرفداران آقای موسوی نیز برای گرفتن همین کیکها بود که صحنههای جالبی را رقم زده بود و من شروع به عکاسی کردم.» وی در ادامه گفت: «در ابتدا این کیکها به صورت کارتن در بین مردم پخش میشد و هر کس یک بسته میگرفت اما با توجه به هجوم تعداد زیادی از هواراداران آقای موسوی در پایان، کارتنها را باز کرده و به صورت تکتک بین هواداران پخش میکردند.»
|
بیانیه بسیج دانشجویی در واکنش به حمله به کشتی آزادی
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/۳/۱٢
بسمه تعالی
حادثه اخیر در حمله وحشیانه اسرائیل به کاروان آزادی قلب همه انسانهای آزاده را در سراسر دنیا به درد آورد و بیش از پیش ماهیت غیر انسانی این رژیم غیر قانونی را بر همگان مشخص نمود.رژیمی که از همان روزهای تاسیس ننگینش بدترین جنایت های بشری را انجام داد و روی همه قاتلین و تجاوز کاران تاریخ بشر را سفید کرد.آری این همان رژیم است که هر جا فتنه ای به پا می شود حامی فتنه گران است.هر جا کسی به ادیان الهی ،کتب آسمانی،مردان الهی،پیامبران و امامان حق، توهین میکند،پای این رژیم حتما در میان است.هر جا گروهی چپاولگر به بیت المال مسلمین حمله می برند،مورد حمایت آنهاست. آری این همان رژیم چند ماه و چند سال پیش است.خود این رژیم منحوس نیز تحت حمایت کامل آمریکا و هم پیمانان آن در اروپاست.و این آمریکا هم همان آمریکای چند ماه و چند سال پیش است.ادعای آزادی آمریکا به طنزی تلخ شبیه است.طنزی که قلب هر انسان آزاده ای را به درد می آورد. آزادی آمریکایی یعنی هر کاری در خلاف جهت امیال قدرتها،باید به شدت سرکوب شود هر چند کمک رسانی بشر دوستانه به مردم غزه باشد که ماههاست تحت محاصره،حمله و تجاوزند.یعنی به دور ملتی که حق حیات می خواهند،حق زندگی،حق نفس کشیدن آزاد در سرزمین مادریشان،حق...، دیوار فولادی کشیدن.یعنی به تروریستها جایزه صلح نوبل دادن و مظلومین را در زندان کردن.یعنی چپاولگران را آزاد گذاشتن و مردم بی دفاع و مظلوم را در بند کردن.آقایان بی بی سی ،گویا نیوز، بالاترین،فیس بوک و... پس چه شد آن دغدغه حقوق بشرتان! چرا ندای حق طلبانه مردم بی دفاع غزه علیه دیوار آهنین را سانسور می کنید؟! دلباختگان لیبرالیسم در کشور! چه شد آن پوز آزادی خواهانه تان؟چرا حرفی نمی زنید؟همه دنیا باید علیه این جنایت بزرگ بسیج شوند فرستادن کشتی های آزادی باید بیشتر و بیشتر شود.تمام جهان اسلام و تمامی انسانهای آزاده جهان باید علیه این جنایتکاران و حامیانشان بسیج شوند و به کمتر از محاکمه سران سفاک این رژیم رضایت ندهند.آری زنگ پایان دوره منحوس این رژیم سالهاست نواخته شده است و هر سالی که می گذرد به پایان این رژیم نزدیکتر می شویم.بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت – واحد بهشهر بدینوسیله انزجار خود را از این عمل سفاکانه اعلام می دارد و از همه درخواست حمایت و کمک به مردم بی دفاع غزه و در کل فلسطین اشغالی رادارد.
((ان تنصرو الله ینصرکم و یثبت اقدامکم))
بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت – واحد بهشهر
حملات وحشیانه اسرائیل به آزادی
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/۳/۱۱

آزادی آمریکایی یعنی هر کاری در خلاف جهت امیال قدرتها،باید به شدت سرکوب شود هر چند کمک رسانی بشر دوستانه به مردم غزه باشد که ماههاست تحت محاصره،حمله و تجاوزند.یعنی به دور ملتی که حق حیات می خواهند،حق زندگی،حق نفس کشیدن آزاد در سرزمین مادریشان،حق... دیوار فولادی کشیدن.یعنی به تروریستها جایزه صلح نوبل دادن و مظلومین را در زندان کردن.یعنی چپاولگران را آزاد گذاشتن و مردم بی دفاع و مظلوم را در بند کردن......
شعر زیبایی در حمایت از غزه :
دانلود
همایش طریق عشق
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/٢/٦
بسیج دانشجویی برگزار می کند همایش

سخنران:حجت الاسلام دهنوی
زمان:13/2/89 8صبح الی 13
مکان:دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر-سالن سیمرغ
ساندیس و کیک
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/۱/٢٩

جماعتی که مردم را در ٢٢ بهمن و ٩ دی به راهپیمایی برای ساندیس و کیک متهم می کنند ببینید چگونه برای ساندیس و کیک خود کشی می کنند!
افتتاح بلوتوث سنتر بسیج
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/۱/٢۱
بلوتوث سنتر بسیج دانشجویی افتتاح شد.

تقدیر و تشکر
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/۱/٢۱
بسم الله الرحمن الرحیم
(...رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق واجعل لی من لدنک سلطنا نصیرا)اسرا/٨٠
اردوی راهیان نور امسال نیز برگزار شد و بحمد الله یکی از تاثیر گذارترین اردو های چند ساله اخیر گشت.بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت وا حد بهشهر بر خود لازم می داند که از همه دست اندر کاران و مسئولین محترم این اردو بخصوص دوستان بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد تهران ودیگر تشکل های دخیل در این امر از این دانشگاه،تشکر و قدر دانی نماید.
بسیج دانشجویی دانشگاه علم وصنعت
پایگاه ولایت
تبریک فرارسیدن سال 1389
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸٩/۱/۸

فرا رسیدن سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد را به تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را از درگاه خداوند متعال و سبحان برای شما عزیزان مسئلت مینماییم.
و اما در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم .
اللهم عجل لولیک الفرج
دانلود کتاب اخلاق جنسی (استاد شهید مطهری)
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱۱/٢٦

کتاب اخلاق جنسی شهید مطهری توسط واحد فرهنگی بسیج دانشجویی جمع آوری شده و برای مسابقه کتاب خوانی داخل دانشگاه و همچنین مطالعه آزاد بازدید کنندگان محترم در وبلاگ قرار داده شد.خواندن این کتاب به تمامی اقشار به خصوص جوانان دانشجو توصیه می شود.
دانلود
دانلود مستند شاخص
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱۱/٢٦

دانلود
آیتالله بهجت به شهرام جزایری چه فرمودند؟
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱۱/٢٠
آیتالله بهجت به شهرام جزایری چه فرمودند؟
غلامی، از اعضای سابق دفتر حضرت آیتالله بهجت (ره) نقل کردند:
«روزی شهرام جزایری، بر اساس ارتباطهایی که ایجاد کرده بود از فرزند آیتالله بهجت درخواست ملاقات با آقا را داشت. اما وقتی این جریان به اطلاع حضرت آیتالله بهجت رسید وی مخالفت کرد»
شهرام جزایری با طرح ترفندی، روزی به مقابل مسجد حضرت آیت الله بهجت در قم می رود تا وقتی که حضرت آقا از نماز فارغ می شوند، از فرصت استفاده کند و وارد دفتر یا منزل آقا شود و ملاقاتی انجام دهد. به همین منظور بیرون مسجد منتظر میماند تا نماز تمام شود و آقا از مسجد بیرون بیایند.
حضرت آیت الله بهجت همیشه سرشان پایین بود و به کسی نگاه نمیکردند . وقتی از مسجد خارج شدند، یکی از دوستان و نزدیکان شهرام جزایری به آیت الله بهجت نزدیک شد و به آقا گفت: حضرت آیت الله؛ آقای شهرام جزایری از تجار خیـّر تهران هستند و فعالیتهای خیریه فراوانی انجام میدهند و برای عرض ارادت و دستبوسی خدمت رسیدهاند، در این هنگام آقا سر مبارک را بالاگرفتند و به شهرام جزایری نگاهی کردند و فرمودند: «برو و از کارهای خیری که انجام داده ای توبه کن!».
بهایت تابلویی برعکس(2)
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱۱/۱٧
ناگفتههایى از بهائیت
محمود قوچانی- شاید هیچ تحلیلی گویاتر از اسناد موجود در بررسی ماهیت فرقه بهائیت و اقدامات مخرب و انحرافی پیروان آن وجود نداشته باشد.
نوشتار حاضر، به بیان ناگفتههایی از بهائیت براساس بعضی اسناد اختصاص یافته است.
تاریخ معاصر ایران، ناگفتههاى بسیارى دارد که از جمله آنها، نقش مخرّب فرقه بهائیت در تحولات سیاسى، اقتصادى و اجتماعى ایران است و شرح آن فرصتى بسیار گسترده مىطلبد. آنچه در این مجال در پى آنیم، اشاره به ناگفتههایى از فعالیت این فرقه است.
خوشبختانه، بر اساس اسناد بهجامانده از دوران رژیم پهلوى، اطلاعات بسیار ارزشمندى از فعالیتهاى خیانتآمیز سران این فرقه در دسترس محققان و پژوهشگران قرار گرفته است، [1] ضمن اینکه، خاطرات روشنگرانه عدهای از مطلعان، نظیر مرحومان فضلالله مهتدى معروف به صبحى، عبدالحسین آیتى (آواره سابق)، حسن نیکو و دیگران، که سالها از نویسندگان و مبلغان زبده بهائیت بوده و سپس تائب شده و به دامان اسلام برگشتهاند، مىتواند خلأهاى پژوهشى اسناد را جبران نماید.
نفوذ و فعالیت گسترده بهائیان در سطوح بالاى دستگاه ادارى کشورمان در زمان سلطنت محمدرضا پهلوى بر کسى پوشیده نیست. [2] ضمن اینکه در عصر پهلوى، پیوندهاى مستحکم و آشکارى بین سران این فرقه و رژیم اشغالگر قدس وجود داشت. همزمان با دوران نهضت ملى نفت به بعد، بهویژه سال 1332، فعالیت گسترده و سازماندهىشدهاى از طرف بهائیان در کشورمان آغاز شد. متقابلاً در همان سالها واعظ شهیر، مرحوم حجتالاسلام فلسفى، در سال 1334 به اشاره و دستور آیتاللهالعظمى بروجردى سخنرانیهای روشنگر و پرشوری علیه بهائیت انجام داد که (بهرغم مخالفت شدید دستهای از مسئولان عالىرتبه رژیم، نظیر اسدالله علم) از رادیو پخش شد و درواقع یکى از عکسالعملهای مهم نیروهاى مذهبى در مقابل گسترش فعالیت فرقه ضاله بود. [3]
اسناد موجود، نکات مهمى از برنامههاى بلندمدت بهائیان در این مقطع را فاش میسازد. اولین برنامه بلندمدت فرقه از سال 1332 شروع شد و در 1342 به پایان رسید. با رحلت مرحوم آیتالله بروجردى، همزمان با اجراى سیاستهاى مورد نظر امریکایىها توسط محمدرضا پهلوى در ایران، بهائیان هم فعالیتهاى خود را شدت بخشیدند.
در قسمتى از گزارشى که سال 1344 درباره برنامه دهساله فرقه تهیه (و به نظر شاه هم رسانده) شده چنین آمده است: "... به طورى که فوقاً به عرض رسید، از مفاد نامهها و بخشنامههاى صادره محفل مرکزى چنین استنباط مىگردد که هدف نهایى، ازدیاد وابستگان به فرقه بهائى و تا حداکثر امکان نفوذ در تمام قسمتها و نقاط کشور به خصوص در میان مردم دهات و ایلات و عشایر است.... " در دستوراتى که محفل بهائیان صادر کرده بود راهکارهاى رسیدن به اهداف مورد اشاره، ارائه شده بود که از جمله آنها، راهاندازى محافل بهائى در نواحى فاقد محفل، و دایر کردن کلاسهاى رفع اشکال و نیز گردآورى "هرگونه کتب خطى یا مطبوع که داراى مطالبى درباره افکار و عقاید، روحیات و خصوصیات مرسوم و عادات یا هرنوع اطلاعات دیگرى راجع به عشایر و ایلات" و ارسال آن به مرکز میباشد. [4]
از موضوعات جالب توجه، همزمانى پایان برنامه دهساله اول بهائیان با اوجگیرى نهضت اسلامى ملت ایران به رهبرى مراجع معظم تقلید و در رأس آنها امام خمینى(ره) است. امام و سایر علما و مراجع، معتقد بودند که سران بهائیت در ایران، عمال اسرائیلاند و لایحه انجمنهاى ایالتى و ولایتى (مصوّبه دولت عَلَم) بیشتر براى هموار ساختن راه نفوذ این فرقه در کشور طراحى شده است: "حساسیت موضوع، زمانى روشن مىشود که دانسته شود بهائیان، ایران را بعد از اسرائیل دومین سرزمین بهائیان، و آن را مرکز قیام و تسخیر جهان مىدانستند. آنها با چاپ نقشه ده ساله خود اهمیت ایران را براى بهائیان نشان دادند. "[5]
در بهار سال 1342 دوهزار نفر زن و مرد بهائى با مساعدت دولت ایران (یعنى همان کابینه اسدالله علم، که به دستور امریکا، قیام ملت در 15 خرداد همین سال را به خاک و خون کشید) از طریق فرودگاه مهرآباد به لندن رفتند تا در هشتم اردیبهشت در یک اجتماع پانزدههزار نفرى براى معارفه گروه نُه نفرى رهبرى این فرقه شرکت جویند. [6]
اقدام نادرست و خلاف شرع و عرفى که خروش اعتراضآمیز امام خمینى را به دنبال داشت: "از چیزهایى که سوء نیت دولت حاضر را اثبات مىکند، تسهیلاتى است که براى مسافرت دوهزار نفر یا بیشتر از فرق ضاله قائل شده است و به هر یک پانصد دلار ارز دادهاند و قریب 1200 تومان تخفیف در بلیط هواپیما دادهاند، به مقصد آنکه این عده در محفلى که در لندن از آنها تشکیل مىشود و صد درصد ضدّ اسلامى است شرکت کنند. در مقابل براى زیارت حجاج بیتالله الحرام چه مشکلات که ایجاد نمىکنند و چه اجحافات و خرجتراشیها که نمىشود"؟![7]
پنج روز پس از سرکوب خونین قیام پانزده خرداد نیز محفل ملى بهائیان تهران نامه تشویقآمیزى به تیمسار سرتیپ پرویز خسروانى (فرمانده ژاندارمرى ناحیه مرکز در زمان کشتار پانزده خرداد، و بعدها آجودان فرح، معاون نخستوزیر و رئیس سازمان تربیت بدنى، و نیز مدیرعامل باشگاه تاج بعد از بازنشستگى) نوشت و طىّ آن، قیام حقطلبانه ملت مسلمان به رهبرى مراجع معظم تقلید و در رأس آنان امام خمینى را "تجاوز اراذل و اوباش و رجاله" و "سوء عمل جهلاى معروف به علم"! نامید و ضمن "تقدیر" از "زحمات و خدمات و سرعت عمل تیمسار" نوشت: "تاریخ امر بهائى آن جناب را در ردیف همان چهرههاى درخشان و نگهبان مدنیت عالم انسانى ثبت و ضبط خواهد نمود"![8]
در چنین شرایطى بود که امام خمینى، در پیامها و اعلامیههاى کوبنده خویش بهائیان را عمال اسرائیل یاد کرد و با روشنگریهای خود، خواب خوش آنها، و قدرتهاى مستبد و جهانخوار حامىشان در داخل و خارج کشور را، برآشفت: "این جانب حسب وظیفه شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر مىکنم. قرآن کریم و اسلام در خطر است. استقلال مملکت و اقتصاد در معرض قبضه صهیونیستهاست که در ایران به شکل حزب بهائى ظاهر شدند و مدتى نخواهد گذشت که با این سکوت مرگبار مسلمین، تمام اقتصاد این مملکت را با تأیید عمال خود قبضه مىکنند و ملت مسلمان را از هستى در تمام شئون ساقط مىکنند. تلویزیون ایران پایگاه جاسوسى یهود است. [9] و دولتها ناظر آن هستند و از آن تأیید مىکنند. ملت مسلمان تا رفع این خطرها نشود سکوت نمىکنند و اگر کسى سکوت کند، در پیشگاه خداوند قاهر، مسئول... است. "[10]
به گواه اسناد موجود، محفل بهائیت، براى رسیدن به اهداف مهمتر خویش، برنامه دیگرى تهیه کرد که اجراى آن از اواخر سال 1343، یعنى پس از تبعید امام (به جرم مخالفت با کاپیتولاسیون) آغاز گردید. برنامه دوم بهائیت، که نُه ساله بود، تا سال 1354 ادامه یافت و مىتوان گفت که در طول این برنامه، با حمایت شاه، امریکا و اسرائیل، تمامى ارکان رسمى کشور در اختیار بهائیان قرار گرفت. در 1351 طبق اسناد ساواک، 112 تن از امراى ارتش، شهربانى و ژاندارمرى از بهائیان بودند. "بهائیان در مدت کوتاهى چنان رشد کردند و مشاغل حساس را به اشغال خود درآوردند که در کابینه هویدا نُه وزیر بهائى" حضور داشتند. [11]
از اسناد و گزارشهاى موجود در مرکز اسناد انقلاب اسلامى چنین روشن مىشود که هر چه دوران شروع انقلاب اسلامى نزدیکتر مىشد نفوذ روزافزون و همهجانبه این فرقه استعمارى در تمامى ارکان حکومت افزونتر میگشت.
به علاوه جسارت و جرئت بهائیان در سطح جامعه و مجامع دانشگاهى افزایش مىیافت، تا جایى که به وابستگى خود به بیگانگان افتخار میکردند و از بیان علنى این امر ابایى نداشتند. در گزارش زیر از سال 1356 آمده است: "طبق اطلاع، اخیراً شخصى به نام شهرام عیسىخانى، دانشجوى سال اول ریاضى دانشکده علوم دانشگاه آذرآبادگان، در کلاس درس، سایر دانشجویان را به قبول مسلک بهائیت تشویق و چنین اظهار مىدارد که دولت شوروى و انگلیس مخفیانه به بهائیان پول مىدهند که تا کمیته بهائیان را تقویت کنند. ما نیز افراد بهائى، بهویژه اشخاصى را که به این مسلک بپیوندند از نظر تأمین مسکن و کمکهزینه زندگى حمایت و کمک مىکنیم. "[12]
در همین زمینه، گزارش بسیار جالبى از جلسه بهائیان شیراز وجود دارد که مراحل پیشرفت و اهداف واقعى فعالیتبهائیان در ایران و خواسته اصلى ایشان را بهخوبى نشان مىدهد. قسمتى از گزارش ساواک از سخنان فردى بهائى به نام ولىالله لقمانى چنین است: "اکنون از امریکا و لندن صریحاً دستور داریم در این مملکت مد لباس و یا ساختمانها و بىحجابى را رونق دهیم که مسلما[نا]ن نقاب از صورت خود بردارند. به طورى که من مطالبى در منزل آقاى معتمد قرائت کردم و تمام دختران و پسران بهائى خوشحال شدند. "
راهکارهایى که فرد بهائى فوق ارائه داده جالب است: "در ایران و کشورهاى مسلمان دیگر هرچه بتوانید با پیروى از مد و تبلیغات، ملت اسلام را رنج دهید تا آنها نگویند امام حسین[ع] فاتح دنیا بوده و على[ع] غالب دنیا. البته بهائیان هم تصدیق دارند، ولى نه براى قرن اتم؛ اتمى که به دست بهائیان درست مىشود، اسلحه و مهمات به دست نوجوانان ما در اسرائیل ساخته مىشود. این مسلمانان آخر به دست بهائیان از بین مىروند و دنیاى حضرت بهاءالله رونق مىگیرد"![13]
در ادامه، چند سند تاریخى در خصوص برنامه اول و دوم بهائیت در کشورمان در دهههاى 1340 و 1350 شمسى آورده شده است:
سند شماره 1:
نسخه شماره چهار و چهار یک
به 20 هـ 4[14]
از 321
شماره: 1242/321
تاریخ: 5/4/48
گیرندگان: 302ــ310
موضوع: فعالیت بهائیان
به قرار اطلاع، در جلسه هفتگى مورخ 25/4/48 بهائیان که در خیابان سبلان کوچه کرمى پلاک 27 تشکیل گردیده بود، شخصى به نام واحدیان ضمن صحبت درباره امور مذهبى اظهار داشته است: "کارهایى که اکنون به دست اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر صورت مىگیرد هیچ کدامش روى اصول دین اسلام نیست، زیرا خود شاه به تمام دستورات بهائى آشنایى دارد و حتى ایشان با اشرف پهلوى در دوران کودکى در مدرسه بهائیان در خیابان امیریه که در آن زمان از مدارس عالى تهران بود درس خواندهاند و دلیلش آن است که عکس آن زمان شاه و اشرف هماکنون موجود است که ایشان ایستادهاند و قبل از اینکه به کلاس درس بروند دعا مىخوانند. حالا مردم احمق مىگویند شاه بهائى است؛ چکار مىتوانند بکنند. فلسفى بالاى منبر مىگوید شاها مواظب باش ببین دکتر شما چه شخصى است، کارها را به دست بهائیان ندهید. ولى این گفتار اثرى ندارد ــ هماکنون تیمسار صنیعى، وزیر جنگ، و تیمسار شیرینسخن بهائى هستند و هرچه نزدیکتر شوید مىبینید که چه کارهاى مهمى به دست بهائیان است. چرا؟ براى اینکه آنها بیشتر مىفهمند."
تحقیق پیرامون موارد زیر مورد نیاز است:
1ــ تعیین صحت و سقم موضوع؛ 2ــ واحدیان شناسایى و مشخصات بیشترى از وى اعلام دارند؛ 3ــ گردانندگان جلسات مزبور چه کسانى هستند و هدف از تشکیل این جلسات آیا جنبه مذهبى دارد یا فعالیتهاى دیگرى در پوشش مذهب [است؟]؛ 4ــ در جریان جلسات مورد بحث قرار گرفته و نتیجه را به موقع اعلام دارند. [15]
سند شماره 2:
طبقهبندی حفاظتی: خیلی محرمانه
گزارش خبر
صفحه یک از یک
صفحه شماره یک از چهار
1ــ به: 321
2ــ از: 7 هـ[16]
3ــ شماره گزارش: 7596/ هـ
4ــ تاریخ گزارش: 18/2/50
منبع: 1699
تاریخ وقوع: 11/2/50
تاریخ رسیدن خبر به منبع: 11/2/50
تاریخ رسیدن خبر به رهبر عملیات محل: 12/2/50
موضوع: بهائیان
جلسهاى با شرکت نُه نفر از بهائیان ناحیه 15 شیراز در منزل آقاى فرهنگ آزادگان و زیر نظر آقاى لقمانى تشکیل گردید. بعد از قرائتنامه، آقاى ولىالله لقمانى در مورد ادیان جهان و آمار آنها و شهداى بهائیت سخن گفت. وى اضافه کرد آقایان بهائیان بهتر است بیشتر مطالعه نمایند و از روى حقیقت قضاوت کنند تا بفهمند معنى بهائیت که امروز آزادى بیشترى دارند یعنى چه؟
در زمان قدیم، احبّاء نمىتوانستند بگویند ما بهائى هستیم و نمىتوانستند تبلیغ کنند. اگر هم مبارزهاى مىنمودند، فوراً آنها را مىکشتند، لیکن اکنون آن تعصبها کنار گذاشته شده است. اکنون از امریکا و لندن صریحاً دستور داریم در این مملکت مد لباس و یا ساختمانها و بىحجابى را رونق دهیم که مسلما[نا]ن نقاب از صورت خود بردارند. به طورى که من مطالبى در منزل آقاى معتمد قرائت کردم و تمام دختران و پسران بهائى خوشحال شدند. در ایران و کشورهاى مسلمان دیگر هر چه بتوانید با پیروى از مد و تبلیغات، ملت اسلام را رنج دهید تا آنها نگویند امام حسین[ع] فاتح دنیا بوده و على[ع] غالب دنیا. البته بهائیان هم تصدیق دارند ولى نه براى قرن اتم؛ اتمى که به دست بهائیان درست مىشود، اسلحه و مهمات به دست نوجوانان ما در اسرائیل ساخته مىشود. این مسلمانان آخر به دست بهائیان از بین مىروند و دنیاى حضرت بهاءالله رونق مىگیرد.
نظریه یکشنبه: [17] اظهارات شنبه مورد تأیید است. دریانی.
نظریه چهارشنبه: صحت اظهارات شنبه مورد تأیید است.
نظریه 7/ هـ ــ نظریه چهارشنبه مورد تأیید است. م
بایگانی شود.... [18]
پینوشتها
[1]ــ رک: آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده بهائیت.
[2]ــ محمدحسن رجبی، زندگینامه سیاسی امامخمینی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص231
[3]ــ برای شرح ماجرا رک: خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، ویرایش علی دوانی، محمد رجبی و محمدحسن رجبی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1376، ص190 به بعد.
[4]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده بهائیت در آذربایجان.
[5]ــ روحالله حسینیان، سه سال مرجعیت شیعه در ایران (1343ــ1341)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم، 1384، ص179؛ عنوان نقشه دهساله چنین نوشته شده است: "وقت قیام و خروج و هجوم و جوش و خروش و کفاح و تسخیر مدن و فتح اقطار و غلبه بر جهان و جهانیان است (شوقی افندی)، وظایف 19گانه محفل روحانی ملی ایران در اجرای نقشه دهساله. " (رک: سند شماره 3)
[6]ــ محمدحسن رجبی، همان، صص278ــ277
[7]ــ امامخمینی، صحیفه نور، مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1361، ج1، ص44
[8]ــ رک: سیدحمید روحانی، نهضت امامخمینی، ج1، تهران، عروج، چاپ 15، 1381، ص 1516، سند شماره 266
[9]ــ میدانیم که تلویزیون ایران، در عصر پهلوی، پیش از آنکه در اختیار دولت قرار گیرد، در تملک حبیب ثابت، بهائی سرمایهدار و صهیونیستمآب مشهور، قرار داشت.
[10]ــ امامخمینی، همان، ج1، ص34
[11]ــ روحالله حسینیان، همان، صص186ــ185
[12]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده بهائیت آذربایجان، سند شماره 1030 ــ 21 ــ 55 به تاریخ 7/3/1356
[13]ــ روحالله حسینیان، همان، ص183، سند شماره 13
[14]ــ "20 هـ"، اداره ساواک تهران؛ 310، دفتر اداره یکم عملیات و بررسی (وابسته به اداره کل سوم: "امنیت داخلی" سازمان ساواک؛ و 321 نیز اداره دوم عملیات و بررسی آن سازمان، بخش دانشگاه تهران است.
[15]ــ آرشیو اسناد مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
[16]ــ مقصود از 7 هـ ساواک استان فارس است.
[17]ــ شنبه، منبع نفوذی ساواک؛ و چهارشنبه، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت منطقه و رئیس اداره کل ساواک است. مقصود از 7 هـ نیز ساواک استان فارس است.
[18]ــ آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، پرونده بهائیت تهران.
دهه فجر مبارک باد!
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱۱/۱٤

شاید امروز باید گفت :آهن آب دیده را زنگ عوض نمی کند ،چهره انقلاب را فتنه عوض نمی کند ،بگو با منافقان به کوری دو چشمتان، پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی کند
دهه فجر به همه شما مبارک.
بهایت تابلویی برعکس
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱٠/٢٦
فرقه ها/شاخص های فرقه ای بهائیت
مریم عرفانیان
در فرقه بهائیت نهاد خانواده در صورتی ارزشمند است که در جهت منافع فرقه ای باشد.
1 - فرقه بهائیت توسط رهبرانی که قدرت استیلای خود را دارند تاسیس و هدایت می شود
2- ساختار تشکیلاتی در بهائیت به صورت برعکس انگلیس است ، فرقه در ساختار تشکیلاتی بسیار خودکامه و تمامیت خواه است .رهبران فرقه فقط به تبعیت محض افراد از ابعاد مختلف می اندیشند لم و بم یا چون و چرا در بهائیت وجود ندارد .
3 - رهبران فرقه بهائیت بی صبرانه در پی جذب فریبکارانه شما هستند .
4 - در فرقه به دلیل بهره گیری سران از تکنیک ترس و ارعاب اعضاء مرتب از رهبری می ترسند .
5 - فرقه برای عضو گیری و شکار انسانها از تکنیک فریب استفاده می کند . فرقه به مردم حقه می زند تا آنها را جذب کند و فریب می دهد تا آنها را نگه دارد اگر مردم عملکرد و اعتقادات واقعی فرقه را از قبل بدانند به آنها نخواهند پیوست پس یک فرقه نیاز دارد واقعیت را تا زمانی که فکر میکند شما آماده قبول آن هستید مخفی نگه دارد .
6 - فرقه دارای روابط عمومی آراسته و ظاهر الصلاحی است که ماهیت واقعی گروه را مخفی می کند.تمامی آحاد بهائی دارای دو چهره هستند و قطعاً چهره آنها در مواجهه با غیر بهائیان واقعی نیست بلکه صوری و ساختگی می باشد. چرا که در پشت این چهره ، چهره دیگری در مقابل تشکیلات مربوطه دارند که در آن کلیه برداشت خود از شخصیت شما را دقیقاً گزارش می کنند که شما از آن بی خبرید .
7 - در فرقه بهائیت جلسات پر جلوه نمایش داده می شود و به جای پاسخ به پرسش افراد آنها تشویق می شوند تا در جلسات حاضر شوند.
8 - در فرقه بهائیت با استفاده از تکنیک ویژه سازی به وابستگان تلقین می شود که تنها در فرقه خوشبخت می شوند و هیچ سازمان دیگری قدرت این را ندارد که شما را خوشبخت کند فرقه خود را نوآور و منحصر به فرد می داند رهبران آن ادعا می کنند سنت شکنی کرده و چیز بدیع و نوئی را رائه داده اند که تنها راه رسیدن به سعادت است .
9 - در در فرقه بهائیت برای جذب نیرو از تکنیک بازسازی فکری استفاده میشود ابتدا در ذهن فرد مقابل نسبت به اعتقادات قبلی اش نقطه تنفر ایجاد میکنند و با استفاده از روش مجاب سازی تفکرات و اعتقادات فرقه ای را جایگزین می کنند
10 - فرقه بهائیت خواهان گسترش مانور روی زندگی شما است طوری که ارتباط شما با فرقه به حداکثر و ارتباط با افراد خارج از فرقه را قطع و یا به حداقل برساند .
11 - در فرقه بهائیت زمان و وقت وابستگان به منظور ایجاد سرگرمیها و مشغولیتهای ذهنی از طریق ابلاغ ماموریتهای بی پایان کنترل می شود در فرقه اعضاء با برنامه های تشکیلاتی مشغول می شوند تا به دلیل این همه مشغولیت و خستگی فرصت پرداختن به مسائل دیگر را نداشته باشند . در بهائیت برای افراد از زمانی که شروع به تکلم می کنند تا زمانی که بمیرند برنامه تعریف می شود و این ماموریتها انتها ندارد به عبارت عامیانه تر فرد وابسته به بهائیت همیشه دنبال نخود سیاه است .
12 - در فرقه بهائیت از تکنیک بمباران عشق استفاده میکنند چرا که به این موضوع مهم واقفند که اگر بتوانند روابط عمومی شما را کنترل کنند میتوانند خود شما را هم کنترل کنند . زمانی که شما برای اولین بار وارد فرقه می شوید آنها بمباران عشق را روی شما پیاده میکنند . دوستان مورد نظر خود را برایتان انتخاب میکنند. در فرقه کوشش می شود تمام روابط موازی شما با دیگران قطع و یا به حداقل برسد زیرا فرقه از اینکه دیگران روی شما نفوذ داشته باشند واهمه دارد.
13 - در فرقه بهائیت زمان و وقت وابستگان به منظور ایجاد سرگرمیها ، مشغولیتهای ذهنی از طریق ابلاغ مأموریتهای بی پایان کنترل می شود در فرقه اعضاء به حدی با برنامه های تشکیلاتی مشغول میشوند تا به دلیل این همه مشغولیت و خستگی فرصت پرداختن به مسائل دیگر را نداشته باشند . در بهائیت برای افراد از زمانی که شروع به تکلم میکنند تا زمانی که بمیرند برنامه تعریف می شود و این مأموریتها انتها ندارد به عبارت عامیانه تر فرد وابسته در بهائیت همیشه دنبال نخود سیاه است.
14 - در فرقه بهائیت از تکنیک فشار بی وقفه استفاده می شود . در فرقه به افراد دستور داده می شود چه بپوشند ، چه بخورند ، چگونه رفتار کنند و چگونه به پرسشها پاسخ دهند . در فرقه بهائیت برای درخواست اعضاء برای پذیرش دگرگونی اساسی یا تغییر روش زندگی میل فزاینده ای وجود دارد .
15 - در فرقه بهائیت از تنکیک ایزوله کردن برای ترک خانواده ، دوستان ، شغل و ... برای رسیدن به هدف فرقه ای استفاده می شود . در فرقه بهائیت از هر کس سعی می کند عقاید و احساسات واقعی خود را کتمان کند بنا بر این اعضای فرقه طوری تعلیم می بینند که نه تنها اعضای بیرونی را فریب دهند بلکه دیگر اعضای درونی را هم اغفال می کنند .
16 - در فرقه بهائیت افرادی که تحت تاثیر تبلیغ به تازگی بهجمع آنها پیوسته اند نسبت به آنچه که در جریان است ناآگاه نگه داشته می شوند ، فرد اغفال شده کاملاً نسبت به استحاله گام به گام و فعالیتهای هماهنگ روانی ، اجتماعی و... به منظور تغییر ، کاملا نا آگاه می ماند ( ایجاد فضای لازم برای بازسازی فکری (
17 - کنترل اطلاعات وابستگان فرقه : در فرقه بهائیت هر گونه اطلاعات خارج از فرقه به ویژه اگر در جهت در جهت مخالف باشد شیطانی تلقی می شود به اعضاء گفته می شود مطالب مخالف فرقه را نخوانند اگر این اطلاعات در نزد کسی یافته شود او از فرقه رانده می شود . فرقه به اعضاء آموزش می دهد تا هر نوع اطلاعات انتقادی را فوراً نابود کنند حتی تصور اینکه این اطلاعات درست باشد را به مخیله اش راه ندهند
18 - کنترل محیط اجتماعی و فیزیکی : در فرقه بهائیت محیط اجتماعی و هرگونه رفتار فیزیکی وابستگان از سوی تشکیلات مربوطه به شدت کنترل می شود وابستگان تعلیم دیده اند چگونه محیط اجتماعی و رفتار فیزیکی دیگر اعضاء را تحت نظر گرفته و گزارشات کاملاً محرمانه به سران تشکیلات ارائه نمایند.
19 - بنا نهادن سیستم بسته و ساختار خود کامه که هیچ واکنشی را بر نمی تابد.
20 - بکار گیری سیستم پاداش و تنبیه : در فرقه بهائیت بر اساس این تکنیک وابستگان سعی میکنند بنده خوبی برای سران فرقه باشند تا مسیر رشد تشکیلاتی و فرقه ای را برای خود فراهم نمایند.در بهائیت هیچ کس جرأت اعلام نظر را ندارد حتی نسبت به کسب و تأمین معاش در ایام خاص فرقه ای که در صورت سر پیچی با برخورد سرسختانه سران و تشکیلات مخوف مواجه می شود.
21 - ایجاد حس ناتوانی ( سلب اراده و شعور آگاهانه ) در اعضاء و تبدیل وی به انسانی رباتیک و قابل کنترل از راه دور : هر وابسته به فرقه سیاسی بهائیت بر اساس تعالیم فرقه ای که از دوران شروع سخنگویی تا زمان فوتش شروع و ادامه می یابد نمی تواند تصمیم شخصی و خارج از چارچوب تعالیم فرقه ای اتخاذ کند چون اراده آن را از دست داده است همچنین بر اساس همین تعالیم فرقه وی تنها در مسیری قادر به حرکت است که آموزش آنرا دیده است درست مثل آدمهای ماشینی که نرم افزار حرکت وی را تعریف کرده باشند . چرا که هر چه حس ناتوانی در وابستگان افزایش یابد قدرت قضاوت و درک و تلقی درست آنها ازجهان و محیط پیرامونی تخریب می شود . در فرقه سوالات وابستگان به شدت سرکوب می گردد تا اعتماد بنفس درونی آنها فرسوده شود.
22 - در فرقه بهائیت مرزهای غیر قابل عبور ترسیم می شود تا وابستگان به طرق مختلف کنترل گردند به افرادی که قصد گذر از این مرز را دارند با عناوین مختلف حمله میکنند . بر همین اساس است که خانم رئوفی بهائی مسلمان شده و فعال در عرصه افشاگری بر علیه فرقه ناجوانمردانه و بدون مراعات حدود اخلاقی از سوی فرقه مورد حمله قرار گرفته است .
23
- ترویج تفکر عدم اعتماد به خارج از فرقه در بین وابستگان : در فرقه بهائیت تمامی وابستگان در کارگاههای آموزشی در خصوص این بند آموزش لازم را دیده اند بر این اساس یک وابسته فرقه بهائیت در ارتباط با افراد غیر فرقه ای می داند چه بگوید چگونه رفتار کند و چگونه گزارش نماید.
24 - در بهائیت افرادی که تازه جذب می شوند در ابتدا نمی دانند به کجا می روند یعنی از طرح و هدف غائی و نهائی شکارچیان خود کاملا غافل هستند قبل از اینکه بدانند چه اتفاقی افتاده است خود را در تور فرقه گرفتار یافته و به آرامی از گذشته و خانواده جدا شده و تماما به فرقه وابسته شده اند .
25 - در فرقه بهائیت از مکانیسم کنترل ذهنی برای مهخار افراد استفاده می شود در این فرقه به وابستگان تعلیم داده می شود که ترک فرقه مساوی ترک خدا است .
26 - در فرقه سیستم ارزش گذاری ارتباط مستقیم با فعالیت فرد به تشکیلات و سران را دارد . اگر فرد و خانواده در جهت منافع فرقه گام بردارد ارزشمند است در غیر اینصورت دستگاه ارزشگذاری او را به ضد ارزش تبدیل می کند .
27 - در فرقه بهائیت نهاد خانواده در صورتی ارزشمند است که در جهت منافع فرقه ای باشد در غیر اینصورت به راحتی منهدم می شود
28 - ساختار گزارش دهی در فرقه بهائیت : در فرقه بهائیت هر کس ترغیب می شود تا مراقب محیط خود باشد تا هر آنچه را که می بیند به راس فرقه گزارش نماید . بر همین اساس است که هر بهائی یک جاسوس است . همین ساختار گزارش دهی و گزارش گیری در بهائیت است که این فرقه را دربست در اختیار کشورهای معاند نظام جمهوری اسلامی قرار داده و از وجود آن استفاده های ترکیبی و چند وجهی می کنند .
29 - در فرقه سیاسی بهائیت هر عضو وابسته دارای شماره ثبت است درست مثل شماره گذاری اتومبیل تا هرگونه خلافی در پرونده کلاسه مربوطه جمع آوری شود . این پرونده در سرنوشت فرقه ای عنصر وابسته بسیار مهم است .
30 - در فرقه بهائیت هیچکس به دلیل بی اعتنائی و یا کاهلی در انجام فرائض دینی نکوهش نمی شود بلکه بخاطر کاهلی در فعالیت فرقه ای مخصوصاً تشکیلات اداری به شدت سرزنش می شود .
31 - در فرقه بهائیت افتخار به کار و خدمات ( اعم از پرداخت وجه و .... ) تشکیلاتی است هر کسی اگر زیر چتر تشکیلات فعالیت نماید در ظل امر ا.. تلقی می شود ولی اگر فرد غیر تشکیلاتی باشد علی رغم اعتقاد به بهائیت کاملاً مطرود و مغضوب است.
33 - در فرقه بهائیت افراد دارای حداقل دو چهره هستند چهره ظاهری ( مظلوم ، عاطفی ، خوش برخورد ، منصف ، خادم ) در پشت این چهره ، چهره باطنی (کینه توز ، مغرض ، گزارشگر در راستای اهداف فرقه ای ، حساس نسبت به آنچه که باید در ارتباطات جمع آوری کند و ...
منبع:rajanews.com
فیس بوک رفتاری دوگانه
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱٠/٢٢
دیوار فولادی از مرز غزه به فیس بوک کشیده شد!
سایت فیس بوک تلاش جوانان مصری علیه دیوار فولادی در مرز غزه را توقیف و از سایت خود حذف کرد.
به گزارش شبکه خبری الجزیره، مسئولین پایگاه اینترنتی فیس بوک یکی از بزرگترین خیزش های اینترنتی مردم مصر را که علیه دیوار فولادی در رفح تشکیل شده بود را توقیف کردند. کارشناسان ساخت این دیوار توسط حکومت مصر را در راستای نابود کردن مقاومت حماس در غزه و خدمت به اهداف آمریکا و اسرائیل دانسته اند.
خیزش اینترنتی مردم مصر، «مصری ها بر علیه نکبت دیوار فولادی» نام داشت. روزنامه الشروق در پایگاه خود، نامه الکترونیکی فیس بوک را به نمایش گذاشت که مسئولین این خیزش مردمی-اینترنتی مصری آن را دریافت کرده بودند. در این نامه علت حذف این خیزش «نقض قوانین استفاده از فیس بوک و فعالیت مجموعه های مغرض و تهدیدگر و اهانت گر» ذکر شده است.
در این نامه الکترونیکی آمده است: «ما هر گروه یا مجموعه ای را که به افراد یا گروه های دیگر تعرض کند متوقف می کنیم و سوءاستفاده مستمر از فیس بوک منجر به توقف حساب شما شده است».
فیس بوک در ماه های گذشته نقش برجسته ای در هماهنگی عناصر آشوبگر در ایران ایفا کرد و انواع مطالب دروغ علیه کشورمان و نیز مطالب زننده ضداسلامی در آن جریان دارد.
منبع:روزنامه کیهان
جعل سبز! اسناد نظامی + تصویر
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱٠/٢٠
جعل سبز!
ذلت، حقارت و درماندگی جریان نفاق سبز به جایی رسیده که برای فضاسازی، شانتاژ و تحریک افکار عمومی، دست به جعل اسناد نظامی میزنند!
آنهم چه جعلی؛ بسیار احمقانه، ناشیانه و مضحک.
و اما اصل ماجرا؛
در طول چند روز گذشته از طرف طرفداران جنبش! سبز، ایمیلیهایی برای اشخاص، سایتها و گروههای اینترنتی ارسال میشود با این عنوان [یا عناوین مشابه]:
"افشای یک سند محرمانه: درخواست نیروی انتظامی از سپاه، برای جاگزینی نیروهای ضد شورش به دلیل شرایط نامتعادل روحی".
ضمیمه ایمیل هم تصویری است از آن سند محرمانه!
[این تصویر سند محرمانهای!!! است که در اینترنت منتشر کردهاند.] - [تصویری از یکی از سایتهای سبز! منتشر کننده این نامه محرمانه و سرّی!!!]
هر شخصی که خدمت سربازی رفته باشد [در هر یک از نیروهای نظامی و انتظامی] یا یکی از سربرگهای نیروی انتظامی را دیده باشد، با یک نگاه ساده به این به اصطلاح سند محرمانه!!! متوجه جعلی بودن و البته جعل ناشیانه آن میشود.
این نامه به قدری مضحکانه طراحی شده که نشان می دهد طراح یا طراحان آن، هیچگونه اطلاعاتی در رابطه با نوع نامهنگاری اداری [نظامی]، کلمات مورد استفاده در نامه نگاریهای اداری معمولی! و حتی شکل سربرگها ندارند!!!
برای نمونه تنها به برخی از سوتیهای به شدت مضحکانه این جماعت منطقی، قانونمدار و حرفهای! در مورد نامه مورد نظر، اشاره می کنم [بر اساس تصویر نامه].
1- در هیچ سربرگ اداری در ج.ا.ایران، 2 بار از آرم الله استفاده نمیشود و البته جای آرم نیروی انتظامی در سربرگهای رسمیاش سمت راست نیست!
2- رنگ زمینه آرم نیروی انتظامی، با رنگ کاغذی که روی آن چاپ میشود یکی است! زیرا در طراحی آرم، این بخش بدون رنگ در نظر گرفته شده است. [آرم از جای دیگری به این برگه منتقل شده است].
3- از [نویسنده] و به [مخاطب] نامه بسیار ناشیانه انتخاب شدهاند. این دو رده نظامی، بر اساس قوانین نظامی امکان ارسال نامه مستقیم به یکدیگر را ندارند!
4- مهر "شخصاً مفتوح فرمایید" روی متن نامه خورده است!!! یعنی وقتی نامه از پاکت خارج شده و آن را باز میکنید! تازه متوجه میشوید که شخصاً باید مفتوح میکردید!!!
5- جاعل یا جاعلین ناشی این نامه نمیدانستهاند که در ساختار انتظامی و نظامی و در کل، نیروهای مسلح ج.ا.ایران هیچ بخشی با پیشوند یا پسوند "گارد!" وجود ندارد و به احتمال زیاد این کلمه را از عنوان "گارد جاویدان" حکومت پهلوی کپیبرداری کرده و یا اینکه از شنیدههای کوچه بازاری ! خود استفاده نموده است!
6- جاعل یا جاعلین سبز این سند محرمانه! نمیدانستهاند که عبارات و الفاظ عامیانه و شخصی در نامههای رسمی وجود نداشته و تخلف محسوب میشود، مگر در مواردی که قرار باشد عین یک عبارت یا کلمهای را به نقل از شخصی بیاورند.
7- هیچیک از مقامات نیروی انتظامی برای امضاء نامههای رسمی و ستادی از عنوان "بسیجی" استفاده نمیکنند و تنها مجاز به استفاده از عنوان و درجه ابلاغی هستند.
8- مهر در نامههای اداری باید زیر یا بر روی امضاء و در سمت چپ نامه بخورد نه در یک گوشه نامه، آنهم سمت راست!!!
9- مهر محرمانه بر روی پاکت نامه میخورد! و اگر قرار باشد روی نامه درج شود، در بالای نامه و قبلاز متن نامه قرار میگیرد.
10- قسمتهایی از نامه که سیاه شده است را با دقت نگاه کنید. اگر متن را بخوانید متوجه میشوید که در اکثر این قسمتها از نظر دستور زبان و عبارتهای نامه، هیچ کلمهای نباید باشد و جاعل ناشی جاهای خالی بخشهایی از نامه را سیاه کرده که نه عبارت مهمی در آن بوده و یا اینکه کلمهای در آن بخش وجود نداشته.
11- به کادرهای جدا کننده بخشهای نامه توجه کنید. هیچیک از سربرگهای نظامی، دارای کادرهای ساده و بدون طراحی یا رنگ بندی متمایز کننده نیستند! جاعل بیسواد، به وسیله یک نرمافزار گرافیکی ساده اقدام به کادرکشی و قرار دادن بخشهای مختلف این جعل حرفهای!!! نموده است.
اوج حماقت در این جعل ناشیانه از آنجایی مشخص میشود که جاعل سادهی ما! نمیدانسته که وقتی طرحی را با یک نرمافزار گرافیکی ایجاد کرده و از آن یک خروجی نهایی میگیرد، نرمافزار به صورت پیشفرض، نام سیستم سختافزاری و شماره سریال سیستم عامل اجرایی (در اینجا ویندوز) و همچنین شماره سریال یکتای آن ورژنی از نرمافزار (در اینجا Photoshop) را در قالب تصویر و در بخش اطلاعات تصویر ذخیره میکند! اطلاعاتی که بخشی از آنها به راحتی و حتی برای کاربران آماتور و بخشی دیگر (جزئیات) توسط نرمافزارهای خاصی قابل دسترسی است.
و در پایان باید گفت: زنده باد Photoshop!
حرکت دیگری در راستای پروژه کشته سازی
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱٠/٢٠
بررسی ادعایکذب عبور ماشینپلیس از روی یک مقتول حوادث عاشورا
حرمتشکنی روز عاشورای فتنهگران آنقدر سنگین بود و خروش حسینی تهران و سایر شهرستانهای ایران علیه
محاربان یزیدی آنچنان گسترده بود که برنامههای از پیش طراحی شده توسط این جریان از جمله پروژه کشتهسازی و تهیه تصاویر جعلی از آن، اینبار مورد بیاعتنایی بیشتری از سوی افکار عمومی خشمگین از حرمتشکنیها قرار بگیرد.
به گزارش رجانیوز، ادعای زیر گرفتن یک نفر توسط ماشین پلیس در میدان ولیعصر(عج) بخشی از این پروژه چند لایه بود. حیله فتنهگران در این مسئله که در اطلاعیه نیروی انتظامی هرگونه قتل در میدان ولیعصر(عج) تکذیب شده بود، از دو بخش اصلی تشکیل میشد.
ماجرا، انتشار فیلمی در یوتیوب و منابع ضد انقلاب است که طی آن ادعای زیر گرفته شدن "یک نفر" از اغتشاشگران توسط خودروی پلیس مطرح شده است.
دو قطعه فیلمی که از این ماجرا در اینترنت یافت میشود، هر دو متعلق به رسانههای ضد انقلاب است اما دو فیلم با هم تفاوتهایی در تدوین دارند که به کشف ذات ماجرا کمک زیادی میکند.
فیلم اول، در ابعاد کوچکتر، از صحنه ورود 2 خودرو، تا لحظه خروج یکی از آنها از ضلع شمالی میدان ولیعصر(عج)
ادامه دارد. فیلم دوم، در ابعاد بزرگتر، با سخنان سردار رادان آغاز و از صحنه دنده عقب گرفتن یکی از 2 خودرو شروع می شود و با پرشی محسوس، به روی فردی که فیلم وی را مجروح این ماجرا نشان میدهد، می رود و به پایان می رسد...
وضعیت کلی:
در این پکیج رسانه ای و عملیات روانی، نکات متعدد و مهمی وجود دارد:
1- تصویربرداری با دوربینهای با کیفیت بالا ماجرای ندا آقاسلطان را افشا کرد. تصویر برداری از چند زاویه، تصویربرداری یکی دو ثانیه قبل از شروع بهاصطلاح صحنه مضروب شدن و... اینها نکاتی است که جریان فتنه سعی کرده در موارد بعدی تکرار نکند.
2- رعایت برخی از این نکات، دست اپوزیسیون را در اجرای نکاتی دیگر و رعایت برخی مسائل باز می گذارد. از روی شماره پلاک خودرویی که در فیلم ندا آقاسلطان وجود داشت، پلیس به سرعت راننده را پیدا و از وی تحقیق کرد. پایین آوردن کیفیت تصویر، می تواند به جلوگیری از بروز جزییات دردسرساز کمک کند.
بر اساس این فیلم و ادعا، اپوزیسیون دو شاخه کلی عملیات رسانه ای و تبلیغی سیاه را آغاز کرد:
الف- ادعا کرد پلیس با خودروی خود اغتشاشگران را زیر گرفته است.
ب- ادعا کرد پلیس دست به توجیه زده و میگوید اولا خودرو سرقتی بوده و ثانیا یک تصادف رانندگی بوده است!
بخش اول نتیجه گیری:
افشای عدم وجود رابطه بین خودروی مورد اشاره پلیس و خودروهای این فیلم:
1- پلیس، اصولاً در حال توضیح دادن حادثه رخ داده در خیابان "خوش" و "انقلاب" است. در حالی که با مشاهده فیلم "محرز" است موضوع مورد اشاره ضد انقلاب مربوط به خود میدان ولیعصر(عج) است. به همین دلیل، طراحان این سناریو، چند اقدام در فیلم بزرگتر و تدوین شده، انجام دادند:
اولین اقدام، آغاز کردن فیلم از صحنه ای است که در آن، آتش زده شدن کانکس پلیس در میدان ولیعصر(عج) مشخص نباشد و سینما قدس واقع در ضلع جنوبی میدان دیده نشود. در حالی که هر دوی این موارد در فیلم اول موجود است. بنابراین، توضیحاتی که در فیلم بزرگتر از زبان سردار رادان به این فیلم توسط ضد انقلاب چسبانده شده، اصولا مرتبط با این ماجرا نیست. ضد انقلاب اقدام دیگری هم انجام می دهد و آن، سانسور اظهارات رادان است. زیرا وی بهصراحت جزییات را توضیح داد.
2- در توضیحات رادان که به انگلیسی هم زیرنویس شده، مشخص است که از کشته شدن "دو نفر" (که جنازه هر دو در دسترس پلیس است) سخن گفته می شود. اما در فیلم، صحنه ای که بیانگر زیر گرفته شدن یک نفر است، نشان داده میشود که این روشن می کند هیچ ارتباطی بین این دو موضوع نیست.
3- خودروی مورد اشاره جانشین فرمانده پلیس، یک دستگاه خودروی پلاک و طرح شخصی است اما آنچه که در این
فیلم نشان داده میشود، خودروهایی با ظاهر خودروی پلیس است. پس، اتصال اظهارات جانشین فرماندهی ناجا به این فیلم، فریب و دروغپردازی روشنی است که کاملا مشخص و قطعی است و هیچ خدشه ای به آن وارد نیست.
وضعیت جزیی:
1- 2 دستگاه خودرو در این فیلم مشاهده می شوند که این خودروها ویژگیهای زیر را دارند:
* هر دو خودرو متعلق به کارخانه تویوتا هستند که محصولات آنها در کشور ما فراوان است و در نیروهای مسلح (ارتش، سپاه، بسیج و ناجا) تعداد زیادی از این خودروها وجود دارد. این نوع خودرو از زمان دفاع مقدس بهشدت در ایران مورد مصرف بوده و تعداد زیادی از این خودروها نیز به اشخاص حقیقی و یا حقوقی غیرنظامی، به فروش رسیده است. هرچند خودروی مدل پایینتر، از نوعی است که احتمال حضور آن در سازمان خودرویی فعلی پلیس بسیار کم است.
* هر دو خودرو، رنگ آمیزی و طراحی بدنه و وضعیت ظاهری مشابه دارند از جمله آنکه طراحی رنگی هر دوی آنها متعلق به پلیس عادی (پلیس پیشگیری یعنی کلانتریها و...) است.
* هر دو خودرو، شیشه های طرفینی تیره دارند و گاردهایی روی شیشه جلو و مقابل و طرفین و جلوی خودرو نصب شده که کاملاً مشابه است.
* نشانه هایی از اسپرت شدن در این خودروها مشاهده می شود: 1- خودروی مدل پایین اولی که عامل بهاصطلاح
تصادف بهنظر می رسد، دارای لاستیک پهن اسپرت است و قاب پنجره های جلویی آن، اسپرت شده است. 2- قاب گلگیر خودروی مدل بالاتر که با دنده عقب، به ضلع جنوبی میدان حرکت می کند، اسپرت شده است. قاب پنجره های جانبی نیز به همینگونه است.
* آرم نیروی انتظامی روی بدنه هیچ یک از این دو خودرو در هیچ یک از طرفین آن وجود ندارد و تنها رنگ سبز و مارک تویوتای آن و شکل کلی آن، عامل شباهت یافتن آن به خودروی پلیس است. البته احتمالا پلاک شبیه پلاک پلیس هم روی آنها نصب شده، هرچند کیفیت پایین فیلم ها اجازه دقت روی این پلاکها را فراهم نمی کند.
* شکل گارد منصوب روی جلوی این خودروها بسیار جالب توجه و بدیع است.
بررسی رفتار عناصر عامل نیز بسیار حائز اهمیت است:
1- راننده های این دو خودرو:
* در حالیکه میدان کاملا در اشغال حدود 200 نفر اغتشاشگر است، چرا دو خودروی پلیس باید به این میدان وارد
شوند؟ چه توجیهی در این زمینه وجود دارد؟
* چرا این دو خودرو از یکدیگر جدا شده، هر یک مسیری کاملا متضاد با یکدیگر را ادامه می دهد؟ البته در ادامه بهنظر می رسد هر دو نهایتا از ضلع شرقی میدان ولیعصر(عج) خارج می شوند. یعنی: 1- خودروی مدل پایین ابتدا از ضلع جنوبی به ضلع غربی رفته، پس از بهاصطلاح زیر کردن، به ضلع شمالی رفته، از آنجا به ضلع شرقی گردش می کند. 2- خودروی مدل بالا، از ضلع جنوبی بهدنبال خودروی مدل پایین وارد، به دنبال وی به ضلع غربی رفته، سپس دنده عقب گرفته به ضلع جنوبی برگشته و از آنجا به ضلع شرقی گردش می کند. مسیر هماهنگ، در این محیط ناهماهنگ بدون اینکه دو خودرو همدیگر را ببینند، چگونه انتخاب و اجرا شده است؟
* شکل رخداد تصادف اصلاً قابل درک نیست. اینکه فرد مذکور اصولاً چگونه سر از زیر این خودرو در می آورد؟ اگر فرد جلوی خودرو قرار داشته، با تصادف، باید به جلو پرت می شد و خودرو، در صورت حرکت به جلو، باید روی آن می رفت. اگر فرد، عقب خودرو بود، باید خودرو با دنده عقب رفتن، روی وی قرار می گرفت. اما بررسی این فیلم، مشخص نمی کند این فرد کجا بود که زیر خودرو رفت؟ تنها احتمال این است که وی، هنگامی که خودرو متوقف شده بود، از وسط به زیر آن رفته است. آیا این احتمال، در شرایطی که اپوزیسیون مدعی آن است، ممکن است؟
2- فیلمبردار:
* وی از لحظه ورود خودروی اول تا لحظه آخر، بر خلاف تمامی افراد، هیچ تنشی در عملکرد خود ندارد و از لحظه اول تا لحظه آخر در صحن حضور دارد و اصلاً فرار نمی کند. حتی زمانی که خودرو به سمت وی (عقب) حرکت می کند.
* هنگامی که خودروی اول به میدان وارد می شود، وی بدون آنکه مسیر وی را تعقیب کند، منتظر ورود خودروی دوم
می شود و با تعقیب خودروی دومی، ماجرا را ادامه می دهد.
* فیلمبردار فاصله خود با خودروها را تغییر نمی دهد. یعنی از حدی مشخص، اصلاً به خودروها نزدیک تر نمی شود و تقریبا می توان گفت در جای خود ثابت می ماند.
بخش دوم نتیجه گیری:
1- چرا کسی هویت فرد زیرگرفته شده را نمی داند؟ چرا از وی هیچ سابقه ای در هیچ بیمارستانی نیست؟ چرا فتنهگرانی که "جنازه" را پس از عبور این دو خودرو در اختیار دارند، آدرس، هویت وی و سنگ قبر و مجلس ختماش را اعلام نمی کنند؟
2- یکی از دو خودرو، تویوتای مدل پایینی است که بهنظر نمی رسد اصولاً در سازمان پلیس یا هیچ یک از نیروهای مسلح ایران حضور داشته باشد. این مدل از تویوتا مربوط به سالهای پایانی دفاع مقدس بوده و بیشتر آنها به بخش خصوصی واگذار شده است. هرچند مدتی بعد در سالهای پایانی دهه 70، تعدادی تویوتای "شبیه" به همین مدل به سازمان رزم بسیج، ارتش، سپاه و ناجا وارد شد که به مدل 16 VALVE مشهور است که خودرویی بسیار مناسب و مدل بالا بوده و تفاوت بین این دو خودرو با وجود شباهت کلی، در بدنه، جلوپنجره و عقب آن کاملا مشهود است. اما خودروی حاضر در این فیلم، اگر در ناجا در حال حاضر حضور داشته باشد، باید در آشپزخانه خدمت کند!
3- خودروی دوم نیز در کشور فراوان است و می توان حتی با سرقت، یکی از آنها را تهیه کرد. از هر رده ای و هر
جایی. حتی می تواند سرقتی هم نباشد. رنگ آمیزی هم که کار ساده ای است.
4- طراحی رنگ دو خودرو متعلق به پلیس عادی انتظامی یعنی پلیس پیشگیری است. بر این اساس، نصب گاردهای اینگونه روی این خودروها فاقد منطق انتظامی است. برای توجه می توان به تصویر یک دستگاه تویوتای آتش گرفته پلیس در این اغتشاشات توجه کرد که هم مدل و هم طرح رنگی خودروی تویوتای مدل بالاتر است و هیچ کدام از خاصه های ظاهری این دو خودرو (اسپرت شدن، گارد داشتن، دودی شدن شیشه و...) را ندارد. هر دو خودرو، دارای بخشهای اسپرت شده هستند که فاقد منطق انتظامی است. شیشه هر دو خودرو دودی است که اصولا با فرم طرح خودروی پلیس پیشگیری متناسب نیست. بهنظر می رسد خودروی مدل پایین، لاستیک اسپرت نیز دارد.
5- گاردهای عقب (بار) خودروی مدل پایین، اصولا غیر نظامی است و برای حمل بار و اثاثیه مناسب تر بهنظر می رسد تا استفاده در یک یگان نظامی!
6- رفتار رانندگان این خودروها با منطق مورد ادعای فتنهگران منطبق نیست. یعنی پلیس به ضد انقلاب با خودرو حمله نمی کند تا آنها را بکشد. نهایتا در این فیلم، باز با صحنه ی تصادفی مواجه هستیم که البته خود نیز منطق ندارد.

7- رفتار فیلمبردار، از رفتار دو راننده، جالب تر است. وی از ورود دو خودرو با خبر بهنظر می رسد. وی فاصله خود با
خودرو را حفظ می کند. وی از خودروها واهمه ای ندارد. آیا راننده ها او را می شناسند که نمی ترسد یا اینکه باید بین او و بقیه فرقی نباشد؟
8- با فرض احتمال رفع تمام این سؤالها، به بررسی وضعیت احتمالات منطقی پرداخته میشود. مثلاً رفتار با کسی که یک واحد انتظامی را به آتش کشیده، چگونه باید باشد؟ یا فردی برای نجات خودروی نیروهای مسلح از میان جمعی که قصد دارند آن را منهدم و راننده را نیز به قتل برسانند، چه باید بکند؟
منبع:rajanews.com
دروغ گویی عوامل فتنه(فیلم)
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱٠/۱٦
کلیپ جالبی که پرده از بخشی از دروغ گویی های فتنه گران بر می دارد.

رهبر انقلاب در دیدار اعضای اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا:
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱٠/۱٠
اگر عده ای سست عنصری نشان نمی دادند، وضع کشور خیلی بهتر بود
خبرگزاری فارس: رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به انحراف و زاویه پیدا کردن برخی افراد در داخل کشور تصریح کردند: اگر عدهای وسط راه، سست عنصری نشان نمیدادند، امروز وضع کشور در زمینههای مادی و معنوی خیلی بهتر بود.
به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیدار اعضای اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا، حرکت علمی در کشور را نیاز فوری و ضروری دانستند و بر رسالت خطیر جوانان در کسب علم و مجاهدت و تلاش در راه خدا برای عبور از یک گردنه عظیم تاریخی تاکید کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به حرکت صحیح و درست اتحادیه انجمنهای اسلامی در خارج ازکشور، این اتحادیه را شجرهای طیبه و نهادی جوان و مؤمن دانستند و تصریح کردند: نهادینه کردن علم در کشور موثرترین راه برای رسیدن به آرمانهایی است که نظام جمهوری اسلامی به عنوان یک حرکت عظیم با اهدافی بسیار والا و ارزشمند به دنبال آن است.
رهبر انقلاب اسلامی نظام حاکم بر جهان را ناعادلانه توصیف کردند و افزودند: در دنیای امروز، انسان در فرهنگ و نظامهای غلط و در تبعیض و بیعدالتی محصور بوده و بی عدالتی یک رسم حاکم بر جهان و جزو ذات و طبیعت نظام سرمایه داری غربی با شعار لیبرال دموکراسی است.
ایشان به تلاش جمهوری اسلامی برای ایجاد نظم عادلانه جهانی اشاره و اظهار امیدواری کردند: بتوان پرچم عدالت را در سطح جهان بالا برد و نیروی عظیم مردمی را زیر این پرچم جمع کرد.
حضرت آیت الله خامنهای دو هدف عمده در این راه را ایجاد و ساخت یک نمونه و نظام عادل و معرفی و نشان دادن آن نظام برشمردند و تصریح کردند: در ایجاد و معرفی این نظام اسلامی، علم، ایمان، همت و توانایی روحی و جسمی لازم است که این ویژگیها در جوانان کشور وجود دارد.
رهبر انقلاب اسلامی حفظ ایمان و استقامت را برای حرکت در این راهِ دشوار و سخت با وجود هواهای نفسانی، انگیزهها و خواستههای گوناگون لازم دانستند و خاطرنشان کردند: پیمودن خط مستقیم با ملاحظه تمام و زاویه پیدا نکردن، معنای استقامت است که به مجاهدت و بصیرت نیاز دارد.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به انحراف و زاویه پیدا کردن برخی افراد در داخل کشور تصریح کردند: اگر این مسأله اتفاق نمیافتاد و عدهای وسط راه، سست عنصری نشان نمیدادند، امروز وضع کشور در زمینههای مادی و معنوی خیلی بهتر بود اما همانگونه که بارها تأکید شد و واقعیتهای جامعه نیز نشان میدهد هر مقدار ریزش بود دو برابر آن رویش وجود دارد.
حضرت آیت الله خامنهای به اظهارات برخی سیاستمداران دنیا در خصوص اغتشاشات روز عاشورا در تهران اشاره کردند و اینگونه اظهارات را ناشی از خباثتها و خود مهره شدن در جهت تغییر حقایق و واقعیتها و تأثیرپذیری از رسانههای صهیونیستی و بیگانه دنیا بیان کردند.
در ابتدای این دیدار حجت الاسلام و المسلمین جواد اژهای نماینده ولی فقیه در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا ضمن ارائه گزارشی با اشاره به برگزاری چهل و چهارمین نشست این اتحادیه در تهران گفت: این نهاد از مجموعههایی است که در طول این سالها با حاکمیت گرایشهای مختلف از هرگونه تجزیه و تفرقه فاصله داشته است و با پیروی از خط امام خمینی (ره) و ولایت فقیه همچنان با قوت به کار خود ادامه خواهد داد.
همچنین دبیر اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا گفت: اعضای این اتحادیه با عشق به امام راحل (ره) و ولایت فقیه به گونه ای در این مسیر حرکت میکنند که بتوانند به آن اقتدار معنوی و شکوه علمی که خواست نظام جمهوری اسلامی است برسند.
هتک حرمت عزاداران حسینی توسط حامیان موسوی ادامه دارد
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱٠/۱٠
هتک حرمت عزاداران حسینی توسط حامیان موسوی ادامه دارد
به آتش کشیدن خیمه عزای حسینی، اینبار در دانشگاه شریف+ عکس و فیلم
عده ای از دانشجویان حامی موسوی در دانشگاه شریف، در حالی که سایر دانشجویان به جمع میلیونی مردم معترض در خیابان آزادی پیوسته بودند، با استفاده از محیط خلوت دانشگاه و در ادامه سیاست روز عاشورای حامیان موسوی در هتک حرمت از عزاداران حسینی، به خیمه عزاداری برپا شده در این دانشگاه هجوم برده و این خیمه را نیز به آتش کشیدند.
برای دیدن فیلم کلیک کنید.

به گزارش رجانیوز، در حالی که به دلیل حضور دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در تجمع عاشورائیان تهران محیط این دانشگاه بسیار خلوت شده بود، تعدادی از حامیان موسوی، خیمه عزاداری دانشجویان این دانشگاه را به آتش کشیدند.

این خیمه عزاداری که توسط هیئتالزهرای دانشگاه شریف، یکی از هیئتهای پر مخاطب این دانشگاه و از شب اول محرم در ساختمان ابن سینای دانشگاه شریف برپا شده بود عصر امروز در آتش کینه حامیان موسوی سوخت. این در حالی است که هتک حرمت این جماعت از روز عاشورای حسینی موجب خروش میلیونی مردم ایران شده بود.

این آتش سوزی که بلافاصله توسط دانشجویان دانشگاه خاموش شد، موجب شگفتی و خشم دانشجویان دانشگاه شریف با گرایش های مختلف سیاسی شده است.
بر همین اساس خبرهای دریافتی خبرنگار رجانیوز از برنامه ریزی دانشجویان این دانشگاه برای برگزاری برنامه ای اعتراضی به این مناسبت در روزهای آینده حکایت می کند.


منبع:rajanews.com
حماسه عاشورائیان
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱٠/۱٠
در تجدید بیعت با رهبر انقلاب و محکومیت هتک حرمت عاشورا
حماسه چندین میلیون نفری مردم تهران تاریخی شد
خبرگزاری فارس: مردم تهران امروز در تجمع چندین میلیون نفری خود حماسه تاریخی و کم نظیری خلق کردند و بار دیگر با حضرت آیت الله خامنه ای تجدید بیعت کرده و انزجار خود را از فتنه گران و هتک حرمت به عاشورای حسینی (ع) اعلام کردند.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، راهپیمایی تجمع بزرگ عاشواییان که در اعتراض به حرمت شکنی روز عاشورا از ده ها خیابان تهران به سمت میدان انقلاب اسلامی و چند ساعت قبل از ساعت اعلام شده آغاز شده بود، با شعارهایی همچون "اینهمه لشکر آمده به عشق رهبر آمده "، "مرگ بر ضد ولایت فقیه "، "خامنه ای خمینی دیگر است،ولایتش ولایت حیدر است "، "ما اهل کوفه نیستیم جون می دیم و می ایستیم " "سبز فقط سبز علی،لعنت به سبز اموی "، "وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد " توام بود.
میلیون ها تهرانی امروز در اجتماع با شکوه خود همچنین شعار می دادند "مرگ بر آمریکا "، "مرگ بر انگلیس " ، "مرگ بر اسرائیل "، "مرگ بر موسوی "، "مرگ بر خاتمی "، "مرگ بر کروبی " "مرگ بر سه حسین، صدام حسین،باراک حسین،میرحسین "، "مرگ بر منافق "، "لعن علی عدوک یا حسین، خاتمی و کروبی و میرحسین "، "آشوبگر اعدام باید گردد "، "آشوبگر عاشورا اعدام باید گردد " و "خواص بی بصیرت،خجالت خجالت "
میلیونها تن از عاشقان اباعبدالله الحسین(ع) از ظهر امروز با تجمع عاشورایی در میدان انقلاب و خیابانهای اصلی منتهی به آن ضمن تجدید میثاق با رهبر معظم انقلاب، مرگ فتنهگران و بدخواهان نظام را فریاد زدند.
جمیعیت عاشورائیان به حدی بود که از نخستین ساعات بعد از ظهر امروز مسیرهای منتهی به میدان انقلاب و خود میدان مملو از جمعیت شد و تردد راهپیمایان را به سختی میسر می کرد.
راهپیمایان که در میان آنان از تمامی قشرهای جامعه به چشم میخورد، با سر دادن شعارهای کوبنده و انقلابی ، خشم خود را از اهانت کنندگان به ساحت عاشورا و عوامل و سران فتنههای اخیر اعلام کردند.
راهپیمایان خشم انقلابی خود را نسبت به حوادث ضد انقلابی و فتنهگریهای اخیر نشان دادند.
جمعیت چندین میلیون نفری راهپیمایان همچنین ضمن سر دادن شعارهایی در محکومیت فتنههای اخیر خواهان برخورد قاطعانه دستگاه قضایی با آشوبگران و اغتشاشگران و سران فتنه شدند.
از عاشورای 59 تا عاشورای 88
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱٠/۸
توهین کنندگان سال ۵٩ به امام حسین(ع)
کار از تغییر شعارها آغاز شد. سال 59 در میتینگ مجاهدین خلق (منافقین) در ورزشگاه امجدیه سوت و کف جایگزین اللهاکبر شد. همانگونه که میخواستند با «مرگ بر شوروی»، «مرگ بر امریکا» را به فراموشی بسپارند، خیلی زود به اسلحه کشیدن به روی مردم رسیدند. روز 30 خرداد 60 روز ریخته شدن خون امت حزبالله در خیابانهای تهران بود. بازیگردانان، بزرگان انقلاب را هدف گرفته بودند. بهشتی، باهنر، رجایی، آیت، قدوسی، مدنی، دستغیب،اشرفی اصفهانی و صدوقی نیز به دست منحرفین به شهادت رسیدند. خروج از ایران، ورود به بغداد و همنشینی با صدام هم پس از انحرافات عقیدتی موضوع عجیبی نبود. انقلاب ایدئولوژی ماجرا را جالبتر کرد. مریم قجرعضدانلو، که رسانههای غربی او را عروس همیشه در حجله میخواندند، به فاصله چند روز از طلاق از ابریشمچی ،زن سوم مسعود رجوی شد و نهایت قصه تصویری است که میبینید« جشن و پایکوبی در روز عاشورا!»

شعر علیرضا قزوه درباره حرمت شکنی های روز عاشورا
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱٠/۸
شام غریبان حسین امشب است...
(شعر علیرضا قزوه درباره حرمت شکنی های روز عاشورا)

به جای رقیه
دارند روضة ندا را فریاد می کنند...
این نقل
نقل پرده دران است
بزن به طبل لجاجت طبّال
که میر بی بی سی
امشب به کربلا وارد می شود
از در پشتی
بزن به طبل لجاجت طبّال
که شیخنا می رسد به کربلای مجازی
از راه اینترنت
از راه اعتمادالسلطنه
عمّه ببین به کربلا
این همه موبایل های دوربین دار آمده
عمه ببین که علم ها خونی است
و میکروفون ها خونی
و صداها خونی
شاید به اشتباه
دو حسین آمده اند اینجا
جوانان بنی هاشم بیایید
راه این پیران فتنه را سد کنید
ادامه مطلب در این لینک
اعترافات هولناک در راستای پروژه کشته سازی
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱٠/٧

دانلود
بیانیه بسیج دانشجویی در مورد وقایع عاشورا
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۱٠/٧
بسم الله الرحمن الرحیم
حمد بر خدا ودرود بر روان پاک مصطفی(ص) و خاندان پاکش تا روز جزا...
شهادت امام مظلوم،حسین (ع) درسهای عمیق و پر معنایی دارد که در هر قرن به شرحی روح جامعه بشری را پرورش داده است.این حادثه کربلاست که عامل حرکت و جوش و خروش شیعیان در طول تاریخ در برابر ظالمان و یزیدیان زمان است.که از بزرگترین این قیام های حق طلبانه، قیام ملت ایران علیه آمریکا و نوکران جیره بگیرش، خاندان منحوس پهلوی است.این قیام به رهبری خمینی کبیر و با آموزه های عاشورا و امام حسین (ع) آغاز گردید و در جای جای مبارزات از این تفکر حسینی بهره گرفته شد تا انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. در سالهای جنگ جلوه های شور و شعور حسینی در جبهه ها موج می زد و همین باعث شد که امروز ما کشوری مستقل و آزاد در جهان هستیم. این که حضرت امام خمینی(ره) می فر مایند:"ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد"از همین تفکر حسینی سرچشمه گرفته است.و دوشمنان اسلام نیز از همین تفکر در طول تاریخ ضربه خورده و همچنان در حال ضربه خوردنند.آری دشمنان ایران اسلامی از این اسلام که امروز به برکت انقلاب اسلامی در ایران وجود دارد می ترسند،از عقیده ایی که در برابر زیاده خواهی های آنها می ایستد و اجازه تجاوز و تعدی به حقوق ملتها را نمی دهد،عقیده ای که دوست همه رنج کشیدگان عالم و بلایی برای همه ظالمان جهان است.آری ایران اسلامی امروز مانند خاری در چشمان زور مندان وستمگران جهان است.همان هایی که دم از دمکراسی میزنند و سرباز هایشان به دختری عراقی تجاوز کرده وسپس او وخانواده اش را زنده زنده می سوزانند.چگونه است کسانی که در نطق هایشان عصمت پیامبران و ائمه اطهار (ع) را مخدوش می دانند تمامی جنایت های آمریکا و اسرائیل نادیده گرفته و آنان را تقدیس می کنند.آنان که می گویند تقلید کار انسان نیست چگونه بی قید شرط و با چشمان بسته از جرثومه های ظلم و فساد در جهان تبعیت می کنند و می گویند ما باید از پا تا سر مانند آنها شویم و در این راه حتی از آنها هم در فساد و تباهی جلو میزنند.آری همه اینها با خط حسینی در تقابل اند و هر کشوری در این خط قرار گیرد دشمن آنان محسوب می شود.ایدآل آنان این است که در جامعه حرفی از حسین (ع) زده نشود اگر هم زده می شود به باطن حرکت ایشان که همانا زنده نگه داشتن اسلام ناب محمدی(ص)است،توجه نشود. معصوم می فرماید:"هر روز عاشورا و هر جا کربلاست"یعنی هر زمان و هر مکان جدال حق و باطل ادامه دارد،یعنی همیشه یزدیانی هستند که در فکر به آتش کشیدن خیمه های حسینی و به غارت بردن آنها هستند.تاریخ دوباره و دوباره تکرار می شود نام اشخاص عوض می شود ولی نقش آنها خیر. نام مکانها عوض می شود ولی وقایع خیر.در کربلا به نمازگزاران تیر و سنگ زدند و دیروز در خیابان جمهوری به نمازگزاران عاشورای حسینی سنگ زدند،به مساجد و تکایا حمله کردند پرچم ها را سوزاندند و هلهله وسوت و کف زدند.عزاداران حسینی را کتک زدند و با قمه ها و قداره ها بدن هایشان را پاره پاره کردند.حرف اینجاست مگر شعار حمایت از اقلیت های مذهبی را نمی دادند،چگونه به اعتقادات این ملت عظیم بی حرمتی می کنند.ادعای خط امام را کردند سپس عکس او را آتش زدند و به ولایت فقیه توهین کردند و امروز به سالار شهیدان توهین می کنند.جای تعجب از برخی خواص که خود را از نزدیکان به امام می دانند ولی چشمان خود را در برابر فریاد های جمهوری ایرانی ،مرگ بر اصل ولایت فقیه و... بسته اند.و دانسته یا نادانسته آب به آسیاب دشمن می ریزند.آری سیف الاسلام ها ی زمان پیغمبر(ص) امروز در برابر علی (ع) ایستاده اند و سهم بیشتر از بیت المال می خواهند.
آیا این بی حرمتی ها را به امام حسین(ع) نمی بینند چرا برائت نمی جویند؟؟!
امروز دشمنان انقلاب اسلامی از پیشرفت روز افزون این انقلاب و نفوذ آن در قلوب ملتها به اضطراب افتاده اند و در گرداب های گوناگون از قبیل بحران اقتصادی دست وپا می زنند. و به همین علت دست به فحاشی نسبت به اعتقاداتی که این انقلاب بر پایه آن بنا شده است،زده اند تا شاید بتوانند از مردابی که هر لحظه در آن در حال غرق شدن هستند،نجات پیدا کنند. اما نمی دانند این ملت دیگر اجازه فتنه گری آنها را نمی دهند و با خشمی توفنده آنان و مزدوران داخلیشان را سر جای خود می نشانند.تا انشاء الله این انقلاب را به دست صاحب اصلی آن یعنی حضرت مهدی(عج) با دست خود ،تقدیم کنند.
بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر
16 آذر و مرگ بر آمریکایی دیگر
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٩/۱٩
ناکامی پروژه آشوب در 16 آذر با حضور 4000 دانشجو در صحن دانشگاه تهران
تلاش برای ملتهب کردن فضای دانشگاه در روز دانشجو، که از ماه ها پیش برنامه ریزی شده بود، با وجود سازماندهی گسترده طرفداران موسوی، و صدور بیانیه های مختلف از جانب این جریان، با حضور گسترده نزدیک به 4000 نفر از دانشجویان در دانشگاه تهران و برگزاری برنامه سالیانه روز دانشجو، ناکام ماند.
به گزارش رجانیوز، در حالی که میرحسین موسوی با صدور بیانیه ای به مناسبت روز 16 آذر سعی کرده بود تا از برنامه های دانشجویی این روز بهره برداری سیاسی کند، ساعت 11 صبح امروز حدود 1000 نفر از دانشجویان دانشگاه تهران با حضور در صحن اصلی دانشگاه، مابین دانشکده حقوق و دانشکده فنی با در دست داشتن پرچم سبز جانم فدای رهبر، و با سر دادن شعار "مرگ بر منافق" برنامه روز دانشجو را آغاز کردند.
این در حالی بود که طرفدارن موسوی که تعداد آنها به 200 تا 300 نفر می رسید نیز با حضور در مقابل دانشکده فنی در مقابل این شعارها با سر دادن شعار " یا حسین میرحسین" و " مرگ بر دیکتاتور" به شعار مرگ بر منافق واکنش نشان دادند.
در همین حال و با گذشت زمان تعداد تجمع کنندگان هر دو طرف افزایش یافت به نحوی که در مقابل دانشجویان طرفدار موسوی که اینک تعداد آنها نزدیک به 800 نفر رسیده بود و قصد داشتند با حضور در مقابل دانشکده فنی مانع برگزاری سخنرانی رحیم پور ازغدی و صفار هرندی در تالار شهید چمران این دانشکده بمانسبت روز دانشجو شوند، دانشجویان حاضر در صحن دانشگاه که تعداد آنها نیز به 3000 نفر رسیده بود، با حرکت به سمت این دانشکده، وارد دانشکده فنی شده و با حضور در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران، یاد سه شهید استکبارستیزی این دانشکده را گرامی داشتند. در این مراسم که حدود ساعت 14 خاتمه یافت، رحیم پور ازغدی و صفار هرندی سخنرانی کردند.
پس از این سخنرانی نیز دانشجویان که اینک تعداد آنها به 4000 هزار نفر رسید بود، در صحن دانشگاه تهران اقدام به راهپیمایی و برگزاری تظاهرات کردند.
این دانشجویان شعار می دادند: " یا حسین، کربلا"، " خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست"، " منافق حیا کن دانشگاه را رها کن"، " انگلیس حیا کن دانشگاه را رها کن" ، " انگلیس حیا کن کروبی را رها کن"، " آزادی اندیشه با بادکنک(سبز) نمی شه".
در این راهپیمایی، پوستری که در آن عکس های اوباما، بنی صدر، مریم رجوی، مسعود رجوی، پرز، شیرین عبادی و ربع پهلوی، در کنار هم چیده شده بود، با شعار مرگ بر منافق دانشجویان به آتش کشیده شد. این دانشجویان پس از اجرای این برنامه یکصدا فریاد زدند، " موسوی، کروبی، این آخرین پیام است؛ دانشجوی مسلمان آماده قیام است" این دانشجویان همچنین اعلام کردند، حاضرند برای ساعت ها و روزهای متمادی در صحن دانشگاه حاضر شوند، تا منافقین مجال ایجاد فتنه در دانشگاه را نداشه باشند.
در مقابل نیز دانشجویان طیف های مختلف از طیف علامه، مارکسیست ها، لیبرال ها،جریانات دموکراسی خواه و جریانات قومی که در سالیان اخیر همواره اختلافات و درگیریهای بسیار جدی در بین آنها وجود داشت، امسال در یک اقدام عجیب قابل توجه، بصورت هماهنگ و متحد، اقدام به تجمع و سردادن شعار در دانشگاه تهران کرده اند. در میان این دانشجویان، تعداد زیادی از دانشجویان افراطی دانشگاه های علامه، امیرکبیر و شریف نیز دیده می شوند.
ناکامی دردانشگاه های دیگر
در همین حال، اقدام طرفداران موسوی برای ایجاد تنش در دانشگاه های شریف امیر کبیر و شهید بهشتی نیز به دلیل بی توجهی دانشجویان این دانشگاه ها توفیق چندانی نداشته است چنانکه طرفداران موسوی به دلیل عدم همراهی دانشجویان در دانشگاه شهید بهشتی، با شعار "دانشجوی باغیرت حمایت حمایت" از دانشجویان دیگر در خواست کردند تا به آنها بپیوندد.
نماز وحدت در دانشگاه علم و صنعت
در دانشگاه علم و صنعت نیز700 نفر از دانشجویان با حضور در مقابل سردر دانشگاه با اقامه نماز وحدت، برنامه روز دانشجو را برگزار کردند. پس از اقامه نماز، وحید جلیلی سردبیر نشریه"راه" در جمع دانشجویان به سخنرانی پرداخت. این در حالی بود که نزدیک به 500 نفر از دانشجویان طرفدار موسوی با حرکت از سمت خوابگاه به سمت سردرد دانشگاه و سردادن شعار نیز تلاش کردند تا به نوعی روز دانشجو را گرامی بدارند!
دانشجویان حامی موسوی که با تعداد زیاد دانشجویان نماز گزار روبرو شده بودند با حرکت به سمت نرده های دیوارهای دانشگاه، و کشیدن سکه و کلید به نرده های دیوار دانشگاه، سر و صدای زیادی را ایجاد کردند.
در پایان دانشجویان تجمع کننده مقابل سردر دانشگاه علم و صنعت به قرائت زیارت عاشورا پرداختند و با حضور در مزار شهدای گمنام یاد آنها را گرامی داشتند.
راهپیمایی دانشجویی در دانشگاه شریف
در دانشگاه شریف نیز بسیج دانشجویی این دانشگاه به مناسبت روز دانشجو اقدام به برگزاری راهپیمایی در صحن دانشگاه با حضور 200 نفر از دانشجویان نمود. در مقابل نیز 200 نفر از دانشجویان طرفدار موسوی با حضور در سردر دانشگاه شریف اقدام به سردادن شعار نمودند. برنامه دانشگاه شریف نیز بدون هرگونه درگیری پایان یافت.
دومینوی سقوط روسای جمهور امریکا در دانشگاه امیر کبیر
در دانشگاه امیر کبیر نیز در حالی که نمایشگاه عکسی به مناسبت 16 آذر برپا شده بود، نزدیک به 400 نفر از دانشجویان با راهپیمایی در صحن دانشگاه از سمت درب حافظ تا ساختمان ابوریحان این دانشگاه شعارهای استکبار ستیزانه و مرگ بر منافق سر دادند. این در حالی بود که طرفداران موسوی نیز با برپایی تریبون آزادی در مقابل دانشکده پلیمر این دانشگاه اقدام به سر دادن شعار و هتاکی نمودند. این تعداد سپس به سمت درب خیابان ولیعصر حرکت کردند. حضور تعداد زیادی از عناصر افراطی و تندرو همچون مجید توکلی از عوامل تهیه نشریات موهن در هدایت این حرکات مشهود بود.
اما حضور دانشجویان انقلابی در صحن اصلی دانشگاه امیرکبیر به همین جا منتهی نشد چنانکه دانشجویان با اجرای تئاتر خیابانی " سخنرانی نیکسون" و سپس اجرای برنامه دومینوی سقوط روسای جمهور امریکا از نیکسون تا اوباما، خروش استکبار ستیزانه دانشجویان شهید دانشگاه تهران را گرامی داشتند.
ناآرامی درخیابان های اطراف دانشگاه تهران
اما در حالی که برنامه های روز دانشجو در دانشگاه های مختلف همچون سال های گذشته با تجمع دانشجویان تشکلهای مختلف دانشجویی در حال برگزاری است. از خیابان های اطراف این دانشگاه ها خبر می رسد که عده ای از افراد سبزپوش که به گونه ای کاملا سازماندهی شده در خیابان های اطراف دانشگاه ها خصوصا دانشگاه تهران، امیرکبیر و شریف حضور یافته اند قصد دارند تا با دخالت در این برنامه های دانشجویی، بهانه ای برای ایجاد نا آرامی در خیابان ها ایجاد کنند به نحوی که تعداد دویست نفر از اراذل و اوباش با حضور در خیابان دانشگاه( خیابان مقابل سردر دانشگاه تهران) پس از حمله به نیروی انتظامی اقدام به ایجاد آتش سوزی و شکستن شیشه های فروشگاه های کتاب فروشی این خیابان کرده اند.
همچنین گروهی از اراذل و اوباش نیز با تجمع مقابل درب دانشگاه امیرکبیر، سعی در ورود غیر قانونی به این دانشگاه را داشتند که با مقاوت نیروهای حراست این دانشگاه موجه شده اند.
این تعداد سپس با حضور در خیابان ولیعصر با شکستن درب دانشگاه هنر تلاش کردند تا از این طریق وارد دانشگاه امیرکبیر شوند که متفرق شدند.
به نظر می رسد این عده قصد دارند تا با ملتهب کردن خیابان های اطراف دانشگاه تهران، به ایجاد در گیری در ساعات پایانی روز بپردازند.


منبع:rajanews.com
بازخوانی بیانات تاریخی امام خمینی
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۸/۱٧
بازخوانی بیانات تاریخی امام خمینی
ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند/ اینها مرگ بر شوروی را مطرح میکنند تا امریکا فراموش شود
"...نباید ما فراموش کنیم که در جنگ با آمریکا هستیم. ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا (هستیم)، این تفاله
هایی که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم، الان هم هستند. باید هر یک از اینها را شناسایی کنید و به دادگاهها معرفی کنید، ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی کنند کار ندارند به این که کی کشته بشود وکی از بین برود...خط این بود که اصلا آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا امریکا منسی بشود، یک دسته "الله اکبر " را کنار می گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود که این قضیه مرگ بر امریکا منسی بشود..."
بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در واکنش به شعارهای انحرافی اول انقلاب که با هدف فراموشی استکبار جهانی صورت میگرفت، فرمودند: یک دسته "الله اکبر " را کنار می گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود که این قضیه مرگ بر آمریکا منسی بشود.
امام روحالله بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به لزوم مبارزه با استکبار جهانی تاکید داشته و نماد این استکبار را آمریکا میدانستند؛ در اوایل انقلاب که برخی از گروهها و جریانهای سیاسی با طرح شعارهای انحرافی تلاش کردند تا شعار مرگ بر آمریکا را از شعارهای انقلاب حذف کنند، حضرت امام روحالله(ره) هوشمندانه در برابر این جریان ایستادگی کردند و فرمودند: "پای نطق و سخنرانی یک نفر آدمی که با آنها دوست است کف می زنند و سوت می کشند و آمریکا را از یاد می برند. خط این بود که اصلا آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا آمریکا منسی بشود."
در این گزارش به بازخوانی فرمایشات امام خمینی(ره) پرداختهایم:
"....نباید ما فراموش کنیم که در جنگ با آمریکا هستیم. ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا (هستیم)، این تفاله هایی که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم، الان هم هستند. باید هر یک از اینها را شناسایی کنید و به دادگاهها معرفی کنید، ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی کنند کار ندارند به این که کی کشته بشود وکی از بین برود، دشمنی خصوصی هم با هیچ کدام ندارند. خوب ، هفتاد و چند نفر از بهترین جوانان ما را که از بین بردند، اینها با افرادشان یک آشنایی نداشتند، نمی شناختند،اما می خواستند یک شلوغی بشود، یک انفجاری حاصل بشود و مردم از صحنه بیرون بروند و دیدند که خیر، عکس شد مطلب مردم . این شهادت اسباب این شد که همه با هم منسجم بشوند. این اسباب این شد که مشت این ادعا کنها که ما برای آزادی و برای کذا می خواهیم زحمت بکشیم و باید این ملت آزاد باشد و کذا، مشت اینها باز شد که اینها ازچه سنخ آزادی می خواهند؛ آزادی انفجار! آزادی انفجار اینها می خواهند. اینهامی خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یک سال دیگر بسیاری ازجوانهای ما را منحرف کنند آزادانه و بسیاری از کارهایی که میخواهند مخفیانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، برای اینکه، آزادی است! بیجهت نیست که در آن نقطهای با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و کف می زنند. امام مظلوم ما به شهادت رسیده ، روز شهادت امام مظلوم ما، پای نطق و سخنرانی یک نفر آدمی که با آنها دوست است کف می زنند و سوت می کشند و آمریکا را از یاد می برند. خط این بود که اصلا آمریکا منسی بشود. یک دسته شوروی را طرح می کردند تا امریکا منسی بشود، یک دسته "الله اکبر " را کنار می گذاشتند، سوت می زدند و کف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود که این قضیه مرگ بر امریکا منسی بشود..." (صحیفه امام ج 15 ص29)
گفتاری از استاد حسن رحیمپور ازغدی پیرامون فتنه
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/۸/۸
دشمنان علی(ع) از خوشسابقهترین صحابه بودند/ فتنهگران از همسر پیامبر برای رهبری شورش استفاده کردند
* وقتی راه را از چاه نشناسید بازی میخورید
به نظرم آمد قبل از امامزادگان عشق از امام عشق امیرالمومنین سخن بگوییم. برای حفظ عشق باید حتما به معرفت شناسی عشق توجه کرد، به ریشههای معرفتی عشق که اگر آگاهی نباشد عشق هم نخواهد بود و بنابراین اگر بخواهیم پرچم عشق را سر دست نگه داریم باید آگاهی را نیز سر دست نگه داریم که یک راه مهم آن مطالعات اسلامی حساب شده و متراکم است. بدون کتاب خواندن و بدون زحمت کشیدن هیچ کس حافظ هیچ فرهنگی نمیتواند باشد و با صرف احساسات، هم خطر افراط و تفریط است و هم اندیشههای صحیح نهادینه و ریشه دار نمیشود.
با وزش یک طوفان، یک بحران و آمدن یک فتنه فرهنگی، یک شبه همه چیز زیر و رو میشود؛ شما خالصید، صادقید اما وقتی راه را از چاه نشناسید بازی میخورید.
در اینجا بنده به یک نمونه از بازی خوردگان در تاریخ اشاره میکنم که شما اگر ایمان و عشق بازی و عشق ورزی و شهادت طلبی را که بالاترین درجه خلوص یک انسان است داشته باشید ولی اگر از پشتوانه معرفتی درستی برخوردار نباشید هر آینه ممکن است بلغزید یا اگر هم نلغزید چون ثبات ندارید بعد از مدتی دچار تردید یا پشیمانی خواهید شد.
به نظرم آمد اگر به دوره چند ساله ولایت و حاکمیت امیرالمومنین نظری بیندازیم متوجه خواهیم شد که از جهاتی به شرایط ما کمک خواهد کرد؛ دورانی که حکومت به امیرالمومنین رسید، به لحاظ زمانی شبیه دوران ما است. سال 35 هجری یعنی 25 سال از رحلت پیامبر(ص) گذشته است.
* تاریخ را میخوانیم تا تکلیفمان معلوم شود و عبرت بگیریم
قبل از این بعنوان مقدمه عرض کنم که تاریخ را به 2 شیوه میتوان مطالعه کرد؛ هم قصه وار و به قصد آفرین یا نفرین گفتن به افرادی که این شیوه خوبی است ولی اصلاً کافی نیست. روش دومی هم برای بازخوانی تاریخ و سیره پیامبر(ص) وجود دارد که ما را به این نحوه باز خوانی تاریخ توصیه کردهاند که فقط قصه خوانی نیست و به قصد اعتبار و عبرت گرفتن است.
عبرتگیری یعنی جوهر تاریخ را بشناسید و موارد مشابه را در دوران خود پیدا کنید و از سوراخی که افرادی در این دوره گزیده میشوند شما دیگر گزیده نشوید؛ عبرت گرفتن از تاریخ یعنی مواجهه صحیح تجربه اندوزانه با تاریخ؛ برخی ممکن است بگویند که این یک نوع شبیه سازی است اما شبیه سازی غیر از عبرت است و در واقع شبیهسازی تحریف تاریخ است.
شبیه سازی یعنی اینکه شما فقط ظواهر و شباهتهای سوری این دوره و آن دوره را پیدا کنید؛ مانند شباهت اسمی یا شباهت راجع یک زمان یا مکان خاصی که یک شباهت ظاهری است که بعد از آن میخواهند نتیجهای از آن بگیرند و راجع به امروز یا آن روز داوری کنند. این را میگویند شبیه سازی که کار درستی نیست و البته خیلیها هم این کار را کردهاند اما عبرت گرفتن نوعی شبیه یابی است نه شبیه سازی؛ یعنی شما تاریخ را فقط به قصد آفرین یا نفرین گفتن مطالعه نمیکنید بلکه میخوانید تا تکلیف خودتان معلوم شود. اینکه امروز من چه باید کنم. آن وقت باید خط و ربطهای آن زمان و امروز را بشناسید و به این شکل است که میتوانید در فتنه و شبهه درست موضع بگیرید و بازی نخورید.
* خوارج صادق بودند ولی بازی خوردند
ممکن است کسی صادق باشد ولی بازی بخورد، ممکن است کسی پرشور و عاشق باشد ولی بازی بخورد، چنانکه بخشی از خوارج این گونه بودند. میدانید که خوارج انسانهای منافق و کافر و فاسق نبودند بلکه آدمهای بسیار پاک باز و مومنی بودند و در اهداف خود خالص بودند، اهل نماز شب و تهجد بودند. اصلاً میدانید که خوارج وقتی برای ترور حضرت امیر(ع) و دو نفر دیگر در مسجدالحرام پیمان بستند و گفتند که تمام مشکلات جهان اسلام زیر سر این سه نفر است: علی(ع)، معاویه و عمر و عاص؛ ما باید این سه نفر را در یک شب ترور کنیم و اگر خودمان هم کشته شدیم شهید در راه خدا هستیم و اگر این سه نفر را ترور کنیم جهان اسلام از این جنگ های داخلی و اختلافات رها میشود.
البته از سه ترور فقط یک ترور موفق بود و آن ترور علی (ع) بود.
آگاهی از تاریخ و معرفت اسلامی، آشنایی با قرآن، سنت و عقل لازم است. بعد از رحلت پیامبر(ص) مسائلی راه افتاد که بهترین تعبیر از آن تعبیر به فتنه و شبهه است.
* هیچ یک از درگیریهای زمان علی(ع) دعوای اسلام و کفر نبود
دهه سوم بعد از رحلت پیامبر(ص) بعنوان رهبر اصلی نهضت و بنیانگذار اسلام، درگیریهایی که در زمان علی(ع) پیش میآید هیچ کدام دعوای بین اسلام و کفر نیست. تقریبا لشکر کشیها و نبردهای جهاد، اسلام و کفر بود که در زمان سه خلفای قبل در جهان اسلام مدام گسترش مییافت البته در این زمان، ایران و بخش مهمی از رم فتح شده بود. در زمان علی(ع) فتوحات خارجی و جنگ اسلام و کفر تقریباً وجود ندارد و خیلی کم رنگ شده است؛ در زمان علی(ع) 3 درگیری وجود دارد آن هم بین مسلمانان؛ در هر 3 درگیری (جمل، صفین و نهروان) هر دو طرف جنگ مسلمان هستند. یعنی خویشان، اصحاب و بستگان پیامبرند و افرادی هستند که سابقه سربازی برای اسلام داشتند، سابقه داران جهاد و مبارزه انقلابی بودند، افرادی که برای اسلام شمشیر زده بودند و بارها تا مرز شهادت پیش رفته بودند. لذا درگیریها سیاسی بود که بعد نظامی شد و به این شکل 3 جنگ در یک دوره حدود 5 ساله بر علی(ع) تحمیل شد.
* جنگهای زمان حضرت علی(ع) همگی مصداق فتنه بود
هر 3 دعواهای جناحی بود و اصلاً دعوای حق و باطل نبود لذا از آن تعبیر به فتنه میشود؛ فتنه یعنی مسئلهای که نه فقط عوام بلکه گاهی خواص نیز در آن اشتباه میافتند.
امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه چند بار خطاب به مسلمانان فرمود که حق را با آدمها نسنجید، ملاکتان انسانها نباشد چرا که انسانها تغییر میکنند. همه در معرض فسادیم، هیچ کس خائن و فاسد به دنیا نیامده است، همه ما کم کم فاسد یا خائن میشویم. فردی که علی(ع) را ترور کرد کافر نبود جزء سربازان علی بود، مجاهدی رزمنده بود که سابقه فعالیت در جبهه داشت. شمر که سر حسین(ع) را برید مجاهد بود، رزمندهای بود که 35 سال قبل جزو افسران حضرت امیر(ع) بود اما دو دهه بعد در کربلا سر امام حسین (ع) را میبرد و شد جزو افسران یزید. همه ما در خطریم، هیچ کس نباید به سابقه خود تکیه و اعتماد کند؛ باید بدانیم که تا مرجع تقلید شویم در خطریم، ما مرجع تقلیدی داشتیم که میخواست علیه امام خمینی (ره) کودتا کند، مرجع تقلیدی که هم مقلد داشت و هم رساله.
* فتنه بروز عملی شبهه است
حضرت امیر (ع) میفرماید: شیطان با هیچ کس شوخی ندارد و سراغ همه میرود و از هیچ کس نمیگذرد، سراغ قویترین رزمندگان، مجاهدان و شهادتطلبان تاریخ رفته و آنها را فاسد کرده است. سر کینه، رقابت، جاه طلبی، ریاست طلبی و قدرت طلبی، ثروت طلبی و شهوت طلبی و به همین خاطر همه ما تا لحظه آخر در خطریم و باید دانست که فتنه بروز عملی شبهه است.
در آیات 2 و 3 سوره عنکبوت آمده است که آیا مردم فکر کردند که رها میشوند و هیچ آزمونی در کار نیست، باید گفت که یکی یکی شما را به صلابه آزمایش میکشیم و نمیگذاریم کسی بگوید که ما مؤمنیم.
خداوند صریح میفرماید: آیا مردم گمان کردهاند که همینطور رها میشوند و همین که بگویند ما ایمان آوردیم مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟ باید امتحان پس دهید و باید معلوم شود که به چه دل بستید؟ آیا منافع، جاه طلبی، قدرت و ثروت را زیر پا میگذارید یا خیر؟ باید مشخص شود که خدای تو کیست، خدای تو چیست، باید معلوم شود که حقیقتاً خدا پرست هستی یا نه. نام هر کسی را که در تاریخ میخوانید در آزمون قرار دادهایم، بر سر انتخاب قرار دادیم که بین دین و دنیا انتخاب کند، خداوند میفرماید نمیگذاریم هیچ کدامتان از دنیا بروید مگر اینکه بین دین و دنیا انتخاب کنید.
باید معلوم شود که چه کسانی صادق و چه کسانی کاذب هستند. به ظاهر شما ما بازی نمیخوریم بلکه همه شما باید آزمون پس دهید تا معلوم شود چه کسانی صادقاند و چه کسانی کاذب.
* بعد از پیامبر، جنگ بین اسلام درست و اسلام قلابی بود
امیرالمؤمنین (ع) میفرماید زمانی که این آیات بر پیامبر(ص) نازل شد من خدمت ایشان بودم و از ایشان پرسیدم و ایشان آیه را خواند و فهمیدیم عمده فتنههایی که در این آیات نام برده شده، فتنههایی است که بعد از پیامبر(ص) اتفاق خواهد افتاد که حق و باطل مخلوط شده است چرا که زمان پیامبر(ص) جنگ اسلام صریح و کفر صریح بود اما بعد از پیامبر، جنگ بین اسلام درست و اسلام قلابی بود ولی هر دو اسلام بودند و هر دو طرف میگفتند ما حامی پیامبریم، اصحاب پیامبریم، مجاهد راه قرآنیم. بنابراین دعوا خیلی پیچیده شد و تشخیص حق از باطل سخت شد. البته برای برخی افراد سخت شد و الا اگر کسی دقت میکرد و مبانی را میشناخت باز هم آسان بود.
حضرت امیر(ع) میفرماید از پیامبر (ص) پرسیدم این چه فتنهای است، رسول خدا فرمود: علی پس از من این امت به فتنه خواهند افتاد و دچار انواع امواج آزمون خواهند شد.
پیامبر(ص) به علی(ع) بشارت داد که تو شهید خواهی شد اما نه در این جنگ بلکه در زمانی که مردم دچار فتنه شدهاند و با ایمان خود بر خداوند منت میگذارند و بر اساس شبهات عمل میکند و موضع میگیرند و وارد عمل میشوند.
امیرالمؤمنین(ع) در ادامه میفرماید: از پیامبر(ص) پرسیدم یعنی از دین برگشتگی؟ یعنی همه کافر میشوند؟ پیامبر(ص) فرمود: نه؛ بلکه فریفتگی؛ این افراد بازی میخوردند البته خود آنها نیز دلشان میخواهد که بازی بخورند.
* مخلوط شدن دوست و دشمن از عوارض چهارگانه فتنه است
طی این 30 سال انقلاب در موارد متعددی برای کشورمان فتنههایی پیش آمد که خود مردم و نیروهای انقلاب گاهی با یکدیگر درگیر شدند و نفهمیدند که حق و باطل چیست.
حضر امیرالمؤمنین(ع) در حکمت 3 میفرماید: نگویید خدایا پناه بر تو از فتنه چون همه شما بیاستثنا دچار فتنه خواهید شد چراکه باید امتحان پس دهید و باید مشخص شود که شما صادقید یا کاذب.
حضرت امیرالمؤمنین(ع) در خطبه دوم نهج البلاغه در خصوص فتنه بحث میکنند و میفرمایند: فتنه چون شتری مست مردم را پی در پی پایمان میکرد و ناخن در ایمان آنها میزد. فتنه مسئلهای است که به ایمان افراد ناخنک میزند و بعد امیرالمؤمنین(ع) فرمود: فتنه که میآید چند چیز نیز به دنبال آن میآید:
اول: تردید یعنی اینکه همه به شک میافتند.
دوم: اختلاف
سوم: بیثباتی و تزلزل در ایمان
چهارم: گم کردن دوست و دشمن و مخلوط شدن دوست و دشمن؛
حضرت امیر(ع) فرمودند که اینها از عوامل فتنه است.
* شروع فتنه از هوای نفس و بدعت نظری در مفاهیم است
امام علی(ع) در خطبه 50 نهجالبلاغه در خصوص اینکه فتنه چگونه شروع میشود صحبت میکنند و میفرمایند که شروع فتنه از دو جاست:
یک بعد نفسانی دارد یعنی خودخواهی؛ افرادی پیدا میشوند که خود محورند، دیکتاتورند، منفعت طلبند و فقط دنبال قدرت و پیروزی خودشان هستند.
دوم اینکه شروع فتنه از بدعت نظری در مفاهیم است؛ یعنی تغییر دادن اصول یا تحریف آن.
حضرت امیرالمؤمنین(ع) در خطبه 50 این دو عامل را نقطه شروع فتنه میداند.
سپس گروهی از گروه دیگری کمک میخواهند؛ یعنی یک عده انحرافات فکری را تئوریزه میکنند و عدهای هم برای نفسانیت آنها هیزم میریزند و آنها هم با نفسانیت خود روی مفاهیم تئوریک آنها نفت میریزند.
* خداوند در زمان فتنه اهل حق را رها نمیکند
امام علی(ع) در خطبه 50 نهجالبلاغه در خصوص اینکه فتنه چگونه شروع میشود صحبت میکند و میفرماید که شروع فتنه از دو جاست:
یک بعد نفسانی دارد یعنی خودخواهی و دوم اینکه شروع فتنه از بدعت نظری در مفاهیم است.
یک عده در اصول و مفاهیم بدعت میگذارند، آن را تحریف میکنند و عدهای هم برای قدرت طلبی و دنیاخواهی پیش میآیند؛ امام علی(ع) فرمود فردی او را یاری میکند، فردی در مفاهیم بدعت میگذارد. ایشان می فرماید که اگر باطل با حق در نیامیزد و مخلوط نشود حقطلبان به راحتی آن را تشخیص میدهند و کار باطل پیش نمیرود ولی در فتنه، فتنهگران اندکی از حق و باطل را میگیرند و آن را مخلوط میکنند؛ یعنی زمانی که سخنرانی یا منبر آنها را گوش میکنید و یا مقاله و کتاب آنها را میخوانید متوجه میشوید که مباحث درستی در آن وجود دارد ولی در واقع مقداری از حق و مقداری از باطل با هم مخلوط و ارائه شده است؛ یعنی این مطالب باطل صریح نیست.
حضرت امیر(ع) میفرمایند: اینجاست که بازار شیطان گرم میشود و در جامعه یارگیری میکند. با این حال اینجا هم اگر کسی اهل حق باشد و تقوا حق داشته باشد، حضرت امیر میفرمایند که خداوند رهایش نمیکند.
* در زمان فراگیری شبهه اگر حق و باطل را تشخیص نمیدهید بر جای خویش بمانید تا حجت پیدا کنید
امام علی (ع) در خطبه 151 نهجالبلاغه میفرمایند: مردم شما هدفگیری شدید و مورد آماج بلا و امتحان هستید، بیدار شوید و از مستی وفور نعمت و از سختی عقوبت بترسید؛ آنگاه که غبار شبهه برانگیزد برجای خویش بمانید، حرفی نزنید و اقدامی نکنید و اگر نمیتوانید حق و باطل را تشخیص دهید بر اساس تعصب و احساسات موضع نگیرید. فرمودند وقتی نمیدانید حق و باطل چیست اگر تقوای حقطلبی دارید، آرام باشید. زمانی که متوجه نمیشوید و حجت عقلی و شرعی ندارید و بخواهید بر اساس احتمال، حدس، گمان، تبلیغات و تلقینات موضع بگیرید بیدار باشید و آنگاه که غبار شبهه برمیخیزد، بر جای خویش بمانید تا حجت پیدا کنید. فرمودند وقتی فتنهها پیدا شود و راه کج پیش پای هر یک از شما بگذارد و آسیابش بچرخد، فتنه آغازش چون ابتدای جوانی، دلربا، فریبنده و جذاب است اما وقتی پایان یابد آثارش شوم و زشت است؛ چون نشانههای ضربت سنگ.
حضرت امیر(ع) فرمودند: فتنه وقتی میآید در ابتدای آن نمیفهمید که فتنه است چرا که همه چیز مرتب، قشنگ، درست و تئوریزه شده است. فرمودند که اینجا جای صبر و دقت است. آغاز فتنه از افرادی است که بر سر قدرت، ثروت و ریاست مسابقه میگذارند و چون سگان این مردار را از دندان یکدیگر میربایند و یکدیگر را میجوند و پس از مدتی پیروان از رهبران اعلام بیزاری و برائت میکنند و رهبرانشان از پیروانشان گلایه میکنند. هر یک تقصیر را برعهده دیگری میگذارد و چون دشمنان از یکدیگر جدا میشوند، هیچ یک مسئولیت آنچه کردند و مسئولیت فتنه را برعهده نمیگیرند و یکدیگر را با لعنت دیدار میکنند.
* حضرت امیر به مردم سفارش میکند مبادا امام حاکم خود را در این فتنهها تنها بگذارید
حضرت امیر(ع) میفرمایند: وقتی شبهه برمیخیزد بر جای خویش بمانید، آنگاه که شبهه گرد و غبار میکند، فتنه از رهگذرهای پنهان و غیر آشکار در میآید، پس آنگاه به رسوایی و زشتی میگراید.
امام علی(ع) در خطبه 93 نهجالبلاغه میفرماید: فتنه زمانی که میآید از روبرو شناخته نمیشود، وقتی که تمام میشود از پشت سر شناخته میشود یا در جای دیگری میفرماید ای مردم امام حاکم خود را در این فتنههای تنها مگذارید تا بعدها خود را سرزنش کنید. خود را در آتش فتنهای که پیشاپیش آن رفتهاید بیاندیشه در میآورید همانا من برای شما چراغم در تاریکی، هر کس در تاریکی است و حق را از باطل نمیشناسد به این چراغ بنگرد، به من بنگرد و راه را بیابد.
* دشمنان علی(ع) در جمل از خوشسابقهترین اصحاب پیامبر(ص) بودند
حضرت امیر(ع) فرمود: در فتنه دلهای سابقاً مؤمن دو دل و سست میشوند، مردان سالم گمراه میشوند، رأی درست و نادرست در هم میآمیزد، فرزند با پدر کینه میتوزد، پدر و فرزند علیه یکدیگر کینه میورزند.
در زمان امام علی(ع) یکی از مواردی که خود حضرت آن را فتنه نامیدند، شورش جمل بود که منتهی به جنگ جمل شد و این جنگ، اولین جنگی بود که بر علی(ع) تحمیل شد یا خود حضرت در نهجالبلاغه، شورش طلحه و زبیر را فتنه نامیدند و از مردم خواستند که آن را سرکوب کنند و طی نامهای به مردم کوفه نوشتند که دیگ آشوب به جوش آمده و فتنه آغاز شده است؛ همه به سوی رهبر خود بشتابید و در جهاد علیه فتنه شتاب کنید که تأخیر خطرناک است.
دشمنان حضرت علی(ع) در جنگ جمل جزو خوشنامترین خوشسابقهترین افراد و اصحاب پیامبر(ص) بودند؛ کسانی که حضرت امیر(ع) میفرماید ما از کودکی و خردسالی با هم بزرگ شدیم و در جبههها همیشه همه در کنار هم بودیم.
طلحه و زبیر بارها در جهاد در خط مقدم بودند. شخص دیگر کیست؟ عایشه؛ امالمؤمنین و همسر پیامبر(ص). عایشه جزو نزدیکترین افراد به پیامبر(ص) بود.
عثمان خلیفه سوم کشته و پس از آن شورش شروع میشود. این شورش به حدی است که سه روز جنازه خلیفه روی زمین میماند و هیچ کس حاضر نمیشود که او را دفن کند؛ یعنی فضای مدینه اینگونه بود. میدانید که جنازه عثمان، خلیفه سوم را در نیمه شب و بعد از سه روز آنهم با وساطت امیرالمؤمنین(ع) برای دفن بردند. ابتدا مردم مدینه نگذاشتند که او در قبرستان مسلمانان دفن شود و به همین خاطر عثمان را در مقبره و باغ یک کسی دفن و بعد روی آن دیوار خراب کردند تا کسی نبش قبر نکند که بعدها همانجا جزو قبرستان بقیع شد.
در واقع خود قضیه قتل خلیفه نیز یک فتنه بود و از مواردی بود که حق و باطل با یکدیگر مخلوط شده بودند. حضرت امیر(ع) هم منتقد روش حکومتی عثمان بودند و هم در عین حال مخالف قتل خلیفه.
* آنچه که برای اجرای عدالت پیش رو داریم انواع و اقسام رنگها و چهرهها و صداها است
خلیفه کشته میشود و مردم به سمت حضرت علی(ع) هجوم میآورند. اصحاب، مهاجرین و انصار و همه به سمت علی(ع) هجوم میآورند که باید رهبری را برعهده بگیرید. در ابتدا حضرت میفرمایند که من را رها کنید و سراغ افراد دیگری بروید. هستند افرادی که دلشان میخواهد و برای تحویل حکومت آمادگی دارند. از من بگذرید. من اگر در حاشیه باشم و کمک کنم و نظارت داشته باشم بهتر از این است که مسئولیت حکومت را برعهده بگیرم. آنچه که برای اجرای عدالت پیش رو داریم انواع و اقسام رنگها و چهرهها و صداها است. بعد از این خود شما درست تشخیص نخواهید داد و برخی از شما مقابل من خواهید ایستاد. عدهای از شما کنترل احساسات خود را از دست خواهید داد و ایمان قبلیتان خواهد لرزید و عقلهایتان ثبات نخواهد داشت.
همه شما قدرت تشخیص نخواهید داشت؛ یعنی این کار به لحاظ نظری هم ثبات عقلی یعنی تشخیص درست حق از باطل میخواهد و هم ایمان و قلب محکم؛ ولی اکثر شما این شرایط را ندارید؛ نه قلبهای شما برای این کار محکم خواهد بود و نه عقلهایتان ثبات خواهد داشت تا حق را از باطل به درستی تشخیص دهید. من از همین حالا میبینم که آفاق تیره و نیمه تاریک و نیمه روشن خواهد بود و این را بدانید اگر من مسئولیت حکومت را قبول کنم دیگر گوشم بدهکار وراجیها و سرزنشهای دیگران نخواهد بود و به آنچه که خودم درست میدانم عمل خواهم کرد. بنابراین با چشم باز با من بیعت کرده و به من رأی دهید.
* بیعتکنندگان با علی(ع) سه جنگ را به ایشان تحمیل کردند
حضرت امیر(ع) میفرمایند: من نمیخواستم مسئولیت حکومت را قبول کنم ولی چونان جمعیت به سمت من هجوم آورد که لباسم از دو طرف پاره شد، دختران از فرط اشتیاق حجاب خود را کنار گذاشتند و به سمت من میآمدند و پیرمردهایی که با عصا راه میرفتند چنان به سویم میآمدند که عصای خود را پرت کردند.
من وقتی دیدم مردم این چنین به سمت من آمدند و بیعت عمومی است و همه میگویند که ما پای تو ایستادهایم، دیگر بهانهای نداشتم که این مسئولیت را قبول نکنم و حجت بر من تمام شد. با این حال میدانستم که برخی از همین افراد با من چگونه رفتار خواهند کرد و زمانی که خلافت و رهبری را پذیرفتم، گروهی از همین افراد پیمان شکستند(ناکثین)، گروه دیگری از دین خارج شدند(مارقین) و دسته سوم ستم کردند (قاسطین) و همینها سه جنگ را به من تحمیل کردند. گویا نشنیده بودند که خداوند در قرآن فرموده بود که آخرت از آن افرادی است که در دنیا دنبال فساد و برتری طلبی نباشند و این خانه و دار آخرت را مخصوص افرادی قرار دادیم که اراده*********** علو یعنی برتری طلبی، ریاست و قدرت طلبی و اراده فساد نداشته باشند.
حضرت امیر(ع) میفرمایند: چطور شما در قرآن این آیه را میبینید ولی باز با من درگیر شدید. چرا این آیه در ذهن همه شما وجود دارد اما دنیا چشم شما را پر کرده است و به وقتش آیههای این چنینی را فراموش میکنید. علتش این است که منافع شما به خطر میافتد. سوگند به خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید اگر آن گروه بسیار برای بیعت با من هجوم نمیآوردند و حجت بر من تمام نشده بود و اگر نبود که خداوند از عالمان و آگاهان پیمان گرفته است که بر گرسنگی ستم دیدگان و شکمبارگی ستمگران آرام نگیرند به خدا سوگند مسئولیت حکومت را قبول نمیکردم و مهار شتر حکومت را روی کوهان آن میانداختم تا هرجا دلش میخواهد برود و آب پایان آن را به جام آغاز آن میدادم، و میدانید و میدانستید که دنیای شما در نزد من بیارزشتر است از عطسه بز.
ابن عباس روایت میکند: در دومین روزی که مردم مدینه با علی بیعت کردند امام علی همان اول آمد و سخنرانی کرد که از همین سخنرانی جنگها بیرون آمد و فهمیدند که با علی نمیشود ساخت و باید با او جنگید و حکومت وی باید براندازی و ساقط شود.
ابن عباس روایت میکند حضرت امیر(ع) در بخشی از سخنرانی خود گفت: مردم در روز اول حکومت به شما بگویم، ای مردم بدانید که هر زمین و امکاناتی که از بیتالمال در دوره قبل گرفتید و به شما داده شده، از اموال خدا و اموال مردم و بیتالمال به هر کس دادند همه آنها بدون استثنا به بیتالمال باز خواهد گشت، همه را مصادره میکنم و از شما پس میگیرم، هر کس هر آنچه را که از بیتالمال بیش از سهم خود برداشته است به بیتالمال باز میگردانم اولین قدم اول حکومت بنده است، بعد هم نگویید که بر گذشتهها صلوات.
حضرت امیر(ع) فرمود: حقی که زمان بر آن گذشته است باطل نمیشود، حق و حقوق و عدالت مشمول عبور زمان نمیشود، اگر این اموالی را که از بیتالمال برداشتید و رفتید و با آن ازدواج کردید و یا مهریه همسرتان کردید همان را از شما پس میگیرم، و اگر هم در نقاط مختلف سرمایهگذاری کردید همه را از شما پس خواهم گرفت چرا که اینها مال شما نیست، اینها مال خداست و متعلق به فقرا و محرومان است، هرکدامتان هم بگویید که عدالت سخت است، حضرت فرمودند اتفاقاً آسان است، در اجرای عدالت گشایش، سعه و راحتی است برای همه، اتفاقاً اگر عدالت اجرا شود همه راحت زندگی میکنند، اگر کسانی فشار عدالت را سخت میدانند بدانند که فشار بیعدالتی سختی بیشتری دارد.
حرفهایی را هم که بیان میکنم شعار نیست یعنی گردن من به آنچه میگویم گرو است، گردن من در گروه صحبتهای من است و جانم را در راه صحبتهایم میدهم.
فرمودند: افرادی که تقوا داشته باشند در شبهات وارد نمیشوند، چرا که از این به بعد عدهای در افکار عمومی شبهه ایجاد میکنند آن هم با عنوانهای قشنگ تا مقابل مرا بگیرند، ولی در این میان افرادی که تقوا داشته باشند وارد شبهات نمیشوند و بازی نمیخورند ولی افرادی که دلشان میخواهد بازی بخورند بازی میخورند، آگاه باشید که بلا و آزمایش شما و آزمون بزرگ شروع شد عین روز اولی که پیامبر (ص) آمد.
مانند 30 سال پیش، آن موقع بین اسلام و کفر انتخاب کردید دوباره کاری میکنم که مجبور شوید بین اسلام و کفر انتخاب کنید، دوباره سر دوراهی قرارتان میدهم، بازی تمام شد، نمیشود روش کفار را پیش بگیرید ولی با ظاهر مذهبی، نمیگذارم، باید بین عدل و ظلم انتخاب کنید، دوباره باید معلوم شود که چه کسی مؤمن است چه کسی کافر و فاسق، غربال میشوید، یا بر من با با من یعنی یا با حق یا بر حق، تصمیم خود را باید بگیرید، انقلاب یا ضد انقلاب، حق یا باطل، عدل یا فساد.
* بزرگان اسلام در زمان پیامبر بر سر قدرت با امیرالمومنین درگیر شدند
حضرت امیر(ع) فرمود: چنان در دوران حکومت من بر هم زده خواهید شد و کاری میکنم با کفگیر آزمون مجدد انقلاب، آنهایی که پائین هستند بالا و افرادی که بالا هستند پائین بیایند و به این شکل زیر و رویتان میکنم. می فرماید که این گونه نیست یک بار امتحان دهید و تا آخر عمرتان گارانتی شوید.
اینکه ما 20 سال پیش زمان پیامبر(ص) امتحان داده ایم، کافی نیست بلکه دوباره باید امتحان دهید چراکه هیچ کسی گارانتی نیست. فرمود که در این امتحان مجدد، گاهی کسانی که سابقههای درخشان و طولانی از زمان پیامبر(ص) در اسلام داشتند در این مسابقه و آزمون دوباره عقب میافتند و افرادی که در آن دوره کسی نبودند و کسی آنها را نمیشناخت جلو میافتند.
فرمود این یک آزمون دوباره است و یک بار برای همیشه نیست، دوباره باید آزمون پس دهید و به خدا سوگند من فریبتان ندادم و نخواهم داد و چیزی را از شما مخفی نکردم. به خدا سوگند هیچ حقیقتی را از شما پنهان نکردم. من حکومتی را تشکیل دادم که در آن با شما مردم چیزی را مخفی ندارم و هیچگاه به شما دروغ نگفتم و مرا به این مقام و به این روز خبر دادهاند.
جالب این است اول کسی که با علی(ع) دست بیعت داد طلحه بود. بعد زبیر بیعت میکند و همینها چند ماه بعد با امیرالمؤمنین آن هم بر سر قدرت درگیر میشوند. حضرت امیر میفرمایند: کسانی از شما که برادران خود من هستید، کسانی از شما در این سالها در این دنیا غرق شدند و اموالی را تصاحب کردند. من وقتی مقابل این افراد را بگیرم و خواهم گرفت و فقط حقوق خود آنها را به آنها خواهم داد از دست من عصبانی خواهند شد. فریاد خواهند زد که پسر ابوطالب ما را از حقوقمان محروم کرد و به ما ظلم کرد. آگاه باشید هر کس از مهاجرین و انصار و از اصحاب پیامبر و خویشان پیامبر و از بستگان پیامبر و همه کس خیال و گمان کند که به خاطر سابقهاش، به خاطر همنشینی با پیامبر بر دیگران نسبت به بیتالمال برتری دارد بداند که خطاست.
* طلحه و زبیر سهم بیشتری از بیتالمال از امام میخواستند
فرمود هر کاری انجام دادید برای خدا انجام دادهاید پس پاداش آن را در آخرت از خدا بخواهید. در دنیا همه مساوی اند. شما قدیمیترین و باسابقهترین مسلمان، با مسلمانی که همین امروز مسلمان میشود نزد ما به لحاظ سهمش از بیتالمال مساوی است. هر کس که رو به قبله ما آورد شایسته برخورداری از حقوق اسلامی و حدود اسلام است. شما همه بندگان خدا هستید و بیتالمال، مال خداست و آن را میان همه شما به طور مساوی تقسیم خواهم کرد و هیچ کس بر دیگری برتری و مزیت ندارد. پرهیزکاران و سابقهداران در فردای قیامت پاداش خود را از خداوند بخواهند و خداوند دنیا را پاداش پرهیزکاران و مجاهدان قرار نداده است. آنچه نزد خداست برای نیکوکاران بهتر است، فردا بیائید تا اموال را به روش جدید تقسیم کنیم.
روز بعد طلحه و زبیر به مسجد آمدند. در گوشهای دور از مسجد تجمع دیگری انجام شده و مردم را به دو بخش تقسیم میکنند. مردمی که پشت علی(ع) نماز را اقامه می کردند به طلحه و زبیر عبداللهابن زبیر، مروان و جمعی دیگر از مردان قریش پیوستند و ساعتی آهسته با یکدیگر پچ پچ میکردند. بعد مخالفت آنها آشکار شد. عمار آمد پیش علی(ع) و گفت: این سخنرانی چه بود که شما انجام دادید. کمی آرامتر؛ همین روز اول این افراد دارند پرچم برمیدارند و فتنه و خلف وعده میکنند. کمی ملاحظه کنید که دوباره حضرت امیر رفت بالای منبر و سخنرانی کرد.
حضرت علی(ع) روز سوم حکومت، همچنان که شمشیر بر کمر بسته بود سخنرانی کرد و گفت: ای مردم برترین مردم نزد خداوند از نظر مقام فردی است که تابع کتاب و سنت باشد و به تکلیفش عمل کند. سپس به عمار گفت برو به طلحه و زبیر که گوشه مسجد نشستهاند بگو بیایند اینجا من با آنها کار دارم. وقتی آمدند حضرت به آنها گفت: شما را به خدا سوگند آیا چنین نبود که شما با میل خودتان و با آزادی کامل سراغ من آمدید و با من بیعت کردید؟ آیا من شما را مجبور به بیعت کردم؟ من قدرت طلب بودم یا شما از من خواستید؟ گفتند چرا ما گفتیم. حضرت امیر گفت: شما مجبور بودید و زور بالای سرتان بود که با من بیعت کنید یا خودتان خواستید؟ گفتند: ما با شما بیعت کردیم و فکر میکردیم که شما روش دیگری دارید، نمیدانستیم که اینگونه است. ما بیعت کردیم به شرطی که شما در کارها با ما مشورت کنید و بدون نظر ما کاری نکنید و فکر کردیم اگر ما رهبری شما را تایید میکنیم، شما هم هوای ما را دارید و بالاخره سهم و حق ما محفوظ است و فضیلت ما را بر دیگران در نظر میگیرید.
حضرت امیر(ع) فرمود: آیا من حقی از شما سلب کردم و یا به شما ستمی نموده ام؟ گفتند: نه، فرمود: آیا حقی از مسلمانی ضایع و پایمال کردم، یا حکمی از احکام خدا را زیر پا گذاشتم؟ گفتند: نه، حضرت فرمود: پس چرا از من دلگیرید؛ اگر من نه حق کسی را پایمال کردم و نه حکمی را زیر پا گذاشتم پس چرا شما با من مشکل دارید؟ گفتند: به خاطر روش حکومت تو و حرفهایی که مطرح میکنی و اینکه چرا در حکومت نظر ما را نمیپرسی. حضرت امیر(ع) گفت: من اگر در جایی نیاز به مشورت داشته باشم نظر شما را میخواهم آنچه که تا الآن گفتم نیاز به مشورت نبود چرا که نظر صریح خداوند و سنت پیامبر بود.
بعد طلحه و زبیر آمدند پیش حضرت امیر و گفتند که ما میخواهیم به عمره برویم. حضرت فرمود: شما قصد عمره ندارید و من میدانم شما کجا میخواهید بروید. این اجازه برای عمره نیست. دعوا و درگیری را شروع کردید و حالا میروید تدارک پیمانشکنی و درگیری را ببینید.
آنها قسم خوردند که اینگونه نیست. حضرت امیر لبخندی زد و گفت: پس دوباره تجدید بیعت کنید. آنها دوباره پیمان بسته و سوگند خوردند و و زمانی که رفتند، حضرت امیر(ع) فرمود: به خدا سوگند دیگر اینها را نخواهید دید الا اینکه به روی ما شمشیر میکشند و جنگ را بر ما تحمیل میکنند و هر دو آنها کشته خواهند شد.
* فتنهگران از همسر پیامبر برای رهبری شورش استفاده کردند
همه همسران پیامبر(ص) برای ما محترماند. حتی عایشه؛ ما عایشه را امالمؤمنین میدانیم و نباید به او اهانتی شود ولو اینکه او با علیابن ابیطالب(ع) درگیر شده است. خود حضرت امیر(ع) هم احترام عایشه را نگه داشت حتی بعد از جنگ که جناب عایشه اسیر شد و امیرالمؤمنین(ع) اجازه نداد کوچکترین اهانتی به وی شود.
طلحه و زبیر نامهای به عایشه مینویسند و در آن میگویند که به ما ملحق شو تا مقابل علی(ع) بایستیم چرا که علی اوضاع را به هم میریزد. ام سلمه مکه بود. آنجا از جریان مطلع میشود و میفهمد که طلحه و زبیر در حال برنامهریزی توطئهای علیه علی(ع) و حکومت ایشان هستند.
ام سلمه شروع به افشاگری و سخنرانی به نفع امام علی(ع)میکند که ای مردم! خود شما با علی بیعت کردید و نباید با او درگیر شوید چرا که حکومت علی(ع) حق است. خبر به عایشه میرسد که جناب امسلمه دارد افکار مردم را به نفع علی(ع) آگاه میکند. عایشه به ملاقات ام سلمه میآید و میگوید ای اختر ابا امیه! تو نخستین زن از زنان مهاجر رسول خدا و از بزرگان اهل بیت پیامبر(ص) هستی. بیشترین آیات الهی در خانه تو بر پیامبر نازل شد و جبریل بیش از همه در خانه شما بر رسول خدا نازل میشد.
امسلمه خطاب به عایشه میگوید شما که جزء مخالفان خلیفه سوم(عثمان) بودید چطور حالا به عنوان انتقام او میخواهید در برابر علی(ع) بایستید؟ و بعد ام سلمه شروع میکند به یادآوری برخی مسائل برای عایشه؛ اینکه آیا یادت میآید یه روزی علی آمد و پیامبر در مورد علی چه گفت و ... .
هر چه میگوید عایشه تأیید میکند و میگوید بله یادم هست. بعد ام سلمه میگوید: پس با این وضع دیگر این چه قیام و شورشی است که علیه حکومت مشروع به راه انداختهاید.
عایشه میگوید: مسائلی وجود دارد که باید حل و اصلاح شود و بعد ام سلمه میگوید که خودت می دانی.
ام سلمه نامهای خطاب به علی(ع) مینویسد و خبر میدهد که اینها دارند شورش را به پا میکنند. حضرت امیر(ع) در جایی سخنرانی میکند و میفرماید: کسانی که در حال حاضر به اسم خون عثمان حرف میزنند همه آنها میدانند که برخی از خود اینها در خون عثمان دست داشتند و کسی که برای مهار و کنترل شورش تلاش میکرد که خلیفه کشته نشود من بودم. عایشه گفته بود بله من به عثمان منتقد و معترض بودم ولی شنیدم خلیفه قبل از اینکه کشته شود توبه کرده بود بنابراین زمانی که توبه کرده نباید کشته میشد و الا قبول دارم که من هم جزو منتقدان و معترضان عثمان بودم ولی او توبه کرده بود پس چرا او را کشتند؟
حضرت امیر (ع) میفرمایند: جواب دادند که ما با هم دنبال قاتلان عثمان باشیم تا قاتل او را پیدا کنیم. حضرت آنجا توضیح میدهند که من هم منتقد و معترض به عثمان بودم و هم در عین حال مخالف قتل عثمان بودم و با افراطیونی که عثمان را به قتل رساندند مخالف بودم و در برابر آنها ایستادم.
* مقدسمآبانی مثل اشعری برای مقابله با فتنه حجت شرعی میخواستند
حضرت امیر(ع) که به خلافت رسید قصد داشت ابوموسی اشعری را که از زمان خلیفه قبل حاکم کوفه بود عزل کند اما مالک اشتر و عدهای به علی(ع) گفتند که ابوموسی اشعری هم عدهای مرید در شهر دارد که او را قبول دارند حالا بگذارید باشد تا ببینیم چه میشود. بعداً حضرت امیر(ع) میگوید من از اول میخواستم ابوموسی اشعری را بردارم چرا که او را انسان صالحی نمیدانستم ولی چون گفتند عدهای او را قبول دارند و برای اینکه مردم نگویند تا علی آمد همه را برداشت گذاشتم بماند.
ابوموسی اشعری در آن زمان امتحان خود را پس میدهد. حضرت امیر(ع) به ابوموسی اشعری که حاکم کوفه بود نامهای نوشت و گفت که طلحه و زبیر و عایشه قصد شورش دارند و حق هم با ماست. بنابراین برای ما نیرو بفرست و مردم کوفه را بسیج و کمک کن تا برویم بصره چرا که آنها آمدند و بصره را اشغال کردهاند.
بعد از آن ابوموسی اشعری شروع کرد با ادبیات مقدس مآب صحبت کردن؛ اینکه جنگ مسلمان با مسلمان و با کدام حجت شرعی اصحاب در برابر اصحاب بایستند؟ بله، شما علی هستید، اولین مسلمان هستید ولی آن طرف هم امالمؤمنین است، طلحه و زبیر هستند، زبیر سیفالاسلام است، یعنی چه جنگ مسلمان با مسلمان، این جنگ شبهه شرعی دارد. مردم! آرامش داشته باشید و به هیچ کدام از دو طرف ملحق نشوید چرا که ما بیطرف هستیم، این جنگ خلاف شرع است.
حضرت امیر(ع) گفت: این جنگ را بر ما تحمیل کردهاند، ما شروع نکردیم که به من میگویید خلاف شرع است. اینها علیه حکومت شورش کردند و میخواهند حکومت را براندازی کنند. باید به آنها بگویید و شما باید طرف حق را بگیرید و نباید بگویید که در هر صورت کاری نمیکنیم.
حضرت امیر دو بار نامه فرستاد ولی ابوموسی اشعری اعتنایی نکرد. بعد از این حضرت امیر(ع) محمدبن ابوبکر را به کوفه فرستاد و ابوموسی اشعری را عزل کرد.
امام علی(ع) شهر را به ابن عباس و محمد بن ابوبکر سپردند و با نیروها برای جنگ رفتند اما باز هم ابوموسی اشعری با حضرت مخالفت کرد و سخنرانی کرد مبنی بر اینکه ای مردم به جنگ نروید چرا که آن طرف جنگ نیز اصحاب پیامبر اند، کسانی هستند که نزد پیامبر سوابق دارند و خویشان پیامبر اند و بزرگان اسلامند، با چه کسانی میخواهید بجنگید؟
ابوموسی اشعری شروع به سخنرانی و ایجاد تردید و شبهه در دل مردم کرد تا اینکه حضرت امیر (ع) مالک اشتر را به کوفه فرستادند و او نیز ابوموسی اشعری را با حالت ذلت بازداشت و از سمتش عزل کرد.
یاران چه غریبانه رفتند از این خانه...
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٧/٢۸
((ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندربهم یرزقون))




شهادت امام جعفر صادق(ع) تسلیت باد
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٧/٢۱

حرف اول...
نویسنده: بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت واحد بهشهر - ۱۳۸۸/٦/٤
هو الحق
سلام...
مدتی بود که می خواستیم راهش بیاندازیم...